به گزارش ایرتانیوز، بعضی دردها آنقدر تکرار شدهاند که دیگر کسی آنها را جدی نمیگیرد. مثل دختری که هر ماه از شدت درد در خودش جمع میشود اما به او میگویند «همه زنها همیناند». مثل زنی که چند روز پیش از قاعدگی، درگیر اضطراب، بیخوابی، گریههای ناگهانی یا خشم غیرقابلکنترل میشود، اما اطرافیان فقط لبخند میزنند و میگویند: «باز شروع شد»
سالهاست که بخش بزرگی از رنج جسمی و روانی زنان، زیر سایه عادیسازی و سکوت پنهان شده است. در بسیاری از فرهنگها، قاعدگی نه بهعنوان بخشی مهم از سلامت، بلکه بهعنوان موضوعی شرمآور، خصوصی و کماهمیت دیده شده؛ چیزی که باید تحمل شود، نه فهمیده شود.
در همین فضای کماطلاعی، بسیاری از زنان حتی نمیدانند تفاوت میان PMS و PMDD چیست. در حالیکه این دو، میتوانند تأثیرات بسیار متفاوتی بر زندگی فرد داشته باشند. سندرم پیش از قاعدگی یا PMS مجموعهای از علائم جسمی و روانی است که پیش از شروع قاعدگی رخ میدهد؛ از نفخ، خستگی و درد گرفته تا تحریکپذیری، اضطراب و نوسانات خلقی. طبق یک گزارش معتبر، حدود ۸۵ درصد زنان در سن باروری، حداقل یک علامت PMS را تجربه میکنند. اما PMDD یا اختلال ناخوشی پیش از قاعدگی، مسئلهای بسیار جدیتر است؛ اختلالی که میتواند با افسردگی شدید، حملات اضطرابی، احساس ناامیدی، خشم شدید و اختلال جدی در عملکرد روزمره همراه باشد. بر اساس دادههای علمی موجود، حدود ۳ تا ۸ درصد زنان به PMDD مبتلا هستند؛ اختلالی که گاهی کیفیت زندگی را بهشدت تحتتأثیر قرار میدهد.
با این حال، یکی از بزرگترین مشکلات، نه فقط خودِ اختلال، بلکه دیده نشدن آن است. بسیاری از زنان سالها با علائم شدید زندگی میکنند، بدون آنکه تشخیص درستی دریافت کنند. درد و رنج آنها، اغلب به حساس بودن، لوس بودن یا تغییرات طبیعی زنانه تقلیل پیدا میکند. این بیتوجهی، فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ ریشهای عمیق در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دارد. سلامت زنان، بهویژه در حوزه قاعدگی، سالها در حاشیه گفتوگوهای عمومی قرار گرفته است. در بسیاری از خانوادهها، هنوز صحبت درباره پریود با شرم و سکوت همراه است. دختران زیادی بدون آموزش کافی وارد بلوغ میشوند و نخستین تجربه قاعدگی را با ترس، سردرگمی یا احساس خجالت پشت سر میگذارند.
طبق گزارش United Nations Children’s Fund، میلیونها دختر در سراسر جهان به دلیل نبود آموزش و آگاهی کافی درباره قاعدگی، احساس شرم، اضطراب یا انزوای اجتماعی را تجربه میکنند. این کمبود سواد پریود، فقط به کشورهای فقیر محدود نیست؛ حتی در جوامعی که دسترسی به اطلاعات بیشتر است، هنوز کلیشهها و تابوهای زیادی وجود دارد.
شاید دردناکترین بخش ماجرا این باشد که بسیاری از زنان، رنج خودشان را هم جدی نمیگیرند؛ چون از کودکی یاد گرفتهاند که باید تحمل کنند. تحمل درد، تحمل نوسان خلق، تحمل خستگی و حتی تحمل فروپاشی روانی در بعضی روزهای ماه! در حالیکه مطالعات منتشرشده در سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد سلامت قاعدگی، بخشی جداییناپذیر از سلامت جسم و روان زنان است و بیتوجهی به آن میتواند پیامدهای جدی روانشناختی، اجتماعی و شغلی داشته باشد.
بسیاری از زنانی که PMDD را تجربه میکنند، از این میگویند که چند روز در ماه احساس میکنند «خودشان نیستند». بعضی از آنها دچار حملات گریه، افکار تیره، خشم شدید یا انزوای عاطفی میشوند. برخی روابطشان آسیب میبیند، عملکرد شغلیشان افت میکند و حتی احساس میکنند کنترل ذهن و بدنشان را از دست دادهاند. اما جامعه اغلب این درد را نمیبیند؛ چون به دیدن رنج زنان عادت کرده است.
شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر، تا حدی این سکوت را شکستهاند. زنان بیشتری درباره تجربههایشان حرف میزنند، از دردهایشان مینویسند و تلاش میکنند مفهوم سواد پریود را گسترش دهند. همین مسئله باعث شده بخشی از زنانی که سالها تصور میکردند «بیش از حد حساس» هستند، تازه بفهمند ممکن است با یک اختلال واقعی روبهرو باشند، نه ضعف شخصیتی. اما همچنان فاصله زیادی تا آگاهی واقعی وجود دارد. بسیاری از مدارس آموزش دقیقی درباره چرخه قاعدگی ارائه نمیدهند و حتی برخی زنان، تا سالها بعد از شروع علائم، هرگز نام PMDD را نشنیدهاند.
در این میان، سلامت روان زنان نیز اغلب قربانی همین ناآگاهی میشود. پژوهشها نشان میدهد زنانی که PMDD دارند، بیشتر در معرض اضطراب، افسردگی و افکار خودآسیبرسان قرار میگیرند. با این حال، چون علائم آن چرخهای و وابسته به قاعدگی است، گاهی جدی گرفته نمیشود یا به اشتباه صرفاً «اخلاق بد» تلقی میشود.
واقعیت این است که بدن زنان، سالهاست بیش از آنکه فهمیده شود، قضاوت شده است. از دختر نوجوانی که در مدرسه دردش را پنهان میکند تا زنی که در محل کار، با لبخند سعی میکند فروپاشی روانی چند روز آخر ماه را کسی نفهمد.
سواد پریود، فقط دانستن چند نکته بهداشتی نیست؛ یعنی فهمیدن اینکه قاعدگی میتواند بر جسم، روان، خواب، تمرکز، احساسات و کیفیت زندگی اثر بگذارد. یعنی پذیرفتن اینکه درد زنان واقعی است و لازم نیست همیشه در سکوت تحمل شود.
شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای شوخی کردن با حال بد زنان در روزهای قاعدگی، بالاخره به آن گوش دهیم. چون پشت بسیاری از لبخندهای اجباری، زنانی ایستادهاند که سالها درد کشیدهاند و فقط شنیدهاند: «طبیعیه، میگذره.»














ارسال پاسخ