یادداشت مهدی ولی‌پور

چرا نسل Z کمتر از نسل‌های قبل درگیر سیاست است؟

اگر در دهه‌های گذشته سیاست یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد بحث در دانشگاه‌ها، محافل دانشجویی و حتی جمع‌های خانوادگی بود، امروز به نظر می‌رسد بخشی از نسل جوان رابطه متفاوتی با سیاست رسمی پیدا کرده است. نسلی که بیشتر در شبکه‌های اجتماعی حضور دارد تا جلسات سیاسی، بیشتر به دنبال روایت‌های شخصی است تا بیانیه‌های رسمی و بیش از آنکه در ساختارهای سنتی مشارکت کند، در فضای دیجیتال کنشگری می‌کند.

این تفاوت باعث شده پرسشی مهم مطرح شود؛ آیا نسل Z نسبت به سیاست بی‌تفاوت شده است یا شکل مشارکت سیاسی خود را تغییر داده است؟

کاهش حضور جوانان در برخی سازوکارهای رسمی سیاسی می‌تواند نشانه‌ای از فاصله گرفتن آن‌ها از سیاست تلقی شود. اما واقعیت پیچیده‌تر از این برداشت ساده است. نسل Z در فضایی رشد کرده که سرعت گردش اطلاعات در آن بی‌سابقه است. برای این نسل، خبر و تحلیل دیگر تنها از طریق رسانه‌های رسمی دریافت نمی‌شود. شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های دیجیتال و تولیدکنندگان مستقل محتوا به بخشی از منابع اصلی آگاهی سیاسی تبدیل شده‌اند.

در چنین شرایطی، طبیعی است که نگاه این نسل به سیاست نیز با نسل‌های قبل تفاوت داشته باشد. اگر سیاست در گذشته بیشتر در قالب احزاب، تشکل‌ها و نهادهای رسمی تعریف می‌شد، امروز بخش مهمی از آن در فضای مجازی جریان دارد. بسیاری از جوانان مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را دنبال می‌کنند، اما نه لزوماً از مسیرهای سنتی و شناخته‌شده.

از سوی دیگر، تجربه اقتصادی نسل جدید نیز در شکل‌گیری این نگاه بی‌تأثیر نبوده است. نسلی که سال‌های مهم زندگی خود را با تورم، افزایش هزینه‌های زندگی، دشواری اشتغال و نااطمینانی نسبت به آینده سپری کرده، بیش از آنکه به مباحث سیاسی انتزاعی فکر کند، درگیر مسائل ملموس روزمره است. برای بسیاری از جوانان، یافتن شغل، تأمین هزینه‌های زندگی و برنامه‌ریزی برای آینده به دغدغه‌ای فوری‌تر از مشارکت در ساختارهای رسمی سیاسی تبدیل شده است.

همزمان، مفهوم اعتماد نیز در این میان اهمیت زیادی دارد. نسل Z در جهانی زندگی می‌کند که هر ادعا، خبر یا وعده‌ای در چند ثانیه با روایت‌های مختلف مقایسه می‌شود. همین ویژگی باعث شده نگاه این نسل به نهادهای رسمی، رسانه‌ها و حتی چهره‌های سیاسی با احتیاط بیشتری همراه باشد. نتیجه این وضعیت، نوعی فاصله‌گذاری آگاهانه است؛ فاصله‌ای که الزاماً به معنای بی‌علاقگی نیست، بلکه بیشتر از جنس تردید و انتظار برای اثبات کارآمدی است.

نکته مهم دیگر این است که نسل جدید تعریف متفاوتی از مشارکت دارد. برای بسیاری از جوانان امروز، فعالیت در یک کمپین مجازی، تولید محتوا درباره یک مسئله اجتماعی، مشارکت در یک هشتگ فراگیر یا حتی حمایت از یک مطالبه عمومی در فضای دیجیتال، نوعی کنش سیاسی محسوب می‌شود. در واقع سیاست برای این نسل از ساختمان‌های رسمی خارج شده و به تلفن‌های همراه و شبکه‌های اجتماعی منتقل شده است.

از سوی دیگر، سبک زندگی دیجیتال نیز بر این روند اثر گذاشته است. نسل Z بیش از هر نسل دیگری در معرض حجم عظیمی از اطلاعات، سرگرمی‌ها و انتخاب‌های متنوع قرار دارد. در چنین فضایی، سیاست تنها یکی از صدها موضوعی است که برای جلب توجه مخاطب رقابت می‌کند. به همین دلیل، سیاست زمانی می‌تواند برای این نسل اهمیت پیدا کند که ارتباط مستقیم و ملموسی با زندگی روزمره آن‌ها داشته باشد.

با این حال، تصور اینکه نسل جدید نسلی غیرسیاسی است، برداشت دقیقی به نظر نمی‌رسد. حساسیت این نسل نسبت به موضوعاتی مانند کیفیت زندگی، عدالت اجتماعی، فرصت‌های برابر، محیط زیست، آزادی‌های فردی و آینده شغلی نشان می‌دهد که دغدغه‌های سیاسی همچنان وجود دارند؛ اما شکل بروز آن‌ها تغییر کرده است. آنچه دگرگون شده، ابزارها و شیوه‌های مشارکت است، نه اصل توجه به مسائل عمومی.

شاید به همین دلیل باشد که شکاف میان نسل جدید و سیاست رسمی را نمی‌توان صرفاً با معیارهای گذشته سنجید. نسل جدید کمتر به زبان سنتی سیاست پاسخ می‌دهد و بیشتر به دنبال گفت‌وگویی است که با واقعیت‌های زندگی روزمره او پیوند داشته باشد.

پرسش اصلی برای آینده این است که آیا نهادهای رسمی می‌توانند خود را با این تغییرات تطبیق دهند و زبان مشترکی با نسل جدید پیدا کنند، یا سیاست رسمی و نسل Z هر روز بیش از گذشته از یکدیگر فاصله خواهند گرفت؟