دسته‌ها

گزارش اختصاصی ایرتانیوز

برنت عقب نشست، اما هرمز هنوز بازار نفت را در گروگان ریسک نگه داشته است

تهران - ایرتانیوز - نفت برنت پس از رسیدن به بالاترین سطح پنج هفته اخیر، روز پنجشنبه عقب نشست؛ اما این کاهش بیش از آنکه نشانه پایان ریسک در بازار انرژی باشد، واکنش معامله‌گران به دو پیام همزمان بود: نخست، اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر اینکه دور تازه حملات آمریکا علیه ایران طولانی نخواهد بود و دوم، افزایش مقطعی جریان نفت از تنگه هرمز. با این حال تردد تجاری در مهم‌ترین گلوگاه نفتی منطقه هنوز به وضعیت عادی برنگشته و همین مسئله باعث شده هر نشانه از تشدید یا کاهش تنش، بلافاصله در قیمت نفت منعکس شود.

به گزارش ایرتانیوز، نفت برنت روز پنجشنبه حدود ۰.۴ درصد کاهش یافت و در محدوده ۹۵ دلار در هر بشکه معامله شد. نفت خام وست‌تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز حدود ۰.۲ درصد افت کرد و به حوالی ۹۰ دلار و ۸۰ سنت رسید. این عقب‌نشینی پس از آن رخ داد که هر دو شاخص در معاملات چهارشنبه حدود یک درصد رشد کرده و به بالاترین سطح از اواخر ژوئیه رسیده بودند. بازار در واقع بخشی از «حق بیمه جنگ» را که یک روز قبل به قیمت‌ها اضافه شده بود، پس گرفت؛ اما نه آن‌قدر که بتوان از بازگشت آرامش سخن گفت.

ترامپ گفته است عملیات تازه آمریکا علیه ایران قرار نیست طولانی باشد. او همزمان تأیید کرده که آمریکا سامانه‌های راداری و موشکی ایران و توانایی‌های مرتبط با مین‌گذاری در اطراف تنگه هرمز را هدف قرار داده است. همین بخش از اظهارات او دو پیام متناقض به بازار می‌دهد: از یک طرف کوتاه بودن عملیات، احتمال گسترش جنگ و وقفه طولانی‌تر در عرضه را کمتر نشان می‌دهد؛ از طرف دیگر، تمرکز حملات بر زیرساخت‌های مرتبط با هرمز به معامله‌گران یادآوری می‌کند که قلب ریسک نفت همچنان همان تنگه است.

عامل دوم کاهش قیمت، گزارش تازه درباره افزایش جریان نفت از هرمز بود. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، اعلام کرده روز دوشنبه حدود ۱۷ میلیون بشکه نفت خام از این مسیر عبور کرده است؛ بالاترین حجم از زمان کاهش شدید تردد در پی درگیری‌های اخیر. این عدد برای بازار مهم است، زیرا نشان می‌دهد مسیر هرمز کاملاً از کار نیفتاده و در برخی روزها امکان عبور حجم قابل توجهی از نفت وجود دارد.

اما یک عدد روزانه نباید با بازگشت کامل شرایط عادی اشتباه گرفته شود. داده‌های کشتیرانی همچنان از تردد محدود و ناپایدار کشتی‌های تجاری حکایت دارد و تعداد عبورها در برخی روزها به‌مراتب پایین‌تر از متوسط‌های پیش از بحران است. همین تفاوت میان «حجم نفت عبوری» و «تعداد کشتی‌های عبوری» نیز اهمیت دارد؛ ممکن است چند نفتکش بزرگ در یک روز حجم بالایی جابه‌جا کنند، در حالی که کل جریان تردد همچنان شکننده باقی مانده باشد.

این دقیقاً همان دلیلی است که باعث می‌شود کاهش چند دهم درصدی نفت را نتوان نقطه پایان شوک ژئوپلیتیک دانست. بازار اکنون بیش از هر چیز به سه متغیر نگاه می‌کند: شدت حملات، پایداری تردد هرمز و میزان توان کشورهای منطقه برای جایگزینی مسیرهای صادراتی.

تنگه هرمز پیش از تشدید درگیری‌ها مسیر عبور حدود یک‌پنجم نفت و LNG جهان بود. این سهم به‌قدری بزرگ است که حتی اختلال جزئی در آن می‌تواند بر بازار جهانی اثر بگذارد. بسیاری از تولیدکنندگان خلیج فارس مسیر جایگزین محدودی دارند و بخش بزرگی از صادرات عربستان، امارات، عراق، کویت و قطر به امنیت این آبراه وابسته است.

به همین دلیل هرگونه بازگشت عبور نفتکش‌ها می‌تواند بخشی از فشار صعودی قیمت را کاهش دهد، اما برای حذف کامل ریسک باید چند شرط همزمان برقرار باشد: عبور کشتی‌ها باید منظم شود، شرکت‌های بیمه و کشتیرانی ریسک منطقه را قابل‌قبول ارزیابی کنند و تهدید حملات یا مین‌گذاری نیز به‌طور معنادار کاهش یابد.

در غیر این صورت حتی اگر نفت فیزیکی از منطقه خارج شود، هزینه حمل‌ونقل و بیمه می‌تواند بالا بماند. بازار انرژی فقط قیمت هر بشکه نفت خام نیست؛ کرایه نفتکش، حق بیمه جنگ، زمان سفر و هزینه تأخیر نیز در قیمت نهایی انرژی اثر دارد.

از این منظر، عقب‌نشینی برنت به محدوده ۹۵ دلار بیشتر شبیه تعدیل انتظارات است تا تغییر بنیادی در عرضه.

بازار روز چهارشنبه با شدت گرفتن حملات، ریسک بزرگ‌تری برای عرضه قیمت‌گذاری کرده بود. روز پنجشنبه با شنیدن اینکه عملیات آمریکا احتمالاً کوتاه خواهد بود و حجم بیشتری از نفت از هرمز عبور کرده، بخشی از آن ریسک تخلیه شد. اما زیرساخت اصلی نگرانی همچنان پابرجاست.

نکته مهم دیگر این است که بازار فعلی فقط به اخبار ایران واکنش نشان نمی‌دهد. عراق صادرات خود را افزایش داده و برخی تولیدکنندگان تلاش کرده‌اند از مسیرهای جایگزین حجم بیشتری روانه بازار کنند.

افزایش عرضه از این کانال‌ها می‌تواند بخشی از کمبود ناشی از هرمز را جبران کند، اما ظرفیت این مسیرها محدود است و نمی‌تواند در کوتاه‌مدت جایگزین کامل حجم تاریخی عبوری از تنگه شود.

همین مسئله توضیح می‌دهد چرا نفت با وجود چند ماه اختلال در هرمز در سطوح بسیار بالاتر از ۱۲۰ یا ۱۳۰ دلار تثبیت نشده است. بازار علاوه بر ریسک جنگ، به تقاضای جهانی، ذخایر، عرضه سایر تولیدکنندگان، سیاست اوپک‌پلاس و ظرفیت جایگزین نیز نگاه می‌کند. هر بار که یکی از این عوامل فشار کمبود را جبران می‌کند، بخشی از جهش قیمت مهار می‌شود.

اما این تعادل بسیار شکننده است.

اگر تردد هرمز دوباره کاهش یابد، چند نفتکش متوقف شوند یا موج تازه‌ای از حملات آغاز شود، نفت می‌تواند به‌سرعت حق بیمه جنگ را دوباره به قیمت اضافه کند. در مقابل، اگر عبور نفتکش‌ها طی چند روز متوالی افزایش پیدا کند و درگیری محدود بماند، احتمال تخلیه بیشتر ریسک و عقب‌نشینی قیمت وجود خواهد داشت.

برای ایران، این وضعیت نیز از منظر اقتصادی دو وجه دارد. قیمت بالاتر نفت بالقوه ارزش هر بشکه صادراتی را افزایش می‌دهد، اما اگر ناامنی مسیر حمل صادرات را محدود کند، افزایش قیمت الزاماً به افزایش درآمد منجر نمی‌شود. در بازار انرژی، قیمت بالا زمانی سودآور است که امکان فروش و انتقال فیزیکی نفت نیز وجود داشته باشد.

برای واردکنندگان بزرگ انرژی اما حتی نفت ۹۵ دلاری نیز سطح پایینی محسوب نمی‌شود. استمرار قیمت نفت در محدوده فعلی می‌تواند هزینه سوخت، حمل‌ونقل و تولید را در بسیاری از اقتصادها بالا نگه دارد و سیاست بانک‌های مرکزی برای مهار تورم را دشوارتر کند. به همین دلیل تحولات هرمز فقط مسئله کشورهای خلیج فارس نیست؛ مستقیماً به تورم جهانی و هزینه انرژی در اروپا، آسیا و آمریکا متصل است.

در آمریکا نیز قیمت انرژی اهمیت سیاسی بالایی دارد. هر جهش پایدار نفت می‌تواند با فاصله زمانی به قیمت بنزین و گازوئیل منتقل شود و به فشار تورمی داخلی دامن بزند. بنابراین واشنگتن همزمان دو هدف دارد: حفظ فشار نظامی بر ایران و جلوگیری از شوکی که هزینه انرژی را برای مصرف‌کننده آمریکایی به‌شدت بالا ببرد. همین تضاد یکی از دلایلی است که بازار به هر جمله ترامپ درباره مدت عملیات حساس شده است.

اظهار او درباره کوتاه بودن دور تازه حملات، از همین منظر برای معامله‌گران یک پیام اقتصادی هم داشت: احتمالاً واشنگتن فعلاً تمایلی ندارد بحران به جنگی تبدیل شود که هرمز را برای مدت طولانی‌تر از دسترس تجارت انرژی خارج کند.

اما بازار هنوز برای اطمینان به چیزی بیشتر از اظهارات سیاسی نیاز دارد.

عبور ۱۷ میلیون بشکه در یک روز سیگنال مثبتی است؛ ولی آنچه قیمت نفت را در هفته‌های آینده تعیین خواهد کرد، استمرار این جریان است. اگر عبور نفت به شکل منظم به سطوح بالاتر بازگردد، ریسک اختلال عرضه کاهش می‌یابد. اگر این رقم یک جهش مقطعی باشد و تردد دوباره افت کند، بازار خیلی سریع تغییر جهت خواهد داد.

از این رو، معیار واقعی را نباید فقط قیمت روزانه برنت دانست. تعداد نفتکش‌های عبوری، حجم روزانه انتقال نفت، میزان حق بیمه جنگ و وضعیت صادرات کشورهای خلیج فارس شاخص‌های دقیق‌تری برای سنجش میزان بازگشت ثبات هستند.

کاهش امروز برنت از اوج پنج‌هفته‌ای را می‌توان نخستین واکنش بازار به احتمال محدود ماندن دور جدید درگیری دانست؛ اما هنوز نمی‌توان آن را نشانه پایان بحران هرمز تلقی کرد.

بازار نفت در حال حاضر نه بر پایه قطعیت، بلکه بر پایه احتمال معامله می‌کند: احتمال تشدید جنگ، احتمال ادامه جریان نفت و احتمال بازگشت محدودیت‌ها.

تا زمانی که کشتی‌ها نتوانند بدون وقفه و با هزینه متعارف از هرمز عبور کنند، چند دلار کاهش قیمت تنها بخشی از ریسک را پاک می‌کند؛ نه خود ریسک را.

پرسش اصلی بنابراین دیگر این نیست که برنت امروز ۹۵ دلار است یا فردا ۹۷ دلار. سؤال تعیین‌کننده این است که آیا ۱۷ میلیون بشکه عبوری از هرمز آغاز بازگشت جریان عادی نفت بوده یا فقط یک روز استثنایی در آبراهی که همچنان زیر سایه جنگ قرار دارد؟