به گزارش ایرتانیوز، کلانشهرهای امروزی با چالشی بنیادین دست به گریبان هستند که در ادبیات دانش شهرسازی از آن با نام توسعه افقی یاد میشود. این پدیده که حاصل دههها رشد شتابزده و بدون نقشه راه جامع بوده است اکنون نه تنها منابع مالی شهرداریها را درگیر هزینههای سرسامآور نگهداری کرده است بلکه شکافی عمیق میان مناطق مرکزی و پهنههای پیرامونی ایجاد کرده است. بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که تداوم این روند پایداری زیستی و عدالت اجتماعی را در هستههای شهری تهدید میکند.
نخستین و بزرگترین آسیب گسترش بیرویه افزایش سرسامآور هزینه سرانه خدمات شهری است. وقتی یک شهر به جای رشد عمودی و بهینهسازی فضاهای موجود به طور افقی کش میآید شبکه انتقال آب و برق و گاز و فاضلاب باید مسیری چندبرابر را طی کنند. این یعنی اتلاف انرژی و فرسودگی زودهنگام تاسیسات و هزینههای سنگین تعمیر و نگهداری که بخش بزرگی از بودجههای عمرانی را میبلعد. در چنین شرایطی مدیران شهری ناچار میشوند برای تأمین بودجه به فروش تراکم در مناطق مرکزی روی بیاورند که خود بحران ترافیک و آلودگی را در هسته مرکزی دوچندان میکند.
وقتی محدوده خدمات شهر بدون برنامهریزی دقیق گسترش مییابد نخستین قربانیان ساکنان پهنههای پیرامونی هستند. این مناطق معمولاً از کمبود سرانههای خدماتی مانند فضای سبز و مراکز درمانی و ایستگاههای آتشنشانی و فضاهای آموزشی رنج میبرند. نبود این خدمات پیوند اجتماعی را در این محلات سست کرده و احساس تعلق به شهر را کاهش میدهد. عدالت اجتماعی حکم میکند که بودجههای شهری نه بر اساس میزان درآمد مالیاتی مناطق بلکه بر پایه نیاز واقعی آنها و برای جبران این شکاف تاریخی توزیع شود.
راه برونرفت از این کلاف سردرگم نه در گسترش بیشتر بلکه در رویکرد بازآفرینی شهری نهفته است. نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد موجود و استفاده از اراضی بایر درونشهری و تبدیل آنها به فضاهای عمومی میتواند نیاز به توسعه افقی را کاهش دهد. این کار نیازمند ارادهای جدی برای اصلاح ضوابط ساختوساز است تا مشوقهایی برای فعالیت بخش خصوصی در بافتهای قدیمی فراهم شود. شهر باید به درون خود بازگردد و ظرفیتهای پنهان خود را بازیابد. نمیتوان از توسعه شهری سخن گفت و نقش اکوسیستمهای پیرامونی را نادیده گرفت. گسترش بیرویه باغها و اراضی کشاورزی حاشیه شهرها را نابود میکند که این کار پیامدهای جبرانناپذیری برای کیفیت هوا و آبوهوای منطقه دارد. مدیریت شهری مدرن نه بر تخریب محیط پیرامونی بلکه بر حفظ کمربندهای سبز و ایجاد تنفسگاههای شهری استوار است.
که زمان بازنگری در مدلهای سنتی مدیریت شهری فرارسیده است. مدیریت کلانشهرها نیازمند نگاهی فرادستگاهی است که منافع بلندمدت شهر را بر منفعتهای زودگذر مالی ترجیح دهد. بازگشت به اصول علمی شهرسازی و توجه به عدالت توزیعی و اولویتبندی بازآفرینی شهری بر توسعه افقی تنها راه نجات کلانشهرهای ما از بحران پایداری است. گام نخست پذیرش این حقیقت است که شهر بزرگتر به معنای شهر بهتر نیست بلکه شهر هوشمندتر و عادلانهتر هدف نهایی مدیریت شهری است.














ارسال پاسخ