به گزارش ایرتانیوز، لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکایی، از پیشنهاد اخیر دونالد ترامپ برای گسترش توافقهای موسوم به «پیمان ابراهیم» در چارچوب هرگونه توافق احتمالی با ایران استقبال کرد و آن را یکی از بزرگترین تحولات تاریخ خاورمیانه توصیف کرد.
گراهام در پیامی در شبکه ایکس نوشت پیوستن کشورهای جدید، از جمله عربستان سعودی و پاکستان، به روند عادیسازی روابط با اسرائیل میتواند سطحی بیسابقه از ثبات سیاسی و همگرایی اقتصادی در منطقه ایجاد کند.
او همچنین مدعی شد خاورمیانه در صورت موفقیت این پروژه، میتواند از منطقهای بحرانزده به یکی از قطبهای بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شود.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که دونالد ترامپ نیز همزمان از پیشرفت مذاکرات با ایران خبر داده و اعلام کرده است با رهبران عربستان، امارات، قطر، مصر، اردن، بحرین، ترکیه و پاکستان درباره گسترش توافقهای ابراهیم گفتوگو کرده است.
ترامپ حتی احتمال پیوستن ایران به این توافقها را نیز مطرح کرد؛ موضوعی که بازتاب گستردهای در رسانههای منطقهای و بینالمللی داشت.
رئیسجمهور آمریکا در عین حال هشدار داد اگر مذاکرات شکست بخورد، منطقه ممکن است وارد «نبردی بزرگتر و قدرتمندتر از هر زمان دیگر» شود.
این ادبیات نشان میدهد واشنگتن در حال حرکت روی دو مسیر همزمان است؛ از یک سو حفظ فشار نظامی و امنیتی علیه ایران و از سوی دیگر تلاش برای شکل دادن به یک نظم سیاسی و اقتصادی تازه در خاورمیانه.
در واقع، آمریکا دیگر فقط درباره پرونده هستهای ایران یا توقف جنگ صحبت نمیکند، بلکه بهدنبال طراحی «خاورمیانه پس از بحران» است.
پیمان ابراهیم که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ با عادیسازی روابط امارات، بحرین و چند کشور عربی با اسرائیل آغاز شد، اکنون قرار است وارد مرحلهای گستردهتر شود.
دولت ترامپ معتقد است اگر عربستان سعودی به این روند بپیوندد، معادلات ژئوپلیتیکی منطقه بهطور اساسی تغییر خواهد کرد.
به همین دلیل، طی ماههای اخیر واشنگتن تلاش گستردهای برای نزدیک کردن ریاض و تلآویو انجام داده است.
اما آنچه معادله جدید را پیچیدهتر میکند، پیوند خوردن این پروژه با مذاکرات ایران و آمریکاست.
برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند دولت ترامپ میخواهد از مسیر یک توافق با تهران، بحران انرژی و جنگ را کنترل کند و همزمان با کاهش تنش، فضای لازم برای گسترش عادیسازی روابط منطقهای را فراهم سازد.
به بیان دیگر، کاخ سفید تلاش میکند «توافق با ایران» و «گسترش پیمان ابراهیم» را به دو بخش یک پروژه واحد تبدیل کند.
از نگاه ترامپ، اگر تنش با ایران کاهش یابد و تنگه هرمز دوباره به وضعیت عادی بازگردد، کشورهای عربی با آسودگی بیشتری میتوانند وارد همکاریهای اقتصادی و امنیتی گستردهتر با آمریکا و اسرائیل شوند.
همین مسئله باعث شده واشنگتن مذاکرات فعلی را صرفاً یک پرونده هستهای تلقی نکند، بلکه آن را بخشی از معماری جدید منطقه بداند.
با این حال، تحقق چنین پروژهای با موانع جدی روبهروست.
نخستین مانع، مسئله فلسطین است.
جنگ غزه و ادامه حملات اسرائیل باعث شده بخش بزرگی از افکار عمومی جهان عرب نسبت به هرگونه عادیسازی روابط با تلآویو حساستر شود.
حتی عربستان سعودی که طی سالهای اخیر به توافق با اسرائیل نزدیک شده بود، پس از تحولات غزه مواضع محتاطانهتری اتخاذ کرد و تأکید داشت بدون حل مسئله فلسطین، عادیسازی کامل دشوار خواهد بود.
از سوی دیگر، مطرح شدن نام ایران در کنار توافقهای ابراهیم نیز از منظر سیاسی و راهبردی بسیار پیچیده است.
جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته مخالفت با سیاستهای اسرائیل را بخشی از هویت منطقهای و ایدئولوژیک خود تعریف کرده و حمایت از محور مقاومت را یکی از خطوط اصلی سیاست خارجی خود دانسته است.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اظهارات ترامپ بیش از آنکه یک سناریوی فوری و واقعی باشد، بخشی از جنگ روانی و تلاش آمریکا برای نمایش موفقیت دیپلماتیک است.
اما در عین حال، همین مطرح شدن نام ایران در کنار پروژه عادیسازی، نشان میدهد واشنگتن در حال آزمایش مدلهای تازهای برای مدیریت بحران خاورمیانه است.
ترامپ بهخوبی میداند ادامه جنگ میتواند هزینههای سنگینی برای آمریکا داشته باشد؛ از افزایش قیمت انرژی گرفته تا فشار افکار عمومی داخلی و احتمال گسترش درگیری به کل منطقه.
به همین دلیل، کاخ سفید اکنون تلاش میکند همزمان با حفظ تهدید نظامی، مسیر توافق و بازآرایی سیاسی منطقه را نیز باز نگه دارد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اخیراً گفته بود:
«هدف واشنگتن جلوگیری از گسترش بحران و رسیدن به ترتیباتی است که امنیت منطقه و منافع آمریکا را تضمین کند.»
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نیز تأکید کرده بود:
«ایالات متحده وارد جنگی بیپایان نخواهد شد و بهدنبال یک راهحل پایدار است.»
این مواضع نشان میدهد بخشی از ساختار سیاسی آمریکا اکنون به این جمعبندی رسیده که ادامه جنگ فرسایشی علیه ایران میتواند تبعاتی غیرقابل کنترل ایجاد کند.
در مقابل، اسرائیل همچنان نگاه متفاوتی دارد.
بنیامین نتانیاهو معتقد است هرگونه توافقی که بدون محدودسازی کامل برنامه هستهای و موشکی ایران شکل بگیرد، در نهایت به تقویت موقعیت منطقهای تهران منجر خواهد شد.
به همین دلیل، طی هفتههای اخیر شکافهایی میان واشنگتن و تلآویو درباره نحوه مواجهه با ایران آشکار شده است.
رسانههای اسرائیلی حتی گزارش دادهاند که نتانیاهو از کنار گذاشته شدن تلآویو از بخشی از روند مذاکرات ناراضی است و نگران توافقی است که منافع امنیتی اسرائیل را بهطور کامل تأمین نکند.
از سوی دیگر، ورود نام پاکستان به پروژه گسترش توافقهای ابراهیم نیز قابل توجه است.
اسلامآباد طی دهههای گذشته اسرائیل را به رسمیت نشناخته و افکار عمومی این کشور حساسیت بالایی نسبت به مسئله فلسطین دارد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند مطرح شدن نام پاکستان بیشتر بخشی از تلاش آمریکا برای نمایش گستردگی پروژه منطقهای خود است تا نشانه یک توافق قریبالوقوع.
در سطح کلانتر، آنچه اکنون در حال شکلگیری است صرفاً یک توافق سیاسی ساده نیست.
آمریکا تلاش میکند پس از ماهها جنگ و تنش، خاورمیانه را وارد مرحلهای تازه از آرایش امنیتی، اقتصادی و سیاسی کند؛ آرایشی که در آن کشورهای عربی بیش از گذشته به اسرائیل نزدیک شوند، بحران انرژی کنترل شود و نقش ایران نیز در قالبی جدید مدیریت گردد.
اما تحقق چنین پروژهای با موانع بزرگی روبهروست؛ از بحران فلسطین و بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن گرفته تا اختلافات داخلی اسرائیل، رقابت قدرتهای منطقهای و پیچیدگی معادلات امنیتی خاورمیانه.
از نگاه ایران نیز، تحولات اخیر با احتیاط و بدبینی دنبال میشود.
مقامهای ایرانی طی هفتههای گذشته بارها تأکید کردهاند جمهوری اسلامی تحت فشار نظامی و تحریم، از خطوط قرمز خود عقبنشینی نخواهد کرد و هرگونه توافق باید مبتنی بر احترام متقابل و منافع ملی باشد.
کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، اخیراً گفته بود:
«ایران نشان داده در برابر فشار و تهدید عقبنشینی نمیکند و توان مدیریت بحرانهای بزرگ را دارد.»
محسن رضایی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیز هشدار داده بود:
«هرگونه اشتباه راهبردی علیه ایران میتواند کل منطقه را وارد شرایطی غیرقابل پیشبینی کند.»
این مواضع نشان میدهد تهران همچنان نسبت به اهداف بلندمدت آمریکا و اسرائیل در منطقه نگاه تردیدآمیزی دارد و پروژههای جدید واشنگتن را صرفاً در چارچوب صلح و ثبات ارزیابی نمیکند.
در نهایت، آنچه از تحولات اخیر برمیآید این است که مذاکرات ایران و آمریکا دیگر صرفاً درباره پرونده هستهای نیست؛ بلکه به بخشی از رقابت بزرگتر بر سر آینده نظم سیاسی و امنیتی خاورمیانه تبدیل شده است. آمریکا تلاش میکند از مسیر توافق، بحران را مدیریت و همزمان پروژه عادیسازی روابط منطقهای را گسترش دهد، در حالی که ایران و بخشی از بازیگران منطقهای همچنان نسبت به اهداف واقعی این پروژه بدبین هستند. همین مسئله باعث شده خاورمیانه وارد یکی از پیچیدهترین و حساسترین مراحل سیاسی سالهای اخیر شود.














ارسال پاسخ