به گزارش ایرتانیوز، تفاهم اسلامآباد که پس از پایان درگیریها با هدف ایجاد فضای تنفس برای دیپلماسی و آغاز مذاکرات ۶۰ روزه شکل گرفت، قرار بود زمینه کاهش تنش و اجرای گامبهگام تعهدات دو طرف را فراهم کند. اما روند تحولات نشان داد این تفاهم خیلی زود وارد مرحلهای شد که هر اقدام جدید، به جای تقویت اعتماد، به افزایش بیاعتمادی انجامید.در نخستین نشانههای اختلاف، وزارت خزانهداری آمریکا معافیت موقت فروش نفت و فرآوردههای نفتی ایران را که پیشتر صادر کرده بود، لغو کرد. مقامهای آمریکایی این تصمیم را واکنشی به تحولات تنگه هرمز دانستند و مدعی شدند اقدامات ایران «غیرقابل قبول» بوده است. همزمان دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا با صدور مجوز جدید، هرگونه معامله تازه برای خرید نفت ایران را متوقف و تنها یک مهلت کوتاه برای پایان قراردادهای قبلی تعیین کرد.
در مقابل، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه، در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد: «اقدام آمریکا در لغو تعلیق تحریم فروش نفت ایران، مصداق نقض فاحش بند ۱۰ یادداشت تفاهم اسلامآباد است.» از نگاه تهران، این اقدام نهتنها با روح تفاهم سازگار نبود، بلکه یکی از مهمترین مشوقهای اقتصادی توافق را از بین برد.
تنشها به همینجا محدود نماند. پس از حوادث تنگه هرمز، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) از آغاز حملات نظامی علیه ایران خبر داد و مدعی شد این عملیات در پاسخ به حمله ایران به کشتیهای تجاری انجام شده است. در مقابل، سپاه پاسداران نیز از اجرای عملیات موشکی و پهپادی علیه دهها هدف نظامی آمریکا در منطقه خبر داد و این حملات را پاسخ به نقض آتشبس و تفاهم اسلامآباد عنوان کرد.
در ادامه، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، با اشاره به تحولات اخیر نوشت: «کلیدیترین موارد نقض تفاهم ۱۴ بندی توسط آمریکا عبارت است از: نقض ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز، تهدیدهای مداوم به حملات نظامی بیشتر، حمله به مناطق جنوبی ایران، بازگرداندن تحریمهای نفتی و استمرار تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان.» وی همچنین تأکید کرد: «دوره قلدری و باجگیری تمام شده است؛ ما اهل کوتاه آمدن و عقب کشیدن نیستیم.»
اما سؤال اصلی اینجاست؛ چرا تفاهم اسلامآباد با چنین سرعتی وارد مسیر فرسایش شد؟ تجربه مذاکرات هستهای و گزارشهای منتشرشده از سوی اندیشکدههایی مانند گروه بینالمللی بحران و شورای روابط خارجی آمریکا نشان میدهد مهمترین مانع در توافقهای ایران و آمریکا، نبود اعتماد متقابل و اختلاف در برداشت از تعهدات است. هر دو طرف انتظار دارند طرف مقابل ابتدا امتیاز بدهد؛ موضوعی که بارها روند توافقهای گذشته را نیز متوقف کرده است.
از سوی دیگر، ساختار تصمیمگیری در واشنگتن نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. رئیسجمهور آمریکا، کنگره، وزارت خزانهداری، پنتاگون و نهادهای امنیتی هر یک نقش مستقلی در اجرای سیاستها دارند و همین موضوع باعث میشود حتی در صورت وجود اراده سیاسی، اجرای کامل تعهدات با موانع داخلی روبهرو شود. در ایران نیز هر اقدام آمریکا با حساسیت بالا رصد میشود و هرگونه بازگشت فشار اقتصادی یا نظامی، پاسخ متقابل را به دنبال دارد.
بعد اقتصادی این ماجرا نیز قابل توجه است. بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا ، ایران یکی از تولیدکنندگان مهم نفت اوپک است و هرگونه محدودیت یا بازگشت تحریمها میتواند بر توازن عرضه جهانی اثر بگذارد. همزمان، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی بارها هشدار دادهاند که افزایش تنش در خلیج فارس، هزینه حملونقل دریایی، بیمه نفتکشها و قیمت انرژی را افزایش میدهد؛ موضوعی که آثار آن تنها محدود به ایران و آمریکا نیست.
مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد تفاهم اسلامآباد بیش از آنکه قربانی یک اقدام مشخص باشد، در اثر زنجیرهای از بیاعتمادی، اقدامات متقابل و محاسبات سیاسی دو طرف تضعیف شد. اگر این روند ادامه پیدا کند، این تفاهم نیز مانند بسیاری از توافقهای پیشین، به سندی تبدیل خواهد شد که بیش از آنکه اجرا شود، در ادبیات سیاسی دو طرف به عنوان نمونهای از شکست اعتماد متقابل مورد استناد قرار میگیرد. تنها بازگشت همزمان به تعهدات و ایجاد سازوکاری برای راستیآزمایی میتواند از تکرار این چرخه جلوگیری کند.
گزارش اختصاصی ایرتانیوز
چرا بندهای تفاهم اسلامآباد یکی پس از دیگری نقض شد؟
تهران - ایرتانیوز - تفاهم اسلامآباد قرار بود آغازگر کاهش تنش میان تهران و واشنگتن باشد، اما تنها چند هفته پس از اعلام آن، مجموعهای از اقدامات متقابل، از لغو معافیتهای نفتی تا حملات نظامی و تشدید تنش در تنگه هرمز، این پرسش را مطرح کرده است که آیا این توافق از ابتدا شانس اجرا داشت یا در عمل قربانی بیاعتمادی دو طرف شد؟














ارسال پاسخ