دسته‌ها

گزارش اختصاصی ایرتانیوز

آوارگی بی‌پایان؛ چرا با وجود کاهش آمار، جهان هنوز در بزرگ‌ترین بحران انسانی قرن قرار دارد؟

تهران ـ ایرتانیوز ـ برای نخستین بار در یک دهه گذشته، روند صعودی تعداد آوارگان جهان متوقف شده و آمارهای جدید سازمان ملل از کاهش نسبی شمار پناهجویان و افراد آواره خبر می‌دهد. اما آیا این کاهش به معنای عبور جهان از بحران آوارگی است؟ بررسی دقیق‌تر داده‌ها نشان می‌دهد پاسخ این پرسش منفی است. واقعیت آن است که اگرچه سرعت رشد بحران کاهش یافته، اما جهان همچنان با یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی تاریخ معاصر روبه‌روست؛ بحرانی که میلیون‌ها نفر را از خانه، امنیت و آینده محروم کرده است.

به گزارش ایرتانیوز، آنچه در گزارش جدید سازمان ملل بیش از کاهش نسبی تعداد آوارگان اهمیت دارد، تثبیت یک واقعیت نگران‌کننده است؛ اینکه ده‌ها میلیون نفر وارد چرخه‌ای از آوارگی بلندمدت شده‌اند و بسیاری از آنان حتی چشم‌انداز روشنی برای بازگشت به خانه‌های خود ندارند. بر اساس آمارهای منتشرشده، جمعیت پناهندگان و افراد در وضعیت مشابه همچنان به حدود ۴۱.۶ میلیون نفر می‌رسد؛ رقمی که از جمعیت بسیاری از کشورهای جهان بیشتر است و نشان می‌دهد بحران همچنان در ابعاد بسیار گسترده ادامه دارد.

فیلیپو گراندی، کمیسر عالی پناهندگان سازمان ملل، در واکنش به این آمار تأکید کرده است: «کاهش تعداد آوارگان خبر مثبتی است، اما نباید فراموش کنیم که ده‌ها میلیون نفر همچنان از خانه‌های خود دور مانده‌اند و بسیاری از آن‌ها هیچ چشم‌انداز روشنی برای بازگشت ندارند.» این اظهارات نشان می‌دهد مسئله اصلی امروز جهان دیگر صرفاً تعداد آوارگان نیست، بلکه طولانی شدن وضعیت پناهندگی و تبدیل آن به یک بحران مزمن انسانی است.

بررسی کانون‌های اصلی بحران نشان می‌دهد جنگ‌ها همچنان مهم‌ترین عامل آوارگی در جهان هستند. سوریه پس از بیش از یک دهه جنگ داخلی هنوز یکی از بزرگ‌ترین منابع تولید پناهنده در جهان محسوب می‌شود. جنگ اوکراین میلیون‌ها نفر را از خانه‌های خود آواره کرده، سودان با یکی از شدیدترین بحران‌های انسانی سال‌های اخیر روبه‌روست و بی‌ثباتی در افغانستان، جمهوری دموکراتیک کنگو و برخی مناطق خاورمیانه و آفریقا همچنان موج‌های جدید مهاجرت اجباری ایجاد می‌کند.

طبق داده‌های سازمان ملل، بیش از ۷۰ درصد پناهندگان جهان تنها از چند کشور بحران‌زده آمده‌اند. این آمار نشان می‌دهد ریشه اصلی بحران نه در مهاجرت اقتصادی، بلکه در جنگ، ناامنی، خشونت سیاسی و فروپاشی ساختارهای حکمرانی نهفته است. در واقع تا زمانی که این بحران‌ها حل نشوند، کاهش پایدار آمار آوارگان نیز دور از دسترس خواهد بود.

یکی از مهم‌ترین تحولات سال‌های اخیر، تغییر ماهیت پدیده پناهندگی است. در گذشته بسیاری از آوارگان پس از چند سال به کشور خود بازمی‌گشتند، اما امروز بخش بزرگی از آنان وارد مرحله‌ای شده‌اند که کارشناسان از آن با عنوان «آوارگی طولانی‌مدت» یاد می‌کنند. میلیون‌ها نفر بیش از پنج، ده و حتی پانزده سال است که در اردوگاه‌ها یا کشورهای میزبان زندگی می‌کنند و عملاً نسل جدیدی از کودکان در شرایط پناهندگی متولد شده‌اند.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، پیش‌تر هشدار داده بود: «هر عدد در آمار پناهندگان یک انسان است؛ انسانی که خانه، امنیت و بخشی از آینده خود را از دست داده است.» این جمله شاید بهترین توصیف برای بحرانی باشد که گاهی در میان آمارها و گزارش‌های رسمی فراموش می‌شود. پشت هر یک از این ۴۱ میلیون نفر، خانواده‌ای قرار دارد که زندگی عادی خود را از دست داده و با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو شده است.

ابعاد اقتصادی بحران نیز بسیار قابل توجه است. بانک جهانی در گزارش‌های خود تأکید کرده که کشورهای میزبان سالانه میلیاردها دلار برای آموزش، بهداشت، مسکن و خدمات عمومی مورد نیاز پناهندگان هزینه می‌کنند. بخش بزرگی از این بار بر دوش کشورهای در حال توسعه قرار دارد؛ کشورهایی که خود با محدودیت منابع و مشکلات اقتصادی مواجه هستند. برخلاف تصور رایج، اکثریت پناهندگان جهان در کشورهای ثروتمند زندگی نمی‌کنند، بلکه در کشورهای همسایه مناطق بحران‌زده یا کشورهای در حال توسعه اسکان یافته‌اند.

در کنار جنگ و ناامنی، تغییرات اقلیمی نیز به تدریج به یکی از عوامل مهم جابه‌جایی جمعیت تبدیل می‌شود. خشکسالی‌های شدید، سیل‌های ویرانگر، بیابان‌زایی، کمبود آب و نابودی زمین‌های کشاورزی باعث شده میلیون‌ها نفر در نقاط مختلف جهان ناچار به ترک محل زندگی خود شوند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند در دهه‌های آینده تعداد مهاجران و آوارگان اقلیمی می‌تواند به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های انسانی جهان تبدیل شود.

نکته مهم دیگر این است که کاهش آمار آوارگان در سال ۲۰۲۵ الزاماً به معنای حل بحران نیست.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند این کاهش بیشتر ناشی از کاهش نسبی شدت برخی درگیری‌ها و بازگشت محدود بخشی از آوارگان بوده است، نه نتیجه حل ریشه‌ای بحران‌ها. به عبارت دیگر، جهان هنوز موفق نشده عوامل اصلی تولید آوارگی را از بین ببرد و هر بحران جدید می‌تواند دوباره روند صعودی آمارها را آغاز کند.

از منظر راهبردی، بحران پناهندگی امروز بیش از آنکه یک مسئله مهاجرتی باشد، نشانه‌ای از ناکامی جامعه جهانی در حل منازعات مزمن و مدیریت بحران‌های انسانی است. میلیاردها دلار صرف تسلیحات و جنگ می‌شود، اما میلیون‌ها نفر همچنان از ابتدایی‌ترین حق انسانی خود یعنی داشتن خانه و امنیت محروم هستند. همین مسئله باعث شده سازمان ملل بارها بر ضرورت سرمایه‌گذاری بیشتر در صلح، توسعه پایدار و پیشگیری از درگیری‌ها تأکید کند.

در نهایت، اگرچه کاهش تعداد آوارگان پس از یک دهه روند صعودی را می‌توان نشانه‌ای امیدوارکننده دانست، اما این آمار نباید واقعیت اصلی را پنهان کند. واقعیت این است که جهان همچنان با یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی قرن بیست‌ویکم مواجه است. بیش از ۴۱ میلیون نفر هنوز از خانه‌های خود دور مانده‌اند و بسیاری از آنان نمی‌دانند آیا روزی به سرزمین خود بازخواهند گشت یا نه. تا زمانی که جنگ‌ها، خشونت‌ها، بحران‌های سیاسی و نابرابری‌های جهانی ادامه داشته باشند، آوارگی نیز همچنان یکی از تلخ‌ترین چهره‌های جهان معاصر باقی خواهد ماند.