به گزارش ایرتانیوز، پدر مقتول در همان ابتدا به قتل پسرش اعتراف کرد و گفت: حدود ۱۰ سال پسرم درگیر اعتیاد شده بود. بارها او را به کمپ بردم و کمکش کردم تا از اعتیاد خلاص شود اما دستبردار نبود. این اواخر فقط به دنبال پول برای تهیه مواد بود و از من و همسرم گرفته تا دو خواهرش را مدام اذیت میکرد. همسایهها هم از دستش خسته شده بودند و کار به جایی رسیده بود که دیگر نمیدانستم باید چه کاری انجام دهم.
وی افزود: روز حادثه بار دیگر به سراغ خواهر کوچکترش رفت و به زور میخواست پساندازش را بگیرد که سر رسیدم و به رفتارهایش اعتراض کردم، اما با من وارد بحث شد و در یک لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم و با چکشی که در آشپزخانه بود، ضربهای به سرش زدم. روی زمین افتاد. البته هنوز زنده بود، اما به سختی نفس میکشید که با چاقو ضربهای دیگر به او زدم و بعد هم جسدش را به چند کوچه پایینتر بردم و همانجا رها کردم.
با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
وقتی متهم از جنبه عمومی جرم محاکمه شد، گفت: من همین یک پسر را داشتم و خیلی تلاش کردم او دست از کارهایش بردارد اما پسرم اصلاً به حرفهایم گوش نمیکرد. مدام باید جلوی همسایهها خجالت میکشیدم و هر وقت کسی سراغم میآمد، تنم میلرزید و فکر میکردم میخواهد از او شکایت کند. با این حال سعی میکردم با او مدارا کنم. اما این اواخر دیگر آرامش را از ما گرفته بود. حالا هم خیلی پشیمانم و نمیدانم چگونه میتوانم با نبودش کنار بیایم.
در پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.














ارسال پاسخ