به گزارش ایرتانیوز، زایندهرود تنها یک مسیر عبور آب نیست؛ رودخانهای است که قرنها نقش ستون فقرات زیستی، اقتصادی و فرهنگی اصفهان را ایفا کرده است. این رودخانه با طول تقریبی ۴۰۰ کیلومتر، از ارتفاعات زاگرس مرکزی سرچشمه میگیرد و پس از عبور از مناطق مختلف، به تالاب گاوخونی میرسد؛ تالابی که خود یکی از مهمترین زیستبومهای مرکز ایران محسوب میشود. اما امروز بخشهایی از این مسیر، بهجای جریان طبیعی و پیوسته آب، با دورههای طولانی خشکی مواجه است.
بر اساس گزارشهای وزارت نیرو، کاهش بارش، افت آورد طبیعی رودخانه و افزایش برداشت از منابع آب سطحی و زیرزمینی، مهمترین عوامل کاهش جریان زایندهرود بودهاند. حوضه آبریز زایندهرود طی دهههای گذشته با افزایش مصرف در بخش کشاورزی، توسعه صنایع بزرگ و رشد جمعیت مواجه شده؛ در حالی که ظرفیت طبیعی این حوضه ثابت باقی مانده است.
کارشناسان حوزه آب معتقدند مشکل اصلی زایندهرود فقط «کمبود بارش» نیست، بلکه شکاف میان منابع موجود و میزان برداشت است. به گفته محسن موسویخوانساری، کارشناس منابع آب، «زایندهرود امروز دیگر یک رودخانه با جریان طبیعی نیست، بلکه به یک سیستم انتقال و توزیع آب تبدیل شده که بر اساس نیازهای مصرفی مدیریت میشود و این موضوع عملکرد اکولوژیک آن را از بین برده است.»
این تغییر رویکرد باعث شده حقابه زیستمحیطی رودخانه و تالاب گاوخونی در بسیاری از دورهها تأمین نشود. سازمان حفاظت محیط زیست بارها نسبت به کاهش ورودی آب به گاوخونی هشدار داده و اعلام کرده است که ادامه این روند میتواند پیامدهای گستردهای مانند افزایش گردوغبار، نابودی زیستگاهها و کاهش تنوع زیستی را به همراه داشته باشد.
علی سلاجقه، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست، درباره وضعیت تالاب گاوخونی هشدار داده بود که «اگر حقابه تالابها تأمین نشود، علاوه بر از بین رفتن تنوع زیستی، کانونهای گردوغبار جدید شکل خواهد گرفت.» این هشدار نشان میدهد بحران زایندهرود محدود به بستر رودخانه نیست و میتواند بر سلامت و کیفیت زندگی مردم منطقه نیز اثر بگذارد.
یکی از مهمترین پیامدهای کاهش جریان طبیعی زایندهرود، آسیب به اکوسیستم آبی آن است. کاهش آب، تغییر کیفیت زیستگاه، افزایش غلظت آلایندهها و از بین رفتن شرایط مناسب برای گونههای گیاهی و جانوری، چرخه طبیعی رودخانه را مختل کرده است. کارشناسان معتقدند رودخانهای که زمانی میزبان گونههای مختلف آبزی و پرندگان مهاجر بود، اکنون با خطر از دست دادن بخشی از کارکردهای زیستی خود مواجه است.
از سوی دیگر، کشاورزی در حوضه زایندهرود نیز با یک تناقض جدی روبهرو است؛ بخشی از جامعه کشاورزان برای تأمین معیشت به آب رودخانه وابستهاند، اما ادامه برداشتهای بالا از یک منبع محدود، خود به تضعیف آینده همان بخش کشاورزی منجر میشود. کارشناسان تأکید دارند اصلاح الگوی کشت، کاهش مصرف آب و تغییر سیاستهای مدیریت منابع، ضروریتر از انتقالهای مقطعی آب است.
در بخش صنعت نیز زایندهرود طی سالهای گذشته تحت فشار توسعه صنعتی قرار گرفته است. صنایع بزرگ مستقر در مرکز ایران، به منابع آب وابستهاند و همین مسئله باعث شکلگیری تعارض میان نیازهای زیستمحیطی، کشاورزی، شرب و صنعت شده است.
عیسی کلانتری، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست، درباره بحران آب در ایران و حوضههایی مانند زایندهرود تأکید کرده بود که «کشور با ورشکستگی آبی مواجه است و ادامه سیاستهای گذشته بدون اصلاح مصرف، منابع طبیعی را با بحران جدی روبهرو میکند.»
تحلیل وضعیت زایندهرود نشان میدهد مدیریت آب در این حوضه سالها بیشتر بر تقسیم آب موجود میان مصرفکنندگان تمرکز داشته تا حفظ حیات رودخانه. در حالی که یک رودخانه صرفاً یک کانال انتقال آب نیست؛ مجموعهای از روابط پیچیده میان آب، خاک، پوشش گیاهی، جانوران، کشاورزی و زندگی انسانی است.
تبدیل زایندهرود به یک مسیر انتقال آب، به معنای حذف تدریجی نقش طبیعی آن است. اگر جریان زیستمحیطی رودخانه حفظ نشود، حتی تأمین مقطعی آب نیز نمیتواند بحران را حل کند، زیرا یک رودخانه بدون اکوسیستم فعال، در نهایت به یک زیرساخت آبی فرسوده تبدیل خواهد شد.
بحران زایندهرود نتیجه یک عامل واحد نیست؛ ترکیبی از تغییر اقلیم، کاهش منابع آبی، مصرف بالا و تصمیمهای مدیریتی کوتاهمدت، این رودخانه را به وضعیت امروز رسانده است. آینده زایندهرود به این بستگی دارد که نگاه مدیریت آب از «تقسیم آب موجود» به «حفظ حیات رودخانه» تغییر کند. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که یکی از مهمترین رودخانههای تاریخی ایران نه بهعنوان یک اکوسیستم زنده، بلکه تنها بهعنوان کانالی برای جابهجایی آب شناخته شود.














ارسال پاسخ