اختصاصی ایرتانیوز

ترامپ هرمز را تهدید کرد؛ «طوفان» علیه ایران نزدیک است؟

تهران - ایرتانیوز - دونالد ترامپ در حالی با انتشار تصویری از کشتی‌های جنگی و عبارت «آرامش قبل از طوفان» بار دیگر فضای تقابل با ایران را ملتهب کرده که واشنگتن هم‌زمان درگیر یکی از پیچیده‌ترین بن‌بست‌های راهبردی خود در خاورمیانه است؛ وضعیتی که در آن، نه گزینه نظامی توانسته ایران را وادار به عقب‌نشینی کند و نه مسیر دیپلماسی به توافقی پایدار رسیده است. همین تناقض، باعث شده هر پیام تهدیدآمیز جدید از سوی آمریکا، بیشتر از آنکه نشانه اطمینان باشد، بازتاب سردرگمی و فشار فزاینده بر کاخ سفید تلقی شود.

به گزارش ایرتانیوز، دونالد ترامپ تصویری در شبکه اجتماعی تروث سوشیال منتشر کرد که در آن چند شناور جنگی در حال حرکت دیده می‌شدند و روی تصویر، جمله‌ای کوتاه اما معنادار نوشته شده بود: «آرامش قبل از طوفان». در میان شناورها، قایقی با پرچم ایران نیز دیده می‌شد؛ موضوعی که بلافاصله گمانه‌زنی‌ها درباره ارسال پیام مستقیم تهدیدآمیز به تهران را افزایش داد.

این نخستین بار نیست که رئیس‌جمهور آمریکا از ادبیات نمادین و فضای روانی برای فشار بر ایران استفاده می‌کند، اما زمان انتشار این پیام، اهمیت ویژه‌ای دارد. مذاکرات میان تهران و واشنگتن عملاً متوقف شده، محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران ادامه دارد و هم‌زمان نگرانی‌ها درباره آینده آتش‌بس شکننده منطقه رو به افزایش است.

ترامپ این پیام را بلافاصله پس از بازگشت از سفر به چین منتشر کرد؛ سفری که بخش مهمی از آن به گفت‌وگو درباره ایران، تنگه هرمز و بحران خلیج فارس اختصاص داشت. با این حال، برخلاف فضاسازی اولیه کاخ سفید، رسانه‌های آمریکایی گزارش دادند دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ دستاورد ملموسی در پرونده ایران نداشته است.

سی‌ان‌ان نیز به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد واشنگتن هنوز در حال ارزیابی نتایج گفت‌وگوهای پکن است و درباره گام بعدی در قبال ایران به جمع‌بندی نرسیده؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد حتی در درون ساختار تصمیم‌گیری آمریکا نیز اجماع مشخصی درباره نحوه مواجهه با تهران وجود ندارد.

در هفته‌های اخیر، آمریکا تلاش کرده با تشدید فشار دریایی و افزایش حضور نظامی در منطقه، موازنه را به نفع خود تغییر دهد، اما در عمل، بحران هرمز به نقطه‌ای تبدیل شده که نه‌تنها امنیت منطقه، بلکه اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. افزایش هزینه حمل‌ونقل، نگرانی بازارهای انرژی، رشد قیمت بیمه کشتی‌ها و هشدار نهادهای اقتصادی بین‌المللی درباره تبعات ادامه بحران، بخشی از فشارهایی است که اکنون متوجه واشنگتن شده است.

در همین چارچوب، عبارت «آرامش قبل از طوفان» را می‌توان بیش از هر چیز بخشی از یک عملیات روانی دانست؛ تلاشی برای حفظ فضای بازدارندگی در شرایطی که آمریکا هنوز نتوانسته از مسیر فشار نظامی یا محاصره اقتصادی، به نتیجه قطعی برسد.

واقعیت این است که تحولات ماه‌های اخیر، بخشی از محاسبات آمریکا درباره ایران را تغییر داده است. واشنگتن تصور می‌کرد تشدید فشارهای امنیتی و اقتصادی می‌تواند تهران را وادار به پذیرش سریع مطالبات خود کند، اما اکنون نه‌تنها بحران ادامه پیدا کرده، بلکه مسئله تنگه هرمز و امنیت انرژی به یکی از حساس‌ترین چالش‌های جهانی تبدیل شده است.

ایران نیز طی این مدت تلاش کرده نشان دهد معادلات خلیج فارس بدون در نظر گرفتن نقش تهران قابل مدیریت نیست. تأکید مکرر مقام‌های ایرانی بر لزوم هماهنگی عبور کشتی‌ها در هرمز و هشدار نسبت به تبعات حضور نظامی آمریکا، در همین چارچوب قابل تحلیل است.

در سوی دیگر، کاخ سفید با یک تناقض جدی روبه‌رو شده است؛ از یک‌سو نمی‌خواهد نشانه‌ای از عقب‌نشینی در برابر ایران بروز دهد و از سوی دیگر، می‌داند هرگونه درگیری گسترده‌تر می‌تواند بحران انرژی و فشار اقتصادی جهانی را وارد مرحله‌ای غیرقابل کنترل کند.

به همین دلیل، ادبیات تند ترامپ هم‌زمان با تأکید مکرر مقام‌های آمریکایی بر «توافق احتمالی» و «جلوگیری از جنگ» همراه شده است. این دوگانگی نشان می‌دهد آمریکا هنوز میان گزینه تشدید فشار و ضرورت مهار بحران، در حال نوسان است.

نکته مهم دیگر، نقش چین در معادلات جدید است. واشنگتن به‌خوبی می‌داند پکن یکی از بازیگرانی است که از بی‌ثباتی طولانی در خلیج فارس آسیب می‌بیند، اما هم‌زمان می‌تواند از فرسایش موقعیت آمریکا در منطقه نیز بهره ببرد. به همین دلیل، پرونده ایران اکنون فقط یک بحران دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست، بلکه به بخشی از رقابت بزرگ‌تر قدرت‌ها در نظم جهانی تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، پیام تازه ترامپ بیش از آنکه تصویر یک آمریکا مطمئن و مسلط را نشان دهد، بازتاب فضای پیچیده‌ای است که واشنگتن در آن گرفتار شده؛ فضایی که در آن، ابزار نظامی هنوز روی میز است، اما هزینه‌های استفاده از آن نیز هر روز سنگین‌تر می‌شود.

بحران اخیر بار دیگر نشان داده تنگه هرمز فقط یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه یکی از حساس‌ترین نقاط اتصال امنیت، انرژی و سیاست جهانی است؛ نقطه‌ای که ایران در آن همچنان نقشی تعیین‌کننده دارد و هیچ قدرتی نمی‌تواند این واقعیت ژئوپلیتیکی را نادیده بگیرد.