دسته‌ها

اختصاصی ایرتانیوز

از لغو پروازهای منطقه‌ای تا ضرورت باز کردن مسیرهای زمینی؛ ایران برای دور زدن فشار هوایی چه باید بکند؟

تهران - ایرتانیوز - محاصره یک کشور همیشه با بستن مرزها و توقف کشتی‌ها اتفاق نمی‌افتد. گاهی کافی است مسیر پروازها یکی‌یکی محدود شود تا بخش مهمی از ارتباط یک کشور با جهان مختل شود؛ اتفاقی که در هفته‌های اخیر نشانه‌های آن در مورد ایران دیده شده است. از ۲۳ سپتامبر، تحریم‌های ثانویه آمریکا علیه شرکت‌هایی که با خطوط هوایی ایران همکاری می‌کنند، باعث توقف یا محدود شدن پروازهای ایران در شماری از کشورهای منطقه شده است. امارات پروازهای شرکت‌های هواپیمایی ایرانی را متوقف کرد و پروازهای ایران با عراق نیز برای مدتی در چهار فرودگاه بغداد، نجف، اربیل و سلیمانیه متوقف شد.

به گزارش ایرتانیوز،این اتفاق را نباید فقط یک مشکل برای مسافرانی دانست که مجبور شده‌اند مسیر خود را تغییر دهند. هواپیما برای کشوری مانند ایران تنها وسیله سفر نیست؛ بخشی از زنجیره انتقال کالا، دارو، تجهیزات پزشکی، قطعات، نیروی متخصص و حتی ارتباط خانواده‌ها با یکدیگر است. وقتی پرواز محدود می‌شود، هزینه و زمان جابه‌جایی بالا می‌رود و در نهایت بخشی از این هزینه به مردم منتقل می‌شود.
حتی در مورد عراق، جایی که روابط انسانی، مذهبی و اقتصادی گسترده‌ای با ایران وجود دارد، فشار برای قطع ارتباط هوایی نشان داد که مسئله صرفاً یک تصمیم فنی درباره فرودگاه‌ها نیست. دولت عراق پس از توقف پروازها، برای دریافت معافیت از آمریکا جهت برقراری دوباره برخی پروازها تلاش کرد و در نهایت قرار شد پروازهای عراق به ایران از نجف با یک معافیت یک‌ماهه از تحریم‌های آمریکا از سر گرفته شود.
اینجاست که مسئله مهم‌تر از خود پروازها مطرح می‌شود: اگر آسمان محدود شد، آیا ایران برای زمین آماده است؟
پاسخ به این سؤال نمی‌تواند فقط به چند مسیر جایگزین یا افزایش تعداد اتوبوس‌ها محدود شود. ایران باید شبکه حمل‌ونقل زمینی خود را به‌عنوان بخشی از سیاست مقابله با فشار خارجی ببیند؛ یعنی مرزها، پایانه‌ها، گمرکات، جاده‌ها، ناوگان حمل‌ونقل و حتی خدمات کنسولی در مرزها باید برای چنین شرایطی آماده باشند.
مسافر ایرانی اگر نتواند از هواپیما استفاده کند، باید بتواند با هزینه منطقی و در زمان قابل قبول از مسیر زمینی به کشورهای همسایه سفر کند. تاجر ایرانی نیز اگر مسیر هوایی یا دریایی برایش دشوار شد، نباید با صف‌های طولانی، بروکراسی فرسایشی و هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی در مرزها مواجه شود.
البته مسئله فقط مدیریت داخلی نیست. بخش مهمی از این فشار، از بیرون اعمال می‌شود و کشورهای همسایه نیز در شرایطی قرار گرفته‌اند که باید میان روابط اقتصادی و اجتماعی با ایران از یک سو و فشارهای آمریکا از سوی دیگر تعادل ایجاد کنند. نمونه عراق نشان می‌دهد که این معادله کاملاً یک‌طرفه نیست؛ بغداد برای حفظ ارتباطات ضروری با ایران به دنبال راهی برای دریافت معافیت رفته است.
بنابراین، دیپلماسی همسایگی در چنین شرایطی دیگر یک شعار سیاسی نیست؛ تبدیل به یک ضرورت اقتصادی و حتی اجتماعی شده است. هر کشوری که با ایران مرز زمینی، روابط تجاری، پیوندهای خانوادگی، مذهبی یا درمانی دارد، می‌تواند بخشی از مسیر تنفس ایران در شرایط فشار باشد؛ البته به شرط آنکه دیپلماسی ایران بتواند این ظرفیت را به توافق‌های عملی تبدیل کند.
از سوی دیگر، نباید تصور کرد که توسعه مسیرهای زمینی به معنای عادی شدن شرایط است. اتفاقاً اگر فشارهای هوایی و دریایی همزمان ادامه پیدا کند، هزینه انتقال کالا افزایش خواهد یافت و فشار بیشتری به اقتصاد وارد می‌شود. گزارش‌های اخیر درباره محدودیت‌های هوایی در کنار فشارهای گسترده‌تر بر ارتباطات تجاری، نشان می‌دهد که موضوع را باید به شکل یک زنجیره دید، نه مجموعه‌ای از اتفاقات جداگانه.
اما در این میان یک نکته نباید فراموش شود؛ مردم نباید هزینه اصلی یک مناقشه ژئوپلیتیک را بدهند.
اگر قرار است کشور در برابر فشار خارجی ایستادگی کند، معنای مقاومت فقط تحمل سختی بیشتر نیست. مقاومت زمانی معنا پیدا می‌کند که دولت بتواند مسیر جایگزین بسازد، کالا را به موقع برساند، دارو را تأمین کند، سفر مردم را ممکن کند و هزینه‌های اضافی را تا حد امکان از دوش جامعه بردارد.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، مرزهای طولانی و همسایگان متعدد، برخلاف کشوری محصور در خشکی یا جزیره‌ای، ظرفیت‌های متنوعی برای ایجاد مسیرهای جایگزین دارد. اما این ظرفیت به خودی خود تبدیل به مزیت نمی‌شود؛ باید برای آن برنامه، زیرساخت و دیپلماسی وجود داشته باشد.

در نهایت، مسئله امروز فقط این نیست که «چند پرواز لغو شده است». سؤال بزرگ‌تر این است که اگر فشار بر آسمان، دریا و شبکه مالی همزمان افزایش پیدا کند، برنامه ایران برای حفظ زندگی عادی مردم چیست؟
کشوری که می‌خواهد در برابر فشار خارجی دوام بیاورد، باید بیش از آنکه به مردم بگوید «تحمل کنید»، برای آنها مسیر جایگزین ایجاد کند. مرز زمینی روان، گمرک فعال، حمل‌ونقل ارزان‌تر، دیپلماسی مؤثر با همسایگان و حفظ مسیرهای ضروری ارتباطی، بخشی از همان مقاومتی است که نتیجه‌اش باید در زندگی مردم دیده شود.
محاصره هوایی را نمی‌توان فقط با شعار دور زد؛ باید برای مردم راه عبور ساخت.