به گزارش ایرتانیوز، رئیس صندوق بینالمللی پول گفته است: «نگرانم که ما هنوز کاملاً این واقعیت را که جهان قرار است اینگونه باشد، درک نکردهایم.» این جمله شاید مهمترین توصیف از شرایط کنونی جهان باشد. تنها در فاصله چند سال، اقتصاد جهانی با همهگیری کرونا، بحران زنجیره تأمین، جنگ روسیه و اوکراین، تورم بیسابقه در اقتصادهای بزرگ، تنشهای چین و آمریکا، بحران انرژی اروپا، درگیریهای خاورمیانه، حملات به مسیرهای کشتیرانی و بیثباتی فزاینده بازارهای مالی روبهرو شده است. آنچه زمانی هر دهه یکبار رخ میداد، اکنون به رخدادی تقریباً سالانه تبدیل شده است.
بررسی دادههای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد رشد اقتصاد جهانی که در دهههای قبل معمولاً بین ۳.۵ تا ۴ درصد در نوسان بود، در سالهای اخیر به محدوده حدود ۳ درصد یا کمتر رسیده است. بانک جهانی نیز در گزارشهای اخیر خود هشدار داده که اقتصاد جهانی ضعیفترین دهه رشد خود از دهه ۱۹۹۰ تاکنون را تجربه میکند. این کاهش رشد صرفاً یک عدد اقتصادی نیست؛ بلکه به معنای سرمایهگذاری کمتر، اشتغال کمتر، درآمد کمتر و افزایش آسیبپذیری کشورها در برابر بحرانهای جدید است.
یکی از مهمترین ویژگیهای جهان امروز، بههمپیوستگی بحرانهاست. در گذشته یک بحران مالی ممکن بود صرفاً بازارهای مالی را تحت تأثیر قرار دهد یا یک جنگ منطقهای تنها بر کشورهای درگیر اثر بگذارد. اما اکنون یک حادثه در یک نقطه جهان میتواند زنجیرهای از پیامدها را در سراسر دنیا ایجاد کند. جنگ اوکراین تنها یک بحران نظامی نبود؛ این جنگ بازار غلات، انرژی، حملونقل و تورم جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داد. به همین ترتیب، تنشهای خاورمیانه تنها مسئله امنیتی نیستند؛ بلکه بر قیمت نفت، هزینه بیمه کشتیها، تجارت جهانی و حتی نرخ تورم در کشورهای دوردست اثر میگذارند.
کریستالینا جورجیوا پیشتر نیز هشدار داده بود: «دوران شوکهای پیدرپی هنوز به پایان نرسیده است.» این ارزیابی با گزارش مجمع جهانی اقتصاد نیز همخوانی دارد. بر اساس گزارش ریسکهای جهانی این نهاد، مهمترین تهدیدهای پیش روی جهان در دهه آینده شامل درگیریهای ژئوپلیتیکی، بحرانهای اقلیمی، حملات سایبری، کمبود منابع طبیعی، مهاجرتهای گسترده و بیثباتی اقتصادی خواهد بود. نکته مهم آن است که این تهدیدها بهصورت مستقل عمل نمیکنند، بلکه میتوانند یکدیگر را تشدید کنند.
برای مثال، تغییرات اقلیمی تنها یک مسئله محیطزیستی نیست. سازمان ملل متحد برآورد کرده است که بلایای طبیعی مرتبط با اقلیم در سالهای اخیر صدها میلیارد دلار خسارت اقتصادی ایجاد کردهاند. خشکسالی، سیل، آتشسوزیهای گسترده و طوفانها میتوانند تولید غذا را کاهش دهند، مهاجرت را افزایش دهند و حتی زمینهساز درگیریهای سیاسی و اجتماعی شوند. به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان از بحران اقلیمی به عنوان یکی از بزرگترین ریسکهای اقتصادی قرن بیستویکم یاد میکنند.
در کنار این موضوع، بدهی جهانی نیز به سطحی بیسابقه رسیده است. مؤسسه مالی بینالمللی گزارش داده که مجموع بدهی دولتها، شرکتها و خانوارها در جهان از ۳۲۰ تریلیون دلار فراتر رفته است. این رقم به معنای آن است که بسیاری از اقتصادها در صورت وقوع یک بحران بزرگ جدید، فضای مانور مالی بسیار کمتری نسبت به گذشته خواهند داشت. به بیان ساده، جهان امروز نسبت به بحرانهای آینده آسیبپذیرتر از گذشته است، زیرا بخش بزرگی از منابع خود را پیشاپیش مصرف کرده است.
یکی دیگر از نگرانیهای مهم، گسترش بیثباتی ژئوپلیتیکی است. رقابت آمریکا و چین، جنگ اوکراین، تحولات خاورمیانه و افزایش رقابت بر سر فناوریهای راهبردی مانند هوش مصنوعی و نیمههادیها باعث شده است که اقتصاد جهانی بیش از گذشته رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد. صندوق بینالمللی پول بارها هشدار داده که تکهتکه شدن اقتصاد جهانی و شکلگیری بلوکهای رقیب میتواند هزینههای تجارت و سرمایهگذاری را افزایش دهد و رشد اقتصادی را محدود کند.
برای کشورهایی مانند ایران، این شرایط اهمیت دوچندانی دارد. اقتصادهایی که همزمان با فشارهای خارجی، تحریمها، محدودیتهای مالی و نوسانات بازارهای جهانی مواجه هستند، بیش از دیگران در معرض اثرات شوکهای بینالمللی قرار دارند.
هر افزایش قیمت انرژی، اختلال در حملونقل جهانی، بحران مالی یا تنش ژئوپلیتیکی میتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر بازار ارز، تجارت خارجی، سرمایهگذاری و معیشت مردم اثر بگذارد. به همین دلیل، مفهوم «تابآوری اقتصادی» در سالهای اخیر به یکی از مهمترین کلیدواژههای سیاستگذاری تبدیل شده است.
اما تابآوری دقیقاً به چه معناست؟ کارشناسان اقتصادی معتقدند کشورها برای مقابله با عصر بحرانهای مکرر باید چند ویژگی کلیدی داشته باشند؛ ذخایر مالی کافی، زیرساختهای مقاوم، زنجیره تأمین متنوع، امنیت غذایی، امنیت انرژی، نظام بانکی پایدار و توانایی واکنش سریع به بحرانها. در واقع، موفقیت کشورها در آینده بیش از آنکه به میزان ثروت آنها وابسته باشد، به توانایی آنها در مدیریت شوکها بستگی خواهد داشت.
نکته مهم اینجاست که رئیس صندوق بینالمللی پول از وقوع یک بحران مشخص سخن نگفته، بلکه از تغییر ماهیت جهان صحبت کرده است. پیام اصلی او این است که نباید منتظر بازگشت به دوران آرامش و ثبات کامل بود. جهان وارد عصری شده که بحرانها، شوکها و بیثباتیها بخشی از واقعیت دائمی آن هستند و کشورهایی موفق خواهند بود که این واقعیت را زودتر بپذیرند و خود را برای آن آماده کنند.
در نهایت، شاید مهمترین پیام این هشدار آن باشد که بزرگترین تهدید آینده، خودِ بحرانها نیستند؛ بلکه آماده نبودن برای آنهاست. همانگونه که همهگیری کرونا نشان داد، بسیاری از دولتها زمانی به فکر تقویت زیرساختهای خود افتادند که بحران آغاز شده بود. اکنون نیز صندوق بینالمللی پول هشدار میدهد که جهان نباید منتظر شوک بعدی بماند. زیرا در عصر بحرانهای زنجیرهای، هزینه غافلگیری میتواند بسیار سنگینتر از گذشته باشد.














ارسال پاسخ