به گزارش ایرتانیوز، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، اعلام کرد با وجود هشدارهای ایران، محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد و نیروهای آمریکایی از آغاز این عملیات تاکنون چهار شناور را متوقف کردهاند.
سنتکام همچنین مدعی شد نیروهای آمریکایی از ۱۳ آوریل تاکنون ۵۸ کشتی تجاری را تغییر مسیر دادهاند و عملیات دریایی علیه ایران بدون توقف ادامه خواهد یافت.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که طی روزهای اخیر، تنش در تنگه هرمز وارد مرحله حساستری شده و گزارشهایی از درگیریهای پراکنده میان نیروهای ایرانی و شناورهای آمریکایی منتشر شده است.
خبرگزاری فارس نیز گزارش داده بود روز جمعه در تنگه هرمز، درگیریهای محدودی میان نیروهای ایرانی و شناورهای آمریکایی رخ داده است؛ موضوعی که نشان میدهد بحران دیگر صرفاً در سطح تهدید و هشدار باقی نمانده و وارد فاز میدانی شده است.
در واکنش به این تحولات، ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، موضعی کمسابقه و صریح اتخاذ کرد و گفت: «از امروز خویشتنداری ما تمام شد؛ هر تعرضی به شناورهای ما با پاسخ سنگین و قاطع ایران به شناورها و پایگاههای آمریکایی مواجه خواهد شد.»
او همچنین تأکید کرد: «ساعت در گذر زمان به ضرر آمریکاییهاست و به نفعشان است که حماقت نکنند و خود را در باتلاقی که افتادهاند بیشتر فرو نبرند.»
اهمیت این مواضع فقط در لحن تند آن نیست، بلکه در تغییری است که در ادبیات رسمی تهران دیده میشود. تا پیش از این، بخش عمده مواضع ایران بر هشدار و حق دفاع مشروع متمرکز بود، اما اکنون ادبیات «پاسخ مستقیم» و «پایان خویشتنداری» آشکارتر شده است.
همزمان، احمد بیاتی، نماینده مجلس، نیز تأکید کرد: «تنگه هرمز برگ برنده ماست؛ آمریکا میخواهد آن را از ما بگیرد.» او همچنین گفت: «به هیچ وجه و در چارچوب هیچ مذاکرهای، ایران غنیسازی را صفر و اورانیوم غنیشده را به آمریکا نمیدهد.»
این اظهارات نشان میدهد از نگاه بخشی از جریان سیاسی ایران، پرونده هرمز، فشار دریایی و موضوع هستهای اکنون بههم گره خوردهاند و تهران معتقد است واشنگتن تلاش میکند از بحران دریایی برای تحمیل خواستههای راهبردی خود استفاده کند.
از منظر تحلیلی، آنچه اکنون در هرمز رخ میدهد فقط یک اختلاف دریایی نیست. تنگه هرمز عملاً به نقطه تلاقی سه پرونده بزرگ تبدیل شده است: پرونده جنگ تحمیلی اخیر، پرونده مذاکرات هستهای، و پرونده امنیت انرژی جهان.
به همین دلیل، هر تحرک نظامی یا دریایی در این منطقه، بلافاصله روی بازار نفت، تجارت جهانی و حتی فضای مذاکرات سیاسی اثر میگذارد.
بازار جهانی انرژی نیز همین حساسیت را نشان داده است. پس از تشدید تنشهای هرمز، قیمت نفت برنت دوباره از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و بازارهای آسیایی نیز با افت مواجه شدند. این واکنشها نشان میدهد اقتصاد جهانی همچنان هرمز را حساسترین گلوگاه انرژی جهان میداند.
در چنین شرایطی، آمریکا تلاش میکند عملیات دریایی خود را با عنوان «حفظ آزادی کشتیرانی» توجیه کند، اما از نگاه تهران، مسئله صرفاً عبور کشتیها نیست، بلکه تبدیل شدن حضور نظامی آمریکا به ابزار فشار علیه ایران است.
همین مسئله باعث شده مواضع داخلی در ایران بهسمت تأکید بیشتر بر «بازدارندگی فعال» حرکت کند. طی هفتههای اخیر، هم مجلس، هم نیروهای نظامی و هم دستگاه دیپلماسی بارها تأکید کردهاند ایران اجازه نخواهد داد موازنه قدرت در هرمز به زیان تهران تغییر کند.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز پیشتر گفته بود: «دشمن بهدنبال اخلال در ثبات اقتصادی و امنیتی کشور است، اما ایران در برابر فشار و تهدید عقبنشینی نخواهد کرد.»
در سطح میدانی نیز، تحولات اخیر نشان داده آمریکا با وجود برتری نظامی، همچنان در مدیریت بحران هرمز با محدودیت روبهروست. اگر واشنگتن مطمئن بود میتواند بهراحتی کنترل کامل این آبراه را در اختیار بگیرد، نیازی به توقف موقت پروژه فریدام، مذاکرات غیرمستقیم و تلاش برای کاهش تنش نداشت.
واقعیت این است که هرمز امروز فقط یک مسیر کشتیرانی نیست؛ بلکه به اهرم اصلی موازنه در منطقه تبدیل شده است. ایران نیز
بهخوبی میداند بخش مهمی از قدرت بازدارندگیاش، به همین موقعیت ژئوپلیتیکی گره خورده است.
به همین دلیل، اظهارات نمایندگان مجلس درباره «برگ برنده بودن هرمز» را باید در همین چارچوب فهمید؛ یعنی تلاش برای این پیام که تهران حاضر نیست مهمترین اهرم راهبردی خود را تحت فشار نظامی یا مذاکرات تحمیلی واگذار کند.
در عین حال، آمریکا و متحدانش نیز نگرانند ادامه این وضعیت، امنیت انرژی جهان را بیش از پیش بیثبات کند. همین نگرانی باعث شده همزمان با تهدیدهای نظامی، مسیر مذاکرات نیز همچنان باز بماند.
از منظر رسانهای نیز، نکته مهم این است که فضای داخلی ایران اکنون بیش از گذشته بر «اقتدار دفاعی» و «حق مدیریت امنیت منطقه» تأکید میکند. برخلاف روایتهای غربی که تلاش میکنند ایران را عامل بحران معرفی کنند، در داخل کشور این نگاه تقویت شده که بحران فعلی نتیجه حضور و فشار نظامی آمریکا در منطقه است.
ادامه محاصره دریایی آمریکا و پاسخ تند تهران، نشان میدهد بحران هرمز وارد مرحلهای تازه شده؛ مرحلهای که در آن، بازدارندگی مستقیم جای هشدارهای صرف را گرفته است.
پیام ایران در این مرحله روشن بهنظر میرسد:
تهران نهتنها هرمز را بخشی از امنیت ملی خود میداند، بلکه حاضر نیست تحت فشار نظامی یا تهدید خارجی، نقش راهبردی خود در این آبراه حیاتی را واگذار کند.














ارسال پاسخ