به گزارش ایرتانیوز، دریاچه ارومیه که زمانی با وسعتی حدود ۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰ کیلومتر مربع یکی از بزرگترین دریاچههای شور جهان محسوب میشد، امروز بر اساس پژوهشهای بینالمللی با کاهش حدود ۸۰ تا ۹۰ درصدی حجم آب مواجه شده است. در یک مطالعه منتشرشده در Scientific Reports، کاهش شدید تراز آب دریاچه طی دهههای اخیر بهعنوان یکی از بزرگترین تغییرات هیدرولوژیکی منطقه ثبت شده و ترکیبی از تغییرات اقلیمی و فشار انسانی بهعنوان عوامل اصلی معرفی شده است.
این تغییرات صرفاً یک بحران آبی نیست؛ بلکه بهطور مستقیم در الگوی اقلیمی منطقه اثر گذاشته است. بر اساس پژوهش منتشرشده در MDPI Water، دریاچه ارومیه در حالت طبیعی خود باعث تعدیل دما، افزایش رطوبت، کاهش نوسانات حرارتی و ایجاد جریانهای نسیم محلی میشده است؛ پدیدهای که اکنون با کاهش سطح آب، بهشدت تضعیف شده است.
دریاچه ارومیه بهعنوان تنظیمکننده اقلیم محلی
کارشناسان اقلیم دریاچههای بزرگ را «تنظیمکنندههای خرداقلیم» میدانند؛ زیرا توان ذخیره و آزادسازی گرما دارند و میتوانند اختلاف دمای شب و روز را کاهش دهند. در مورد ارومیه، این نقش بهصورت مشخص در کاهش گرمای تابستان و تعدیل سرمای زمستان در اطراف حوضه آبریز مشاهده میشد.
یک پژوهش علمی نشان میدهد که در دوره زمانی ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۵، زمانی که سطح آب دریاچه در وضعیت نسبتاً طبیعی قرار داشت، نوسانات دمایی در ایستگاههای نزدیک دریاچه کمتر از مناطق دورتر بوده است؛ اما پس از افت سطح آب، این اثر تعدیلی کاهش یافته است.
دیدگاه کارشناسان؛ تغییر اقلیم یا سوءمدیریت؟
در تحلیل علت کاهش دریاچه، دیدگاهها ترکیبی است. دکتر عیسی کلانتری، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست، در اظهاراتی درباره وضعیت دریاچه ارومیه تأکید کرده است: «دریاچه ارومیه قربانی توسعه ناپایدار کشاورزی و برداشت بیرویه از منابع آب حوضه شد و بدون اصلاح الگوی مصرف آب، احیای پایدار آن ممکن نیست.»
از سوی دیگر، علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزله و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی نیز با اشاره به پیامدهای محیطزیستی خشک شدن دریاچه ارومیه گفته است: «کاهش سطح آب دریاچه تنها یک مسئله محلی نیست؛ این تغییر میتواند الگوی گرد و غبار، دما و کیفیت زیست انسانی در شمالغرب کشور را تحت تأثیر قرار دهد.» این دیدگاهها نشان میدهد که بحران ارومیه نه صرفاً طبیعی و نه صرفاً انسانی است، بلکه حاصل همپوشانی هر دو عامل است.
نقش تحولات جهانی اقلیم
تغییرات اقلیمی جهانی نیز بهعنوان یک عامل تشدیدکننده در این روند نقش دارد. افزایش متوسط دمای زمین، تغییر الگوهای بارش و افزایش تبخیر باعث شده بسیاری از دریاچههای بسته در جهان با کاهش سطح آب مواجه شوند.
مطالعات نشان میدهد در حوضه دریاچه ارومیه، کاهش بارشهای پایدار و افزایش دمای متوسط، در کنار برداشت انسانی از منابع آب، روند افت دریاچه را تسریع کرده است. به بیان دیگر، آنچه امروز در آذربایجانغربی مشاهده میشود نتیجه همزمان دو فشار است؛ فشار اقلیمی جهانی و فشار مصرفی محلی.
پیامدهای تغییر در چهره اقلیمی منطقه
کاهش سطح دریاچه ارومیه پیامدهای چندلایهای برای اقلیم آذربایجانغربی داشته است که از آنها میتوان به افزایش خشکی هوا و کاهش رطوبت نسبی، افزایش دامنه نوسانات دمایی بین شب و روز، افزایش احتمال وقوع گرد و غبار نمکی از بستر خشکشده دریاچه، تغییر در الگوهای بارش محلی و کاهش اثر تعدیلی دریاچه بر آبوهوا اشاره کرد. در برخی مطالعات اقلیمی تأکید شده که دریاچههای بزرگ حتی پس از کاهش سطح نیز همچنان اثر اقلیمی دارند، اما این اثر بهمرور زمان کاهش مییابد و توان تنظیمکنندگی آنها ضعیف میشود.
دریاچه ارومیه در گذشته یک «سیستم تثبیتکننده اقلیم محلی» بود؛ اما امروز بهسمت تبدیل شدن به یک «سیستم ناپایدار اقلیمی» حرکت کرده است. این تغییر به معنای آن است که منطقه نهتنها بخشی از ظرفیت تعدیل دما و رطوبت خود را از دست داده، بلکه در برابر تغییرات جهانی اقلیم نیز آسیبپذیرتر شده است. آنچه در این میان اهمیت دارد صرفاً کاهش سطح آب نیست، بلکه از بین رفتن نقش عملکردی یک اکوسیستم در تنظیم تعادل اقلیمی منطقه است؛ موضوعی که میتواند در بلندمدت به تغییر پایدار در هویت اقلیمی آذربایجانغربی منجر شود.
دریاچه ارومیه امروز در نقطه تلاقی دو روند قرار دارد؛ تغییرات اقلیمی جهانی و فشارهای انسانی بر منابع آب. نتیجه این تلاقی، کاهش شدید نقش تنظیمکننده اقلیمی دریاچه و تغییر تدریجی چهره آبوهوای منطقه است. اگرچه هنوز اثرات آن بهصورت کامل تثبیت نشده، اما شواهد علمی نشان میدهد روند خشکی هوا، افزایش نوسانات دمایی و کاهش تنوع اقلیمی در حال شکلگیری است؛ روندی که در صورت تداوم، میتواند ساختار اقلیمی شمالغرب ایران را بهطور اساسی تغییر دهد.














ارسال پاسخ