به گزارش ایرتانیوز، اگر نگاهی به گوشه و کنار شهرهای مختلف کشور بیندازیم، میبینیم که پاساژها و مجتمعهای چندطبقه مثل قارچ از زمین سبز میشوند. این ساختمانهای بزرگ با نورپردازیهای خیرهکننده و ویترینهای رنگارنگ، مشتریها را به درون خود میکشند. اما این سکه یک روی دیگر هم دارد. با رونق گرفتن این مراکز بزرگ، مغازههای کوچک محلی که سالها پاتوق و نقطه اتصال آدمهای محل بودند، یکی پس از دیگری چراغشان خاموش میشود.
کارشناسان حوزه شهری میگویند این اتفاق فقط یک تغییر ساده در مدل خرید کردن مردم نیست، بلکه یک آسیب بزرگ به روابط اجتماعی است. مغازه بقالی، نانوایی یا حتی خرازی کوچک سر کوچه، فقط محل معامله نبودند؛ آنها بخشی از امنیت و صمیمیت محله را تامین میکردند. در این مغازهها کاسب محل مشتری را به اسم میشناخت، گاهی خریدها به صورت نسیه در دفتری ثبت میشد و همین اعتماد، آدمها را به هم نزدیک میکرد. حالا در راهروهای سرد و شلوغ پاساژهای بزرگ، این رابطه انسانی جای خود را به برخوردهای اداری و خشک داده است.
از طرف دیگر، ساخت این مجتمعهای بزرگ بدون در نظر گرفتن ظرفیت محلهها، ترافیکهای سنگین و شلوغیهای آزاردهندهای را به ساکنان اطراف تحمیل میکند. به جای اینکه بودجههای شهری صرف ساختن پارکهای محله یا فضاهای بازی ایمن برای بچهها شود، زمینهای بزرگ شهر به ساخت این مراکز خرید اختصاص پیدا میکنند.
در نهایت، زندگی شهری بدون محلههای پویا و زنده، چیزی جز شلوغی و تنهایی نیست. شهرهای ما بیشتر از آنکه به پاساژهای پر زرق و برق نیاز داشته باشند، به محلههایی نیاز دارند که بشود در آنها قدم زد، نفس کشید و با همشهریها تعامل کرد. احیای بازارهای محلی و حمایت از کاسبان قدیمی، راهی است برای اینکه روح زندگی را در کالبد شهرهایمان زنده نگه داریم.














ارسال پاسخ