وقتی اضطراب، چرخ‌دنده‌های بازار را قفل می‌کند؛

خرید برای بقا؛ رفتار مصرفی جامعه در روزهای پراضطراب

تهران - ایرتانیوز - در روزهایی که سایه نااطمینانی و احتمال بازگشت تنش همچنان بر فضای جامعه سنگینی می‌کند، رفتار مصرفی مردم نیز آرام‌آرام تغییر کرده است؛ از صف‌های مقطعی پمپ‌بنزین‌ و خریدهای هیجانی گرفته تا انبار خانگی برخی کالاها و چک‌کردن مداوم قیمت‌ها. کارشناسان معتقدند بخش مهمی از این رفتارها نه ناشی از نیاز واقعی، بلکه واکنشی روانی به اضطراب، بلاتکلیفی و احساس ناامنی نسبت به آینده است؛ وضعیتی که اگر مدیریت نشود، می‌تواند به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شود.

خرید برای بقا؛ رفتار مصرفی جامعه در روزهای پراضطراب

به گزارش ایرتانیوز، ساعت هنوز به پایان روز نرسیده اما مقابل برخی جایگاه‌های سوخت، صف خودروها طولانی‌تر از روزهای عادی است. در فروشگاه‌ها نیز بعضی مردم بیش از نیاز روزانه خرید می‌کنند؛ نه لزوماً به‌دلیل کمبود کالا، بلکه از ترسِ کمبود احتمالی در آینده. این تصویر، فقط یک رفتار اقتصادی نیست؛ جامعه‌شناسان آن را بخشی از واکنش روانی جامعه در شرایط بحران و نااطمینانی می‌دانند؛ وضعیتی که در آن مردم تلاش می‌کنند با «مصرف بیشتر» احساس کنترل ازدست‌رفته خود را بازسازی کنند.

مصرف در روزهای بحران، فقط به خرید مواد غذایی یا صف‌های پمپ‌بنزین محدود نمی‌شود. الگوی مصرف جامعه در چنین شرایطی، طیف گسترده‌ای از رفتارها را شامل می‌شود؛ از مصرف آب، برق و گاز گرفته تا سوخت، کالاهای اساسی، دارو و حتی مصرف اخبار و محتوای رسانه‌ای.

در کشوری که موضوع تامین پایدار آب، انرژی به واسطه اعمال تحریم های ظالمانه دچار چالش شده است، مدیریت مصرف فقط یک توصیه اقتصادی یا اداری نیست، بلکه بخشی از تاب‌آوری اجتماعی در شرایط بحران محسوب می‌شود، به‌ویژه در فضایی که سایه نااطمینانی‌ ناشی از تجاوز دشمن و تنش‌های منطقه‌ای نیز بر جامعه سنگینی می‌کند، هرگونه رفتار هیجانی در مصرف می‌تواند فشار مضاعفی بر منابع و خدمات عمومی وارد کند.

تفاوت مهمی میان «آمادگی منطقی» و «مصرف ناشی از اضطراب» وجود دارد. ذخیره معقول و مدیریت‌شده برای روزهای بحرانی رفتاری طبیعی است، اما مصرف افراطی، خریدهای هیجانی، استفاده بیش از نیاز از سوخت، آب یا برق و هجوم ناگهانی به بازار، نه‌تنها کمکی به احساس امنیت عمومی نمی‌کند، بلکه می‌تواند خود به عاملی برای تشدید تنش روانی و بی‌ثباتی اجتماعی تبدیل شود.

پس از جنگ ۴۰ روزه ناشی از تجاوز دشمن آمریکایی – صهیونیستی که ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، اگرچه فضای کشور از وضعیت درگیری مستقیم فاصله گرفته، اما تداوم تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال بازگشت تنش، همچنان جامعه را در وضعیت آماده‌باش روانی نگه داشته است.

در چنین فضایی، رفتار اقتصادی مردم نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. کارشناسان علوم اجتماعی معتقدند در شرایط بحران، جامعه فقط با تهدید بیرونی مواجه نیست؛ بلکه ذهن افراد نیز وارد نوعی «حالت بقا» می‌شود؛ حالتی که می‌تواند الگوی مصرف، تصمیم‌گیری و حتی روابط روزمره را تغییر دهد.

امیرحسین صالحی جامعه‌شناس و پژوهشگر رفتارهای اجتماعی در گفت‌وگویی می‌گوید: در بحران‌ها، بخشی از مصرف مردم دیگر مصرف منطقی و مبتنی بر نیاز واقعی نیست؛ بلکه مصرفی روانی و هیجانی است. افراد با خریدکردن، ذخیره‌سازی یا حتی پرکردن باک خودرو، احساس می‌کنند بخشی از کنترل شرایط را دوباره به دست آورده‌اند.

وی ادامه می‌دهد: این رفتار از نظر روانی قابل فهم است. همان‌طور که برخی افراد هنگام اضطراب دچار پرخوری عصبی می‌شوند، جامعه هم در شرایط نااطمینانی ممکن است به سمت مصرف هیجانی حرکت کند؛ زیرا خرید و ذخیره‌سازی، به‌صورت موقت احساس امنیت ایجاد می‌کند.

به گفته این جامعه‌شناس، مشکل زمانی آغاز می‌شود که این اضطراب به رفتار جمعی تبدیل شود: اگر جامعه به این باور برسد که هر لحظه ممکن است بحران بزرگ‌تری رخ دهد، رفتارهای هیجانی گسترش پیدا می‌کند؛ از هجوم ناگهانی به پمپ‌بنزین‌ها گرفته تا خرید بیش از نیاز برخی کالاها. در چنین شرایطی، حتی اگر کمبودی واقعی وجود نداشته باشد، رفتار هیجانی جامعه می‌تواند خود به ایجاد کمبود مقطعی منجر شود.

در همین زمینه، رئیس‌جمهور نیز در نشست‌های اخیر مرتبط با مدیریت مصرف انرژی و تقویت تاب‌آوری کشور، بر ضرورت مواجهه واقع‌بینانه با شرایط اقتصادی و پرهیز از ارائه آمار غیرواقعی تأکید می کند.

دکتر پزشکیان با اشاره به شرایط «جنگ اقتصادی و فشارهای بیرونی» تصریح می کند که عادی‌نمایی وضعیت یا ارائه اطلاعات نادرست می‌تواند به کاهش اعتماد عمومی و افزایش نااطمینانی در جامعه منجر شود؛ موضوعی که به گفته او، خود در رفتارهای مصرفی و الگوهای اقتصادی مردم اثرگذار است.

رئیس‌جمهور همچنین مدیریت مصرف و کاهش مصارف غیرضروری را یکی از پیش‌شرط‌های عبور از شرایط فعلی عنوان کرده و در همین چارچوب بر ضرورت شکل‌گیری یک بسیج عمومی برای اصلاح الگوی مصرف در سراسر کشور تأکید دارد.

به گفته وی، هدف دولت صرفاً اقدامات فنی نیست، بلکه ایجاد یک فرهنگ عمومی در حوزه مصرف انرژی است. به گفته او، مشارکت مساجد، مدارس، اصناف و گروه‌های مردمی می‌تواند نقش مهمی در کاهش مصرف و مدیریت منابع انرژی در سطح محلات داشته باشد.

وی همچنین با اشاره به شرایط کنونی کشور تأکید می کند که اصلاح الگوی مصرف باید به یک رفتار اجتماعی فراگیر تبدیل شود و دستگاه‌های اجرایی در کنار ظرفیت‌های مردمی، برای کاهش مصرف برق، گاز و سایر منابع انرژی برنامه‌ریزی کرده‌اند.

بررسی تجربه کشورهای مختلف در بحران‌های امنیتی، جنگی یا حتی همه‌گیری کرونا نشان می‌دهد که در دوره‌های نااطمینانی، رفتار مصرفی مردم دچار تغییرات قابل توجه می‌شود.

در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ نیز در بسیاری از کشورها، از آمریکا و اروپا گرفته تا کشورهای منطقه، مردم به خرید گسترده مواد غذایی، اقلام بهداشتی و سوخت روی آوردند؛ رفتاری که در بسیاری موارد نه به‌دلیل کمبود واقعی، بلکه ناشی از ترس روانی از آینده بود.

انسان در شرایط بحران، بیش از آنکه بر اساس منطق اقتصادی تصمیم بگیرد، تحت تأثیر احساس ناامنی عمل می‌کند. به همین دلیل، حتی شایعه کمبود یک کالا یا انتشار چند تصویر از صف‌های خرید، می‌تواند موجی از رفتار تقلیدی و هیجانی در جامعه ایجاد کند.

در هفته‌های اخیر نیز انتشار مداوم تحلیل‌ها و هشدارها درباره احتمال بازگشت درگیری‌ها، باعث شده بخشی از جامعه نسبت به آینده احساس بی‌ثباتی بیشتری داشته باشد؛ احساسی که خود را در افزایش حساسیت نسبت به قیمت‌ها، نگرانی درباره تأمین کالاها و رفتارهای احتیاطی در خرید نشان می‌دهد.

برخی کارشناسان رسانه معتقدند در کنار نگرانی‌های واقعی، بازنشر مداوم فضای هشدار و سناریوهای بحرانی نیز می‌تواند رفتار مصرفی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.

محمد محتاطی دکترای علوم ارتباطات و پژوهشگر ارتباطات اجتماعی در گفت‌وگویی گفت: وقتی جامعه هر روز با اخبار، تحلیل‌ها یا برنامه‌هایی مواجه می‌شود که مدام از احتمال وقوع بحران در ساعات یا روزهای آینده سخن می‌گویند، ذهن افراد به‌تدریج وارد وضعیت آماده‌باش دائمی می‌شود. در چنین شرایطی، رفتار اقتصادی مردم نیز هیجانی‌تر می‌شود.

وی اضافه می‌کند: جامعه در وضعیت اضطراب، فقط خبر مصرف نمی‌کند؛ بلکه اضطراب را هم مصرف و بازتولید می‌کند. همین مسئله می‌تواند از طریق هجوم مقطعی به خرید کالا، سوخت یا حتی رفتارهای احساسی در بازار خود را نشان دهد.

این پژوهشگر رسانه تأکید می‌کند اطلاع‌رسانی شفاف و واقع‌بینانه با ایجاد فضای دائمی هشدار تفاوت دارد و رسانه‌ها در شرایط حساس، علاوه بر وظیفه اطلاع‌رسانی، مسئولیت حفظ آرامش روانی جامعه را نیز برعهده دارند.

کارشناسان معتقدند مدیریت مصرف در شرایط بحران، صرفاً یک توصیه اقتصادی یا اخلاقی نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت اجتماعی و روانی بحران محسوب می‌شود.

به گفته این کارشناس، زمانی که جامعه بتواند میان «آمادگی منطقی» و «واکنش هیجانی» تفاوت قائل شود، احتمال شکل‌گیری رفتارهای مخرب جمعی کاهش پیدا می‌کند. آمادگی معقول برای شرایط بحرانی، رفتاری طبیعی و عقلانی است، اما تبدیل‌کردن اضطراب به خریدهای هیجانی و مصرف بیش از نیاز، می‌تواند فشار مضاعفی بر بازار و روان جامعه وارد کند.

این پژوهشگر علوم ارتباطات همچنین معتقد است: یکی از مهم‌ترین راه‌های کاهش رفتارهای هیجانی، کاهش مواجهه مداوم با اخبار تنش‌آلود و شایعات فضای مجازی است؛ زیرا ذهن مضطرب، بیش از هر زمان دیگری مستعد تصمیم‌های احساسی و واکنشی می‌شود.

آنچه امروز جامعه با آن مواجه است، فقط نگرانی از آینده نیست؛ بلکه تلاش برای حفظ حس امنیت در میانه نااطمینانی است. در چنین شرایطی، مدیریت مصرف فقط به معنای کمتر خریدن نیست؛ بلکه به معنای جلوگیری از غلبه اضطراب بر رفتار جمعی است؛ چراکه در بسیاری از بحران‌ها، آنچه بیش از کمبود واقعی به جامعه آسیب می‌زند، گسترش ترس و رفتارهای هیجانی ناشی از آن است.

یکی از مهم‌ترین درس‌ بحران‌های طولانی‌مدت در جهان این است که جوامع موفق، بیش از آنکه بر انبار کردن کالاها تکیه کنند، بر مدیریت منابع و مصرف منطقی تمرکز می‌کنند. تجربه جنگ‌ها، تحریم‌ها، بحران‌های انرژی و بلایای طبیعی نشان داده است که پایداری یک جامعه تنها به میزان ذخایر آن وابسته نیست، بلکه به نحوه استفاده از منابع موجود نیز بستگی دارد.

محسن کیان‌فر پژوهشگر حوزه انرژی و کارشناس ارشد مدیریت بحران در این باره معتقد است: در شرایطی که کشور همچنان در فضای پس از جنگ و آتش‌بس به سر می‌برد و بخشی از نااطمینانی‌ها درباره آینده ادامه دارد، مدیریت مصرف بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند. این مدیریت صرفاً به خرید کالاهای اساسی محدود نمی‌شود، بلکه شامل مصرف آب، برق، گاز، سوخت، دارو و حتی نحوه استفاده از خدمات عمومی نیز هست.

وی تأکید کرد: آمادگی برای شرایط پیش‌بینی‌نشده با رفتارهای هیجانی تفاوت دارد. نگهداری متعارف برخی اقلام ضروری برای خانواده‌ها امری طبیعی است، اما خریدهای بیش از نیاز، مصرف بی‌رویه انرژی و هجوم ناگهانی به بازارها می‌تواند فشار مضاعفی بر شبکه تأمین و خدمات عمومی وارد کند.

به باور کیان‌فر، کاهش مصرف غیرضروری برق در ساعات اوج بار، صرفه‌جویی در مصرف آب به‌ویژه در شرایط کم‌آبی کشور، استفاده منطقی از سوخت، پرهیز از نگهداری بیش از اندازه دارو و کالاهای مصرفی و همچنین توجه به الگوهای خرید مبتنی بر نیاز واقعی، از مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند به افزایش تاب‌آوری جامعه کمک کند.

از سوی دیگر این کارشناس مدیریت بحران اضافه کرد: اطلاع‌رسانی شفاف دستگاه‌های مسئول، مقابله با شایعات، تقویت اعتماد عمومی و ارائه مستمر اطلاعات درباره وضعیت ذخایر و خدمات عمومی نیز نقش مهمی در کاهش رفتارهای هیجانی دارد. هرچه سطح اعتماد و آگاهی عمومی بیشتر باشد، احتمال شکل‌گیری خریدهای اضطرابی و رفتارهای واکنشی نیز کاهش می‌یابد.

کیان‌فر معتقد است شرایط کنونی را نباید یک وضعیت کاملاً عادی تلقی کرد. به گفته وی، هرچند درگیری‌های نظامی متوقف شده اما آنچه اکنون برقرار است آتش‌بس است و نه لزوماً پایان قطعی تنش‌ها. از این رو جامعه باید خود را برای دوره‌ای از نااطمینانی آماده کند؛ دوره‌ای که ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها ادامه داشته باشد. در چنین شرایطی مهم‌ترین اصل، حفظ منابع و پرهیز از مصرف هیجانی است تا در صورت بروز هرگونه شرایط پیش‌بینی‌نشده، کشور با فشار مضاعف بر شبکه‌های تأمین و خدمات عمومی مواجه نشود.

این کارشناس مدیریت بحران افزود: تاب‌آوری ملی فقط وظیفه دولت‌ها نیست. هر خانواده با مدیریت مصرف آب، برق، گاز، سوخت، دارو و کالاهای اساسی در واقع بخشی از امنیت و آمادگی کشور را تقویت می‌کند. تجربه بسیاری از بحران‌های جهان نشان داده است جوامعی که منابع خود را هوشمندانه مصرف می‌کنند، در دوره‌های طولانی بحران نیز آسیب کمتری می‌بینند و سریع‌تر به شرایط عادی بازمی‌گردند.

شاید مهم‌ترین آزمون جامعه در روزهای پس از بحران، نه در میدان جنگ بلکه در شیوه مصرف و رفتار روزمره شهروندان رقم بخورد. اگر نااطمینانی و آتش‌بس کنونی برای مدتی طولانی ادامه یابد، آنچه بیش از هر چیز به حفظ ثبات و آرامش کشور کمک می‌کند، مصرف مسئولانه، پرهیز از رفتارهای هیجانی و حفظ اعتماد عمومی خواهد بود. در چنین شرایطی، مدیریت مصرف دیگر فقط یک توصیه اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از آمادگی ملی برای عبور از روزهای نامطمئن پیش رو به شمار می‌رود.

تأکید دولت بر تأمین پایدار کالاهای اساسی

در همین چارچوب، معاون اول رئیس‌جمهور نیز تأکید کرده که «راهبرد اصلی دولت در حوزه اقتصادی، تأمین پایدار کالاهای اساسی و جلوگیری از گران‌فروشی است» که به نوعی تلاش در جهت ایجاد آرامش و جلوگیری از رفتارهای هیجانی است. به گفته او، سیاست‌های اقتصادی دولت با هدف مهار قیمت‌ها و تضمین دسترسی پایدار مردم به کالاهای ضروری دنبال می‌شود.

عارف همچنین تأکید کرده است که پیش‌بینی و تأمین مستمر کالاهای اساسی در دستور کار قرار دارد و تصمیم‌گیری‌ها در حوزه اقتصادی با هدف ثبات بازار و پاسخ به نیازهای مردم انجام می‌شود.