دسته‌ها

اختصاصی ایرتانیوز

یک دهه دیپلماسی ایران در نیویورک، از روحانی تا پزشکیان؛ نیویورک چگونه آینه تغییر سیاست خارجی ایران شد؟

تهران - ایرتانیوز - حضور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل طی یک دهه گذشته، تصویری از تغییر اولویت‌های سیاست خارجی تهران ارائه می‌دهد؛ دهه‌ای که با اجرای برجام و تلاش برای تثبیت یک توافق چندجانبه آغاز شد، با خروج آمریکا از توافق و بازگشت تحریم‌ها وارد مرحله‌ای تازه شد، در دولت رئیسی به سمت تقویت روابط با همسایگان و قدرت‌های غیرغربی حرکت کرد و در دولت پزشکیان بار دیگر ادبیات تعامل و دیپلماسی پررنگ شد؛ اما اکنون نیویورک در شرایطی میزبان هیأت ایرانی است که جنگ، پرونده هسته‌ای، تنگه هرمز و امنیت انرژی، جای بخش مهمی از دستورکارهای یک دهه قبل را گرفته‌اند.

به گزارش ایرتانیوز، نیویورک برای سیاست خارجی ایران تنها محل سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل نبوده است. در سال‌های گذشته، راهروهای سازمان ملل، دیدار با دبیرکل، نشست با مقام‌های اروپایی، رایزنی با کشورهای منطقه و گفت‌وگو با قدرت‌های جهانی، بخشی از دیپلماسی ایران در این شهر را شکل داده‌اند؛ دیپلماسی‌ای که طی ۱۰ سال گذشته از دفاع از یک توافق هسته‌ای چندجانبه به مدیریت بحران ناشی از تحریم، تنش منطقه‌ای و در نهایت جنگ رسیده است.
۲۰۱۶؛ دیپلماسی در روزهای اجرای برجام
سال ۲۰۱۶ را می‌توان نقطه آغاز این روایت دانست؛ زمانی که حسن روحانی در هفتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل حاضر شد و برجام هنوز مهم‌ترین دستاورد دیپلماسی چندجانبه ایران به شمار می‌رفت.
در آن مقطع، مسئله اصلی تهران حفظ توافق و اطمینان از اجرای تعهدات طرف‌های مقابل بود. قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، رابطه ایران با کشورهای اروپایی و همکاری با سازمان ملل نیز در همین چارچوب اهمیت داشت.
همزمان، موضوعات منطقه‌ای مانند سوریه و یمن نیز در دیدارهای دیپلماتیک ایران مطرح می‌شد؛ اما پرونده هسته‌ای همچنان محور اصلی تصویر ایران در دیپلماسی بین‌المللی بود.
۲۰۱۷ و ۲۰۱۸؛ نیویورک از صحنه تثبیت برجام به میدان دفاع از آن تبدیل شد
با روی کار آمدن دونالد ترامپ، فضای سیاسی واشنگتن و تهران تغییر کرد. در سال ۲۰۱۷، ایران در نیویورک با دولت آمریکایی مواجه بود که فشار بر برجام را افزایش می‌داد و آینده توافق را در معرض تردید قرار داده بود.
یک سال بعد، این نگرانی به واقعیت تبدیل شد. آمریکا در مه ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و تحریم‌های خود علیه ایران را بازگرداند.
حضور روحانی در نیویورک در همان سال، بیش از هر چیز حول تلاش برای حفظ توافق با سایر طرف‌ها شکل گرفت. تهران تلاش می‌کرد میان تصمیم واشنگتن برای خروج از برجام و موضع سایر اعضای توافق تفکیک ایجاد کند و اروپا را برای حفظ روابط اقتصادی با ایران متقاعد کند.
اما خروج آمریکا نشان داد که حتی یک توافق چندجانبه مورد تأیید شورای امنیت نیز در برابر تغییر سیاست یکی از قدرت‌های اصلی، با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است.
۲۰۱۹؛ هرمز وارد ادبیات دیپلماسی ایران شد
سال ۲۰۱۹ یک تغییر مهم دیگر را رقم زد. در شرایط افزایش تنش در خلیج فارس و حملات به نفتکش‌ها و تأسیسات نفتی، ایران در نیویورک طرح «ابتکار صلح هرمز» یا HOPE را مطرح کرد.
هدف این ابتکار ایجاد سازوکاری منطقه‌ای برای گفت‌وگو، همکاری و تأمین امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز بود.
اهمیت این طرح برای سیاست خارجی ایران در آن مقطع، تلاش برای تبدیل امنیت خلیج فارس از یک موضوع صرفاً میان تهران و واشنگتن به مسئله‌ای منطقه‌ای بود؛ یعنی کشورهایی که در این جغرافیا حضور دارند، خود در ایجاد سازوکار امنیتی مشارکت کنند.
با این حال، در سال‌های بعد هرمز بار دیگر نه به‌عنوان یک طرح دیپلماتیک، بلکه به‌عنوان یکی از نقاط حساس در بحران ایران و آمریکا به مرکز توجه بازگشت.
۲۰۲۰ و ۲۰۲۱؛ کرونا و آغاز تغییر مسیر
همه‌گیری کرونا شکل نشست مجمع عمومی سازمان ملل را تغییر داد و حضور مستقیم رهبران کشورها در نیویورک برای مدتی متوقف شد.
در سال ۲۰۲۱ نیز ابراهیم رئیسی نخستین سخنرانی خود در مجمع عمومی را به صورت ویدئویی ارائه کرد. در این دوره، مذاکرات احیای برجام همچنان بخش مهمی از مناسبات ایران و غرب بود، اما در سیاست خارجی دولت جدید نشانه‌های پررنگ‌تری از تمرکز بر همسایگان، آسیا و قدرت‌های غیرغربی دیده می‌شد.
این تغییر جهت در سال‌های بعد آشکارتر شد.
۲۰۲۲ و ۲۰۲۳؛ برجام در کنار سیاست همسایگی
بازگشت رئیسی به نیویورک در سال ۲۰۲۲ همزمان با ادامه مذاکرات احیای برجام بود؛ اما سیاست خارجی ایران دیگر صرفاً حول رابطه با غرب تعریف نمی‌شد.

در سال ۲۰۲۳، ازسرگیری روابط تهران و ریاض با میانجیگری چین، عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و روند پیوستن به بریکس، تصویر متفاوتی از اولویت‌های دیپلماتیک دولت رئیسی ایجاد کرده بود.
به این ترتیب، اگر در نیمه نخست این دهه، برجام مهم‌ترین نماد دیپلماسی ایران بود، در نیمه دوم دولت رئیسی، گسترش روابط با همسایگان، چین، روسیه و دیگر قدرت‌های غیرغربی جایگاه بیشتری پیدا کرد.
نیویورک نیز در همین چارچوب دیگر فقط محل رایزنی درباره پرونده هسته‌ای نبود؛ بلکه فرصتی برای نمایش شبکه گسترده‌تری از روابط خارجی ایران محسوب می‌شد.
۲۰۲۴؛ بازگشت ادبیات تعامل
با روی کار آمدن مسعود پزشکیان، ادبیات سیاست خارجی ایران بار دیگر تغییراتی پیدا کرد.
پزشکیان در نخستین حضور خود در مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۲۴، بر تعامل، همکاری و استفاده از ظرفیت دیپلماسی برای حل مسائل بین‌المللی تأکید کرد. در عین حال، مواضع تهران درباره تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای و تحولات منطقه نیز حفظ شد.
این رویکرد در شرایطی مطرح شد که جنگ غزه و افزایش تنش در خاورمیانه، فضای منطقه را تغییر داده بود.
بنابراین، دولت پزشکیان تلاش داشت دو موضوع را همزمان دنبال کند: حفظ مواضع اصولی ایران در پرونده‌های اختلافی و باز نگه داشتن مسیر گفت‌وگو با جهان.
۲۰۲۵؛ وقتی مذاکره و جنگ همزمان شدند
سال ۲۰۲۵ نقطه عطف دیگری در این مسیر بود. مذاکرات ایران و آمریکا درباره پرونده هسته‌ای در جریان بود، اما در میانه همین روند، جنگ آغاز شد.
حمله اسرائیل به ایران و ورود مستقیم آمریکا به درگیری، مسیر مذاکرات را تحت تأثیر قرار داد و نشان داد که در پرونده ایران، دیپلماسی و فشار نظامی می‌توانند همزمان در میدان حضور داشته باشند.
جنگ ۱۲روزه سرانجام با آتش‌بس پایان یافت، اما تجربه آن یک پرسش مهم را باقی گذاشت: آیا مذاکره می‌تواند در شرایطی که همزمان ابزار نظامی نیز فعال است، به یک مسیر پایدار برای حل اختلاف تبدیل شود؟
۲۰۲۶؛ نیویورک در سایه جنگ
اکنون در سال ۲۰۲۶، ایران در شرایطی در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل حضور دارد که فضای بین‌المللی نسبت به سال‌های ابتدایی این دهه کاملاً متفاوت شده است.
این بار پرونده هسته‌ای در کنار جنگ، امنیت منطقه‌ای، تنگه هرمز، کشتیرانی و بازار انرژی قرار گرفته است.
در سال ۲۰۲۶ نیز پس از تلاش‌هایی برای بازگشت به مسیر مذاکره، حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز شد و بحران وارد مرحله تازه‌ای شد. در نتیجه، طی دو سال متوالی، ایران شاهد قرار گرفتن مذاکره و اقدام نظامی در فاصله‌ای کوتاه از یکدیگر بوده است.
این وضعیت، مسئله دیپلماسی را برای تهران و طرف‌های مقابل پیچیده‌تر کرده است؛ زیرا اکنون موضوع فقط چگونگی حل اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای نیست، بلکه نحوه پایان دادن به جنگ و مدیریت پیامدهای آن نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است.
هرمز؛ از ابتکار دیپلماتیک تا بحران جهانی انرژی
در این میان، تنگه هرمز جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است.
مسیر انتقال بخش مهمی از انرژی جهان، اکنون به یکی از نقاط اصلی بحران تبدیل شده و اختلال در رفت‌وآمد نفتکش‌ها، آثار خود را در قیمت انرژی و بازارهای جهانی نشان داده است.
این مسئله، جنگ ایران را از یک بحران منطقه‌ای فراتر برده است. هرچه اختلال در هرمز طولانی‌تر شود، کشورهای بیشتری درگیر پیامدهای اقتصادی آن خواهند شد و فشار بر دولت‌هایی که مستقیماً در جنگ حضور ندارند نیز افزایش پیدا می‌کند.
برای آمریکا نیز مسئله دیگر صرفاً یک پرونده سیاست خارجی نیست. افزایش قیمت انرژی می‌تواند بر هزینه زندگی شهروندان آمریکایی اثر بگذارد و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، به یک متغیر سیاسی داخلی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، ادامه جنگ برای واشنگتن تنها به هزینه‌های نظامی محدود نمی‌شود؛ بازار انرژی، فشار اقتصادی و واکنش متحدان منطقه‌ای نیز بخشی از محاسبات آن را تشکیل می‌دهند.
یک دهه بعد؛ مسئله فقط پرونده هسته‌ای نیست
اگر مسیر دیپلماسی ایران در نیویورک از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۶ را کنار هم بگذاریم، تغییر یک موضوع به‌خوبی دیده می‌شود.
در آغاز این دهه، سؤال اصلی این بود که چگونه برجام حفظ و اجرا شود. پس از خروج آمریکا، سؤال به چگونگی حفظ توافق بدون واشنگتن تغییر کرد. در ادامه، سیاست همسایگی و نگاه به شرق پررنگ شد و سپس با دولت پزشکیان، تلاش برای باز نگه داشتن مسیر تعامل دوباره در ادبیات رسمی برجسته شد.
اما اکنون سؤال بزرگ‌تر است: چگونه می‌توان جنگ را متوقف کرد، پرونده هسته‌ای را به مسیر سیاسی بازگرداند و همزمان از گسترش پیامدهای بحران به امنیت انرژی و اقتصاد جهانی جلوگیری کرد؟

این تغییر نشان می‌دهد نیویورک ۲۰۲۶ دیگر صرفاً صحنه دفاع ایران از مواضع هسته‌ای خود نیست. این شهر اکنون می‌تواند محلی برای تشریح پیامدهای جنگ، رایزنی درباره امنیت منطقه، تنگه هرمز و آینده مذاکرات باشد.
یک دهه دیپلماسی ایران در نیویورک در واقع از «دیپلماسی برای حفظ یک توافق» به «دیپلماسی برای مدیریت یک بحران چندلایه» رسیده است؛ بحرانی که حل آن دیگر فقط به رابطه تهران و واشنگتن محدود نیست و پای اروپا، چین، کشورهای عربی، بازار انرژی و ساختار امنیتی منطقه را نیز به میان کشیده است.
از این منظر، مهم‌ترین تفاوت نیویورک ۲۰۱۶ و نیویورک ۲۰۲۶ شاید در یک جمله خلاصه شود: ایران یک دهه پیش برای حفظ دستاورد دیپلماسی به نیویورک می‌رفت؛ امروز باید درباره راه بازگشت دیپلماسی در شرایط جنگی سخن بگوید.