دسته‌ها

گزارش اختصاصی ایرتانیوز

۲۴ ساعت تا حمله به ایران؛ دیپلماسی فرمان جنگ ترامپ را متوقف کرد

تهران - ایرتانیوز - آمریکا در آستانه اجرای حمله‌ای گسترده علیه زیرساخت‌های ایران قرار داشت، اما نگرانی متحدان عرب واشنگتن از گسترش جنگ، پیشرفت رایزنی‌ها درباره تنگه هرمز و احتمال ورود منطقه به چرخه‌ای غیرقابل‌کنترل از حمله و تلافی، دونالد ترامپ را به توقف عملیات واداشت. آنچه در ساعات پایانی رخ داد، نه پایان تهدید نظامی، بلکه تبدیل «حمله فوری» به «فرصت محدود دیپلماتیک» بود؛ فرصتی که دوام آن به نتیجه مذاکرات ایران و عمان، روشن‌شدن موضع تهران درباره هرمز و کاهش فاصله میان ادعاهای واشنگتن و مواضع رسمی ایران بستگی دارد.

به گزارش ایرتانیوز، رسانه‌های اسرائیلی گزارش داده‌اند برنامه‌ریزی برای حمله گسترده به ایران پس از دیدار بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ آغاز شده بود و ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا گزینه‌هایی برای هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و تأسیسات انرژی ایران آماده کرده بود. بر اساس این روایت، اسرائیل نیز قرار بود در بخشی از عملیات مشارکت کند، اما ترامپ حدود ۲۴ ساعت پیش از زمان پیش‌بینی‌شده، اجرای حمله را متوقف کرد. با این حال، جزئیاتی مانند زمان دقیق عملیات، فهرست اهداف و میزان مشارکت اسرائیل تاکنون به‌صورت رسمی از سوی پنتاگون یا کاخ سفید منتشر نشده و عمدتاً بر منابع بی‌نام آمریکایی و اسرائیلی استوار است.

اصل بررسی حمله نظامی و سپس توقف آن، صرفاً محدود به روایت شبکه ۱۲ اسرائیل نیست. آکسیوس نیز به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده بود که ترامپ به‌طور جدی حمله به اهداف زیرساختی و انرژی ایران را بررسی می‌کرد، اما هنوز فرمان نهایی صادر نشده بود. این رسانه ساعاتی بعد گزارش داد که رئیس‌جمهور آمریکا با استناد به پیشرفت رایزنی‌های دیپلماتیک، حمله احتمالی را لغو کرده است. ترامپ در پیام خود نوشت که برای آینده جهان و بقای ایرانی موفق و مرفه، حمله را به شرط دستیابی سریع به توافق متوقف کرده است.

این تفاوت میان «آماده‌شدن طرح» و «صدور فرمان قطعی» در تحلیل ماجرا اهمیت دارد. از نظر نظامی، تهیه طرح عملیاتی توسط فرماندهی مرکزی آمریکا الزاماً به معنای قطعی‌شدن حمله نیست؛ ارتش آمریکا برای سناریوهای مختلف، گزینه‌های از پیش طراحی‌شده در اختیار رئیس‌جمهور قرار می‌دهد. با این حال، انتقال برنامه‌ریزی به مرحله تعیین اهداف، هماهنگی با اسرائیل و رایزنی با متحدان منطقه‌ای نشان می‌دهد تهدید این‌بار صرفاً یک ابزار لفظی نبوده و احتمال ورود بحران به مرحله‌ای تازه جدی ارزیابی می‌شده است.

چرا زیرساخت‌های انرژی ایران در مرکز طرح حمله قرار داشت؟

هدف قرار دادن تأسیسات انرژی، برخلاف حمله محدود به یک پایگاه یا مرکز نظامی، پیامی راهبردی و اقتصادی دارد. چنین عملیاتی می‌تواند درآمدهای صادراتی، شبکه توزیع سوخت، تولید برق و ظرفیت اداره اقتصاد را هدف قرار دهد و فشار بر حاکمیت و جامعه را همزمان افزایش دهد. واشنگتن احتمالاً چنین گزینه‌ای را ابزاری برای وادارکردن تهران به پذیرش شروط خود درباره تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای می‌دانست.

اما همین انتخاب، خطر گسترش جنگ را چند برابر می‌کرد. ایران پیش‌تر هشدار داده بود که حمله به زیرساخت‌های حیاتی‌اش می‌تواند با پاسخ به تأسیسات انرژی و منافع آمریکا و متحدانش در منطقه روبه‌رو شود. آکسیوس گزارش داده بود که نگرانی اصلی دولت‌های خلیج فارس، احتمال سرایت حملات به پالایشگاه‌ها، بنادر، خطوط انتقال انرژی و پایگاه‌های آمریکایی مستقر در کشورهای عربی بود.

از منظر کارشناسی، حمله به بخش انرژی ایران می‌توانست یک «زنجیره تلافی نامتقارن» ایجاد کند. آمریکا و اسرائیل توان اجرای حملات دقیق و گسترده را دارند، اما ایران نیز برای پاسخ الزاماً به جنگ متعارف و مستقیم محدود نیست؛ فشار بر کشتیرانی، حملات موشکی یا پهپادی، عملیات سایبری و تهدید زیرساخت‌های منطقه از جمله گزینه‌هایی است که می‌تواند هزینه جنگ را برای بازیگران متعدد افزایش دهد. به همین دلیل، نتیجه چنین عملیاتی الزاماً تسلیم سریع ایران نبود و حتی می‌توانست جغرافیای درگیری را از ایران و اسرائیل به سراسر خلیج فارس گسترش دهد.

قطر چگونه زمان خرید؟

در روزهای منتهی به لغو حمله، قطر رایزنی‌های جداگانه‌ای با عباس عراقچی، استیو ویتکاف و مقام‌های عمانی انجام داد تا راهی برای کاهش تنش و بازگشت جریان کشتیرانی به تنگه هرمز پیدا شود.
بر اساس گزارش آکسیوس، میانجی‌های قطری همزمان با مقام‌های ایرانی، آمریکایی و عمانی در تماس بودند و تلاش داشتند تفاهمی حداقلی برای جلوگیری از حمله شکل دهند.

اهمیت اقدام قطر در این بود که به ترامپ یک دستاورد سیاسی جایگزین پیشنهاد کرد. رئیس‌جمهور آمریکا در شرایطی می‌توانست حمله را متوقف کند که این تصمیم نه به‌عنوان عقب‌نشینی، بلکه به‌عنوان نتیجه فشار نظامی و نزدیک‌شدن ایران به توافق معرفی شود. انتقال پیام پیشرفت در پرونده هرمز، به ترامپ اجازه داد توقف عملیات را به‌عنوان «فرصت برای توافق» و نه انصراف بدون امتیاز توضیح دهد.

ترامپ بعدتر مدعی شد توافق مورد نظر شامل بازگشایی فوری و کامل تنگه هرمز و پایان آنچه «تهدید هسته‌ای ایران» خواند، خواهد بود. با این حال، تهران این روایت را تأیید نکرد و وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد مذاکره‌ای با آمریکا در جریان نیست و گفت‌وگوها صرفاً با عمان برای ایجاد یک مسیر موقت و ایمن دریایی ادامه دارد.

همین تعارض، مهم‌ترین نقطه ضعف تفاهم فعلی است. واشنگتن از «توافق قریب‌الوقوع با ایران» سخن می‌گوید، اما تهران وجود مذاکرات مستقیم یا برنامه اعزام هیئت مذاکره‌کننده را رد می‌کند. بنابراین آنچه فعلاً وجود دارد، بیشتر یک زنجیره پیام‌رسانی غیرمستقیم میان تهران، مسقط، دوحه و واشنگتن است تا یک توافق سیاسی نهایی.

عربستان چرا مانع حمله شد؟

محمد بن سلمان نیز در تماس با ترامپ درباره پیامدهای حمله گسترده به ایران ابراز نگرانی کرد و خواستار کاهش تنش شد. آکسیوس گزارش داده است که ولیعهد عربستان از رئیس‌جمهور آمریکا خواست از اجرای حملات خودداری کند؛ موضوعی که بعدتر از سوی منابع دیگری نیز بازتاب یافت، هرچند کاخ سفید و سفارت عربستان درباره جزئیات تماس اظهارنظر رسمی نکردند.

موضع ریاض را نمی‌توان صرفاً به نزدیکی سیاسی با ایران نسبت داد. عربستان بیش از هر چیز از پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ نگران است. زیرساخت‌های نفتی این کشور در فاصله‌ای محدود از ایران و آب‌های خلیج فارس قرار دارند و هر جنگ گسترده‌ای می‌تواند صادرات نفت، سرمایه‌گذاری خارجی و برنامه‌های توسعه‌ای عربستان را تحت تأثیر قرار دهد.

کشورهای عربی خلیج فارس طی سال‌های اخیر هزینه سیاسی و اقتصادی زیادی برای تثبیت تصویر خود به‌عنوان مراکز امن سرمایه‌گذاری و تجارت پرداخته‌اند. آغاز جنگی که پالایشگاه‌ها، بنادر، خطوط کشتیرانی و پایگاه‌های نظامی را در معرض حمله قرار دهد، مستقیماً با این راهبرد در تضاد است. از همین رو، ریاض، دوحه و ابوظبی با وجود اختلافات خود با تهران، در این مرحله حفظ ثبات را بر تشدید فشار نظامی ترجیح داده‌اند.

هرمز از یک آبراه به اهرم توقف جنگ تبدیل شد

نقش تنگه هرمز در این بحران صرفاً به عبور نفتکش‌ها محدود نمی‌شود. این آبراه به نقطه اتصال سه پرونده تبدیل شده است: امنیت کشتیرانی، فشار اقتصادی بر ایران و آینده مذاکرات هسته‌ای. آمریکا بازگشایی آزاد و بدون محدودیت هرمز را شرط اصلی کاهش تنش می‌داند، در حالی که ایران تأکید دارد شرایط این تنگه نمی‌تواند بدون درنظرگرفتن تحولات جنگ و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی به وضعیت قبل بازگردد.

وزارت امور خارجه ایران اعلام کرده است که تهران و مسقط در حال مذاکره برای ایجاد مسیری موقت با خطوط ورود و خروج مشخص هستند تا ایمنی عبور کشتی‌ها تأمین شود. اسماعیل بقایی نیز گفته است مذاکرات جاری با عمان بر عبور ایمن کشتی‌ها تمرکز دارد و به معنای بازگشایی کامل تنگه یا آغاز گفت‌وگو با آمریکا نیست.

از منظر راهبردی، همین پیشرفت محدود برای متوقف‌کردن حمله کافی بود، زیرا خطر فوری اختلال کامل در تجارت انرژی را کاهش داد. واکنش بازار نیز این برداشت را تأیید کرد؛ پس از اعلام لغو حمله و افزایش امید به توافق، بهای نفت برنت حدود ۴.۸ درصد کاهش یافت و نفت آمریکا نیز افت محسوسی را تجربه کرد.

اما کاهش قیمت نفت به معنای حل بحران نیست. بازارها به احتمال کاهش تنش واکنش نشان دادند، نه به یک توافق امضاشده و تضمین‌شده. هرگونه شکست در گفت‌وگوهای عمان، حادثه دریایی تازه یا بازگشت تهدیدهای نظامی می‌تواند این روند را در مدت کوتاهی معکوس کند.

آیا ترامپ واقعاً از حمله عقب نشست؟

پاسخ دقیق این است که ترامپ از «اجرای فوری حمله» عقب نشست، نه از «گزینه نظامی». او توقف عملیات را مشروط به دستیابی سریع به توافق کرده و همزمان آمادگی نظامی آمریکا را حفظ کرده است. گزارش‌های آسوشیتدپرس نیز نشان می‌دهد ترامپ پس از لغو حمله، از آغاز مذاکرات جدید سخن گفته، در حالی که تهران وجود چنین مذاکراتی را رد کرده است.

این رفتار با الگوی شناخته‌شده سیاست خارجی ترامپ سازگار است: بالا بردن تهدید، ایجاد ضرب‌الاجل، اعلام نزدیک‌بودن توافق و حفظ امکان بازگشت به اقدام نظامی. در این الگو، حمله و مذاکره دو گزینه متضاد نیستند، بلکه دو ابزار مکمل برای افزایش فشار محسوب می‌شوند.
با این حال، خطر این روش آن است که فاصله میان روایت‌های دو طرف بیش از حد افزایش یابد. ترامپ می‌گوید ایران با بازگشایی هرمز و کنارگذاشتن تهدید هسته‌ای موافقت کرده، اما تهران تنها از مذاکرات فنی با عمان سخن می‌گوید. اگر کاخ سفید انتظار امتیازی را داشته باشد که ایران اساساً پذیرش آن را تأیید نکرده، بحران می‌تواند پس از یک وقفه کوتاه دوباره به نقطه آغاز بازگردد.

اسرائیل؛ ناراضی از توقف یا منتظر فرصت بعدی؟

در روایت رسانه‌های اسرائیلی، تل‌آویو معتقد بود حمله تنها زمانی توجیه دارد که بتواند خسارتی جدی و معنادار به توان اقتصادی و حکومتی ایران وارد کند. این موضع نشان می‌دهد اختلاف احتمالی اسرائیل و آمریکا نه درباره اصل فشار بر ایران، بلکه درباره دامنه، زمان‌بندی و نتیجه عملیات بوده است.

اسرائیل معمولاً عملیات محدود و فاقد نتیجه راهبردی را ناکافی می‌داند، زیرا چنین حمله‌ای می‌تواند پاسخ ایران را فعال کند بدون آنکه توان تهران را به‌طور تعیین‌کننده کاهش دهد. از سوی دیگر، واشنگتن باید علاوه بر هدف نظامی، امنیت پایگاه‌ها، ثبات بازار نفت و نظر متحدان عرب را نیز محاسبه کند. همین تفاوت در دامنه محاسبات، می‌تواند توضیح دهد چرا اسرائیل بر ضربه سنگین‌تر تأکید داشته اما ترامپ در لحظه پایانی فرصت دیگری به میانجی‌گری داده است.

سه سناریو پیش روی بحران

در سناریوی نخست، ایران و عمان بر سر مسیر موقت کشتیرانی به توافق می‌رسند، قطر پیام‌های تکمیلی را منتقل می‌کند و آمریکا نیز حمله را برای مدتی طولانی‌تر متوقف می‌سازد. این مسیر می‌تواند به گفت‌وگوهای غیرمستقیم درباره آتش‌بس و پرونده هسته‌ای منجر شود، اما نیازمند تعریف دقیق تعهدات و پرهیز از روایت‌های متناقض است.

در سناریوی دوم، توافق فنی هرمز شکل می‌گیرد، اما اختلاف بر سر پرونده هسته‌ای و شرایط امنیتی باقی می‌ماند. در این وضعیت، خطر فوری جنگ کاهش می‌یابد، ولی بحران حل نمی‌شود و تهدید نظامی به‌عنوان ابزار فشار در پس‌زمینه باقی خواهد ماند.

در سناریوی سوم، تهران و واشنگتن هر یک برداشت متفاوتی از پیام‌های ردوبدل‌شده داشته باشند و مذاکرات عمان نیز به نتیجه اجرایی نرسد. در این صورت، ترامپ می‌تواند ادعا کند فرصت دیپلماتیک از دست رفته و دوباره حمله به زیرساخت‌های ایران را روی میز بگذارد؛ سناریویی که با توجه به آمادگی‌های نظامی گزارش‌شده، نباید آن را منتفی دانست.

آنچه حمله احتمالی آمریکا را متوقف کرد، یک عامل واحد نبود؛ ترکیبی از مقاومت ایران، خطر پاسخ منطقه‌ای، نگرانی عربستان و دیگر دولت‌های خلیج فارس، میانجی‌گری فشرده قطر و عمان، حساسیت بازار انرژی و فراهم‌شدن یک مسیر موقت برای تردد در هرمز، هزینه تصمیم نظامی را برای واشنگتن افزایش داد. ترامپ در برابر انتخاب میان جنگی با پایان نامعلوم و توافقی که می‌توانست آن را دستاورد فشار خود معرفی کند، فعلاً گزینه دوم را برگزیده است.

با این همه، منطقه تنها از یک حمله قریب‌الوقوع فاصله گرفته و هنوز از خطر جنگ عبور نکرده است. تا زمانی که یک متن روشن، مشترک و مورد تأیید ایران، عمان و طرف‌های میانجی منتشر نشود، توقف حمله را باید «تعلیق بحران» دانست، نه پایان آن.