به گزارش ایرتانیوز، روزنامه نیویورکتایمز به نقل از مقامهای امنیتی اسرائیل گزارش داده است که دولت دونالد ترامپ، اسرائیل را تا حد زیادی از روند مذاکرات مربوط به آتشبس و گفتوگوهای میان آمریکا و ایران کنار گذاشته است.
بر اساس این گزارش، مقامهای اسرائیلی گفتهاند نقش تلآویو در مذاکرات جاری «بسیار محدود» شده و در بسیاری موارد، اطلاعات مربوط به تماسها و رایزنیهای میان واشنگتن و تهران را نه مستقیماً از آمریکا، بلکه از طریق دیپلماتها و مقامهای منطقهای دریافت میکنند.
نیویورکتایمز همچنین نوشته است نهادهای اطلاعاتی اسرائیل برای آگاهی از جزئیات مذاکرات، علاوه بر ارتباطات دیپلماتیک، از ظرفیتهای نظارتی و اطلاعاتی خود نیز استفاده میکنند؛ مسئلهای که نشان میدهد سطح بیاعتمادی تلآویو نسبت به روند فعلی بهشدت افزایش یافته است.
اهمیت این گزارش فقط در محتوای آن نیست، بلکه در نویسندگان و منابع آن نیز نهفته است.
این گزارش با همکاری رونن برگمن منتشر شده؛ روزنامهنگار و تحلیلگر امنیتی اسرائیلی که طی سالهای اخیر بهعنوان یکی از نزدیکترین خبرنگاران به محافل اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل شناخته میشود.
برگمن پیشتر در کتاب معروف خود «Rise and Kill First» بخش مهمی از عملیاتهای اطلاعاتی، ترورهای هدفمند و ساختار امنیتی اسرائیل را افشا کرده بود و ارتباطات گستردهای در نهادهای امنیتی این رژیم دارد.
همین مسئله باعث شده بسیاری از تحلیلگران معتقد باشند انتشار چنین گزارشی در نیویورکتایمز، عملاً نوعی پیام غیررسمی از سوی بخشی از ساختار امنیتی اسرائیل به واشنگتن محسوب میشود.
در واقع، تلآویو تلاش میکند نارضایتی عمیق خود از روند مذاکرات و کاهش نقش اسرائیل در تصمیمگیریها را علنی کند.
اما مسئله اصلی فقط کنار گذاشته شدن اسرائیل از مذاکرات نیست؛ بلکه نگرانی شدید تلآویو از تغییر محاسبات آمریکا در قبال ایران است.
اسرائیل طی سالهای گذشته تلاش کرده خود را بازیگر اصلی پرونده ایران معرفی کند و در عمل، یکی از مهمترین محرکهای سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی بوده است.
در دوره نخست ترامپ نیز خروج آمریکا از برجام، تشدید تحریمها و افزایش فشارهای امنیتی علیه ایران، تا حد زیادی با حمایت و فشار مستقیم تلآویو همراه بود.
اما اکنون به نظر میرسد بخشی از ساختار سیاسی آمریکا به این جمعبندی رسیده که ادامه مسیر تقابل نامحدود، الزاماً به نتیجه مطلوب منجر نخواهد شد.
همین مسئله باعث شده واشنگتن تلاش کند بخشی از مذاکرات را دور از فشار مستقیم اسرائیل مدیریت کند.
از منظر تحلیلی، این تغییر یک تحول بسیار مهم در روابط آمریکا و اسرائیل محسوب میشود.
در دهههای گذشته، تقریباً هیچ پرونده مهم مرتبط با ایران وجود نداشت که آمریکا بدون هماهنگی نزدیک با تلآویو پیش ببرد.
اما اکنون شرایط متفاوت شده است.
ترامپ با چند بحران همزمان روبهروست؛ از یکسو فشار اسرائیل برای حفظ فضای جنگ و فشار حداکثری، و از سوی دیگر نگرانیهای داخلی آمریکا درباره هزینههای اقتصادی و امنیتی جنگ.
سنای آمریکا طی هفتههای اخیر بارها درباره ادامه جنگ با ایران دچار اختلاف شده و حتی بخشی از جمهوریخواهان نیز نسبت به ورود به یک جنگ گسترده و فرسایشی هشدار دادهاند.
همزمان، بحران انرژی، نگرانی بازارهای جهانی، فشار متحدان منطقهای آمریکا و احتمال گسترش جنگ به کل خاورمیانه، باعث شده بخشی از ساختار سیاسی آمریکا بهدنبال نوعی «مدیریت بحران» باشد، نه لزوماً ورود به تقابل بیپایان.
همین مسئله، اسرائیل را نگران کرده است.
زیرا تلآویو معتقد است هرگونه توافقی که اجازه حفظ بخشی از ظرفیت غنیسازی، توان موشکی یا نفوذ منطقهای ایران را بدهد، در بلندمدت به تقویت جایگاه جمهوری اسلامی منجر خواهد شد.
بنیامین نتانیاهو پیشتر صراحتاً گفته بود:
«هر توافقی با ایران باید به برچیده شدن کامل زیرساخت هستهای این کشور منجر شود، نه صرفاً محدودسازی آن.»
او همچنین تأکید کرده بود:
«اسرائیل هیچ توافقی را که به ایران اجازه حفظ توان غنیسازی بدهد، قابل قبول نمیداند.»
این مواضع نشان میدهد نگاه تلآویو به پرونده ایران، بسیار رادیکالتر از بخشی از محاسبات فعلی واشنگتن است.
در مقابل، ترامپ طی روزهای اخیر بارها تأکید کرده هنوز ترجیح میدهد بحران از مسیر توافق مدیریت شود.
رئیسجمهور آمریکا گفته بود:
«ما در مراحل پایانی گفتوگوها با ایران هستیم. یا توافق خواهیم کرد یا گزینههای دیگری وجود دارد، اما امیدوارم مجبور به استفاده از آنها نشویم.»
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز اخیراً در نشست ناتو گفته بود:
«واشنگتن همچنان راهحل دیپلماتیک را ترجیح میدهد، اما اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
همین تفاوت لحن و رویکرد، اکنون به یکی از مهمترین شکافهای پنهان میان آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است.
اسرائیل نگران است دولت ترامپ در نهایت به توافقی موقت یا مرحلهای رضایت دهد؛ توافقی که شاید جنگ را متوقف کند، اما از نگاه تلآویو، پرونده هستهای و منطقهای ایران را بهطور کامل حل نخواهد کرد.
به همین دلیل، طی هفتههای اخیر اسرائیل همزمان دو مسیر را دنبال کرده است؛ نخست افزایش آمادهباش نظامی و دوم تشدید فشار رسانهای و سیاسی بر واشنگتن.
گزارشهای اخیر رسانههای آمریکایی از جمله آکسیوس نیز نشان داده بود تماسهای ترامپ و نتانیاهو درباره ایران بسیار پرتنش شده و نخستوزیر اسرائیل نسبت به مذاکرات بهشدت بدبین و خشمگین است.
در همین چارچوب، گزارش نیویورکتایمز را میتوان بخشی از جنگ روایتها نیز دانست.
تلآویو میخواهد این تصویر را ایجاد کند که آمریکا بدون هماهنگی با متحد اصلی خود در منطقه، در حال حرکت به سمت توافقی خطرناک است.
از سوی دیگر، افشای استفاده اسرائیل از ابزارهای اطلاعاتی و نظارتی برای رصد مذاکرات نیز پیامی آشکار دارد؛ اینکه تلآویو حتی اگر رسماً از مذاکرات کنار گذاشته شود، همچنان تلاش خواهد کرد از مسیرهای امنیتی و اطلاعاتی بر روند تحولات اثر بگذارد.
این مسئله نشان میدهد بحران فعلی دیگر فقط یک تقابل ساده میان ایران و آمریکا نیست، بلکه به بخشی از اختلافات راهبردی در داخل ائتلاف واشنگتن ـ تلآویو نیز تبدیل شده است.
در همین حال، ایران تلاش میکند از این شکاف بهعنوان نشانهای از شکست سیاست فشار حداکثری استفاده کند.
تهران طی ماههای اخیر بارها تأکید کرده جمهوری اسلامی تحت فشار نظامی و اقتصادی از خطوط قرمز خود عقبنشینی نخواهد کرد و همین مسئله باعث شده بخشی از متحدان آمریکا نسبت به ادامه مسیر تقابل دچار تردید شوند.
از منظر منطقهای نیز، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، قطر، عمان، ترکیه و پاکستان طی هفتههای اخیر تلاش کردهاند از گسترش دوباره جنگ جلوگیری کنند؛ زیرا همه بازیگران منطقه میدانند هرگونه بازگشت به درگیری گسترده، میتواند خاورمیانه را وارد مرحلهای بسیار خطرناکتر کند.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند و هرگونه بحران جدید، مستقیماً اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
به همین دلیل، حتی بخشی از متحدان سنتی آمریکا نیز اکنون نسبت به ادامه سیاست تقابل نظامی نامحدود محتاطتر شدهاند.
اسرائیل بیش از آنکه صرفاً نگران جنگ باشد، از این مسئله هراس دارد که آمریکا بدون هماهنگی کامل با تلآویو، به سمت توافقی با ایران حرکت کند. گزارش نیویورکتایمز در واقع بازتاب همین نگرانی عمیق است؛ نگرانی از اینکه اسرائیل در حساسترین مرحله پرونده ایران، دیگر بازیگر تعیینکننده مطلق نباشد و واشنگتن بخواهد بخشی از بحران را خارج از چارچوب خواستههای تلآویو مدیریت کند.














ارسال پاسخ