اختصاصی ایرتانیوز

اوپک‌پلاس در تنگنای هرمز؛ افزایش تولید در برابر اهرم راهبردی ایران

تهران - ایرتانیوز - تصمیم اوپک‌پلاس برای افزایش روزانه ۱۸۸ هزار بشکه‌ای تولید نفت در ماه ژوئن، در ظاهر تلاشی برای ایجاد ثبات در بازار جهانی انرژی است، اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد مسئله اصلی بازار نه کمبود تولید، بلکه محدودیت در مسیرهای انتقال نفت است؛ محدودیتی که در متن جنگ تحمیلی علیه ایران و تحولات تنگه هرمز شکل گرفته و معادله عرضه را به‌طور بنیادین تغییر داده است.

به گزارش ایرتانیوز، در بیانیه رسمی اوپک‌پلاس تأکید شده که عربستان سعودی، روسیه و پنج کشور دیگر این اقدام را «در چارچوب تعهد جمعی برای حمایت از ثبات بازار نفت» انجام می‌دهند. این گزاره نشان می‌دهد تولیدکنندگان تلاش دارند پیام آرامش به بازار مخابره کنند، اما هم‌زمان با یک واقعیت پیچیده روبه‌رو هستند: ظرفیت تولید وجود دارد، اما امکان بهره‌برداری کامل از آن به شرایط امنیتی وابسته شده است.

افزایش ۱۸۸ هزار بشکه‌ای، از نظر عددی در امتداد تصمیم‌های ماه‌های گذشته قرار دارد و فاصله معناداری با افزایش‌های قبلی ندارد. این استمرار نشان می‌دهد اوپک‌پلاس از یک الگوی تدریجی برای مدیریت بازار استفاده می‌کند و از ایجاد شوک ناگهانی پرهیز دارد. با این حال، بسیاری از تحلیلگران نیز اذعان دارند که این افزایش‌ها در سطح «سهمیه» باقی می‌ماند، زیرا بخشی از اعضا اساساً توان رسیدن به سقف تولید تعیین‌شده را ندارند.

اما نکته تعیین‌کننده، جایی خارج از اتاق‌های تصمیم‌گیری اوپک‌پلاس قرار دارد؛ در تنگه هرمز. این گذرگاه راهبردی که یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان محسوب می‌شود، در پی تحولات اخیر و واکنش ایران به اقدامات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، با محدودیت جدی در تردد مواجه شده است. در چنین شرایطی، حتی اگر تولید افزایش یابد، انتقال آن به بازار جهانی با مانع روبه‌رو خواهد بود.

این همان نقطه‌ای است که نقش ایران در معادله انرژی جهانی برجسته می‌شود. برخلاف روایت‌های غربی که تلاش می‌کنند تحولات هرمز را صرفاً یک بحران امنیتی جلوه دهند، واقعیت این است که ایران در چارچوب دفاع از منافع خود و در واکنش به جنگ تحمیلی، از موقعیت ژئوپلیتیک خود به‌عنوان یک ابزار بازدارنده استفاده کرده است. این اقدام نه از سر بی‌ثبات‌سازی، بلکه در پاسخ به فشارهایی است که از مسیر دریا و تجارت به کشور وارد شده است.

در چنین فضایی، تصمیم اوپک‌پلاس با یک تناقض جدی روبه‌رو می‌شود. از یک سو، این ائتلاف تلاش می‌کند عرضه را افزایش دهد تا قیمت‌ها کنترل شود؛ از سوی دیگر، همان عرضه در نقطه عبور با محدودیت مواجه است. به بیان روشن‌تر، بازار نفت امروز با «محدودیت تولید» مواجه نیست، بلکه با «محدودیت دسترسی» روبه‌روست.

خروج امارات متحده عربی از اوپک‌پلاس نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. امارات به‌عنوان یکی از تولیدکنندگان مهم منطقه، در شرایطی این تصمیم را اتخاذ کرده که معادلات انرژی در خلیج فارس به‌شدت تحت تأثیر تحولات امنیتی قرار گرفته است. این خروج، اگرچه در کوتاه‌مدت اثر فوری بر بازار ندارد، اما می‌تواند نشانه‌ای از تغییر آرایش نیروها در بازار نفت باشد؛ بازاری که دیگر صرفاً بر پایه تولید تنظیم نمی‌شود، بلکه امنیت مسیرهای انتقال نیز در آن نقش تعیین‌کننده پیدا کرده است.

در سطح راهبردی، آنچه امروز در حال رخ دادن است، تغییر وزن متغیرها در بازار انرژی است. اگر در گذشته تولید و ذخایر تعیین‌کننده اصلی بودند، اکنون مسیرهای انتقال و کنترل گلوگاه‌های حیاتی به همان اندازه اهمیت پیدا کرده‌اند. تنگه هرمز دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ جایی که ژئوپلیتیک بر اقتصاد غلبه می‌کند.

از منظر ایران، این تحولات یک پیام روشن دارد. جنگ تحمیلی نه‌تنها فشار ایجاد کرده، بلکه کشور را به سمت استفاده فعال از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی سوق داده است. هرمز دیگر فقط یک مسیر عبور نیست؛ به ابزاری برای تنظیم معادلات تبدیل شده است. این یعنی ایران توانسته بخشی از فشار یک‌طرفه را به یک وضعیت دوطرفه تبدیل کند؛ وضعیتی که در آن، هر تصمیم اقتصادی بازیگران جهانی ناگزیر به در نظر گرفتن نقش ایران است.

در چنین شرایطی، افزایش تولید اوپک‌پلاس حتی اگر از نظر عددی قابل توجه باشد بدون حل مسئله هرمز، اثر محدودی خواهد داشت. بازار جهانی نفت به‌خوبی می‌داند که نفت تولیدشده تا زمانی که به بازار نرسد، در معادله عرضه نقش واقعی ایفا نمی‌کند.

تصمیم اوپک‌پلاس را نمی‌توان صرفاً یک اقدام اقتصادی دانست. این تصمیم در سایه یک بحران ژئوپلیتیکی بزرگ اتخاذ شده؛ بحرانی که ریشه آن در جنگ تحمیلی علیه ایران و تلاش برای اعمال فشار از مسیرهای دریایی است. در چنین فضایی، ایران با تکیه بر موقعیت راهبردی خود، توانسته معادله را از یک فشار یک‌جانبه به یک تعامل هزینه‌مند تبدیل کند.

بازار نفت امروز بیش از هر زمان دیگری به این واقعیت نزدیک شده است: بدون در نظر گرفتن نقش ایران و امنیت بومی منطقه، هیچ تصمیمی حتی افزایش تولید نمی‌تواند ثبات پایدار ایجاد کند.