زنگنه:

آمریکا ناگزیر به بازگشت به میز مذاکره است

تهران - ایرتانیوز - عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس بیان کرد: تنگهٔ هرمز و مجموعهٔ خلیج فارس تأمین‌کنندهٔ بخش بزرگی از انرژی جهان و مواد اولیهٔ صنایع پتروشیمی و محصولات مایع صنعتی است و به همین دلیل آمریکا ناگزیر به بازگشت به میز مذاکره است.

به گزارش ایرتانیوز، محسن زنگنه نماینده تربت حیدریه و مه ولات و زاوه در مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با رسانه ملی، گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی در آغاز جنگ، ۲ هدف اصلی را دنبال می‌کردند: نخست، تغییر ساختار نظام جمهوری اسلامی، و دوم، تضعیف توان هسته‌ای کشور از طریق خارج کردن اورانیوم و از بین بردن زیرساخت‌های این صنعت. با این حال، در میانه میدان، ماهیت درگیری کاملاً اقتصادی شد و حتی خود ترامپ، که تصور نمی‌کرد در چنین بن‌بستی گرفتار شود، به‌تدریج از اهداف اولیهٔ سیاسی و هسته‌ای فاصله گرفت و به سمت اهداف اقتصادی سوق داده شد.

۲۰ درصد تجارت و اقتصاد جهانی وابسته به تنگه‌هرمز است

زنگنه بیان داشت: علت این تغییر نیز روشن است؛ جمهوری اسلامی علاوه بر وارد کردن ضربات سنگین نظامی به رژیم اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا ـ که بارها دربارهٔ آن صحبت شده است ـ در حوزهٔ اقتصادی نیز حملات قابل توجهی به صنعت پتروشیمی، پالایشگاه‌ها و صنایع های‌تک اسرائیل و برخی کشورهای خلیج فارس وارد کرد. ارزش این ضربات اقتصادی سه تا چهار برابر خسارت‌هایی بود که دشمن به شرکت‌ها و زیرساخت‌های انرژی ما وارد کرده است.

وی افزود: در کنار این مسائل، مهم‌ترین موضوع تنگهٔ هرمز است؛ گذرگاهی که نزدیک به ۲۰ درصد تجارت و اقتصاد جهانی از آن عبور می‌کند و بسته شدن آن عملاً همهٔ جهان را تحت تأثیر قرار داده است. آمریکایی‌ها تلاش داشتند چنین القا کنند که چون خودشان نفتشان را از این مسیر نمی‌برند، مسئولیتی متوجه آنان نیست و این کشورهای منطقه هستند که باید تنگه را باز نگه دارند.

زنگنه با بیان اینکه واقعیت این است که تنگهٔ هرمز و مجموعهٔ خلیج فارس تأمین‌کنندهٔ بخش بزرگی از انرژی جهان و مواد اولیهٔ صنایع پتروشیمی و محصولات مایع صنعتی است، ادامه داد: از جمله تولید هلیوم که تمام بردهای الکترونیکی و تراشه‌ها بر پایهٔ آن ساخته می‌شود. کشورهای شرق آسیا از جمله چین و ژاپن حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد انرژی و مواد پتروشیمی، آلومینیوم، مس و سایر مواد اساسی خود را از این منطقه تأمین می‌کنند.

ارزش کل بازارهای مالی جهان هشت درصد کاهش داشته است

وی بیان کرد: نکتهٔ جالب اینجاست که بخش عمدهٔ تولید شرکت‌های آمریکایی و اروپایی نیز در همین شرق آسیا انجام می‌شود؛ از صنایع خودروسازی مانند تویوتا گرفته تا لوازم الکترونیکی. به این معنا، جمهوری اسلامی با بستن تنگهٔ هرمز اقتصاد جهان را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار داده است.

نماینده تربیت حیدریه در مجلس، عنوان کرد: ارزش کل بازارهای مالی جهان معادل ۱۲۰ تا ۱۳۰ تریلیون دلار است. بورس نیویورک به‌تنهایی ۴۲ درصد از این بازار جهانی را در اختیار دارد و پس از آن چین، اتحادیه اروپا و سپس عربستان در رتبه‌های بعدی قرار دارند. صندوق بین‌المللی پول اعلام کرده است که از ۲۸ فوریه تاکنون ـ یعنی از آغاز جنگ ـ ارزش کل بازارهای مالی جهان هشت درصد کاهش داشته است. اگر این رقم را نسبت به ارزش ۱۲۰ تریلیون دلاری محاسبه کنیم، به کاهش نزدیک به ۱۰ تریلیون دلار می‌رسیم که ۴۲ درصد آن مربوط به بخش آمریکاست. بورس نیویورک به‌تنهایی با افت حدود سه‌ونیم تا چهار تریلیون دلاری روبه‌رو شده است.

جمهوری اسلامی برتری اقتصادی دارد

وی ادامه داد: به همین دلیل است که ترامپ از سوی نظام سرمایه‌داری آمریکا و همچنین برخی شیخ‌نشین‌های خلیج فارس که در شرکت‌های اروپایی و آمریکایی سهام‌داران عمده هستند، تحت فشار شدید قرار دارد. آمریکا اکنون بین ۲ فشار گرفتار مانده است: از یک سو رژیم صهیونیستی که خواستار ادامهٔ جنگ است، و از سوی دیگر سرمایه‌داران بزرگ آمریکایی، دولت‌های اروپایی، شیخ‌نشین‌های عرب و حتی ۳۱ کشور ناتو که مطالبهٔ جدی پایان جنگ را دارند. به همین علت، آمریکایی‌ها از حدود روز پانزدهم جنگ به‌شدت به‌دنبال رسیدن به آتش‌بس بودند. در نتیجه، مردم باید بدانند که این‌بار آمریکا واقعاً به‌دنبال آتش‌بس است و این موضوع جنبهٔ تبلیغاتی ندارد.

عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس، خاطر نشان کرد: جمهوری اسلامی علاوه بر برتری ایدئولوژیک و سیاسی ـ که امروز بسیاری از کشورها رویکردی نزدیک‌تر به ایران یافته‌اند ـ و علاوه بر برتری نظامی، برتری اقتصادی نیز دارد؛ و باید توجه داشت که ۹۰ درصد جنگ‌های جهان در اصل، جنگ اقتصادی‌اند. نمونهٔ آن جنگ روسیه و اوکراین و نیز جنگ‌های عراق و افغانستان است که ریشهٔ نفتی و اقتصادی داشتند. بنابراین، امروز بعد اقتصادی بر ابعاد سیاسی و هسته‌ای غلبه کرده است. از این رو، پیش‌بینی من این است که اگرچه آمریکا در دور پیشین مذاکرات، زود از میز برخاست و وانمود کرد که گفت‌وگو برایش اهمیتی ندارد، اما واقعیت چنین نیست. آنان ناگزیر به بازگشت به میز مذاکره‌اند و حتی پاکستان را نیز تحت فشار قرار می‌دهند تا جمهوری اسلامی را به گفت‌وگو بازگرداند.