به گزارش ایرتانیوز، در جهان امروز سرمایه انسانی مهمترین عامل توسعه کشورها محسوب میشود. بر اساس گزارشهای توسعه انسانی برنامه عمران سازمان ملل، کشورهایی که سرمایه انسانی خود را حفظ و جذب کردهاند، بهطور میانگین رشد اقتصادی پایدارتر و بهرهوری بالاتری داشتهاند. در مقابل، کشورهایی که با خروج گسترده نیروی متخصص مواجه بودهاند، در شاخص نوآوری و رشد اقتصادی با افت محسوس روبهرو شدهاند.
ایران نیز طی سالهای اخیر با افزایش تمایل به مهاجرت در میان نیروهای متخصص مواجه بوده است. بر اساس برخی گزارشهای داخلی و دادههای بینالمللی، سالانه حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر از ایرانیان کشور را ترک میکنند که بخش قابل توجهی از آنها را دانشآموختگان دانشگاهی تشکیل میدهند. همچنین طبق گزارشهای سازمانهای بینالمللی مانند OECD، ایران در میان کشورهایی قرار دارد که نرخ مهاجرت افراد تحصیلکرده آن بالاتر از میانگین جهانی ارزیابی شده است.
این روند تنها به معنای خروج افراد نیست؛ بلکه به معنای خروج سرمایهای است که برای تربیت آن هزینه شده است. برآوردهای کارشناسی نشان میدهد تربیت یک پزشک عمومی در ایران بیش از ۱ تا ۱.۵ میلیارد تومان و یک پزشک متخصص چند برابر این رقم برای نظام آموزشی و دولت هزینه دارد. در حوزه مهندسی و علوم پایه نیز سالها سرمایهگذاری آموزشی در نهایت به خروج نیروی انسانی منجر میشود که این موضوع به معنای انتقال سرمایه انسانی به اقتصادهای دیگر است.
اما اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که مهاجرت نخبگان را از زاویه امنیت ملی بررسی کنیم. در ادبیات جدید امنیت، قدرت کشورها تنها به تجهیزات نظامی وابسته نیست. امنیت فناوری، امنیت سایبری و حتی امنیت اقتصادی به سطح دانش و تخصص نیروی انسانی وابستهاند. بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد، بیش از ۶۰ درصد مزیت رقابتی کشورها در آینده به سرمایه انسانی و مهارتهای دیجیتال وابسته خواهد بود؛ موضوعی که نشان میدهد خروج نیروهای متخصص میتواند اثرات راهبردی بلندمدت داشته باشد.
مهاجرت نخبگان در ایران بیش از آنکه یک مسئله صرفاً اقتصادی باشد، نشانهای از کاهش امید به آینده نیز تلقی میشود. نتایج برخی پیمایشهای داخلی نشان میدهد سهم قابل توجهی از دانشجویان و فارغالتحصیلان، مهاجرت را در فهرست گزینههای جدی خود قرار دادهاند. در کنار عوامل اقتصادی مانند تورم و درآمد، شاخصهایی مانند کیفیت حکمرانی، ثبات شغلی و امکان رشد حرفهای نیز نقش تعیینکننده دارند.
از سوی دیگر، رقابت جهانی برای جذب استعدادها شدت گرفته است. کشورهایی مانند کانادا، آلمان و استرالیا برنامههای مشخصی برای جذب نیروی متخصص خارجی دارند و بر اساس آمار رسمی این کشورها، سالانه صدها هزار نیروی متخصص از کشورهای در حال توسعه جذب بازار کار آنها میشوند. این رقابت جهانی باعث شده مهاجرت دیگر یک انتخاب فردی صرف نباشد، بلکه بخشی از سیاست توسعه کشورها شود.
برخی آمارهای داخلی نیز نشان میدهد که هزینههای آموزشی کشور در صورت خروج نیروی انسانی، عملاً به بازدهی اقتصادی داخلی منجر نمیشود. برای مثال، گزارشهای پژوهشی در حوزه آموزش عالی نشان میدهد سهم بالایی از رتبههای برتر المپیادهای علمی و فارغالتحصیلان ممتاز دانشگاههای برتر کشور، در نهایت جذب بازار کار یا دانشگاههای خارج از کشور میشوند.
البته نگاه صرفاً امنیتی به مهاجرت نیز راهگشا نیست. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد سیاستهای محدودکننده، اثر معکوس دارد. آنچه در گزارشهای توسعهای بانک جهانی نیز بر آن تأکید شده، این است که مهمترین عامل در کاهش مهاجرت، بهبود محیط کسبوکار، افزایش امید اجتماعی و ایجاد مسیر رشد حرفهای در داخل کشور است.
مهاجرت نخبگان را باید یکی از مهمترین چالشهای پیش روی ایران در دهه آینده دانست. این پدیده در مرز میان توسعه و امنیت ملی قرار گرفته است؛ زیرا هر نخبهای که میرود، تنها یک فرد از کشور خارج نمیشود، بلکه بخشی از ظرفیت علمی، اقتصادی و فناورانه کشور نیز از دست میرود. برآیند دادههای داخلی و بینالمللی نشان میدهد اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، رقابت کشورها در حوزه سرمایه انسانی سختتر خواهد شد و ایران نیز ناگزیر به بازتعریف سیاستهای خود در حوزه نگهداشت و بازگشت نخبگان خواهد بود.














ارسال پاسخ