دسته‌ها

اختصاصی ایرتانیوز

جنگ در سایه تنگه هرمز؛ چرا جنوب ایران به نقطه اصلی تقابل تهران و واشنگتن تبدیل شد؟

تهران ـ ایرتانیوز ـ تشدید درگیری‌ها میان ایران و آمریکا در جنوب کشور، بار دیگر نشان داد که تنگه هرمز و سواحل جنوبی ایران همچنان یکی از حساس‌ترین نقاط تقابل‌های امنیتی در منطقه است. حملات اخیر آمریکا به مناطق ساحلی ایران و واکنش موشکی تهران علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، مرحله تازه‌ای از رویارویی را رقم زده است؛ رویارویی‌ای که اگرچه با ادعای «دفاع از امنیت کشتیرانی» از سوی واشنگتن آغاز شد، اما از نگاه تهران، ادامه همان سیاست فشار و اقدام نظامی علیه ایران است.

به گزارش ایرتانیوز، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد نیروهای این کشور در سومین دور از عملیات نظامی علیه ایران، اهدافی را در مناطق جنوبی و ساحلی هدف قرار داده‌اند. واشنگتن مدعی شده این حملات در واکنش به اقدام نیروهای ایرانی علیه یک کشتی تجاری در تنگه هرمز و اعلام محدودیت برای عبور شناورها از این آبراه انجام شده است.

سنتکام اعلام کرده است که در جریان حادثه مربوط به کشتی کانتینری M/V GFS Galaxy با پرچم قبرس، یک خدمه غیرنظامی مفقود شده و کشتی به دلیل آسیب‌های واردشده قادر به ادامه مسیر نبوده است. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا نیز با انتشار پیامی اعلام کرد ایران باید پیامد اقدامات خود را بپذیرد.

اما تهران روایت متفاوتی از این حادثه ارائه کرده است. نیروی دریایی سپاه پاسداران اعلام کرده این کشتی به هشدارهای دریایی توجه نکرده، از مسیر تعیین‌شده خارج شده و با خاموش کردن سامانه‌های شناسایی، امنیت دریانوردی را به خطر انداخته است. سپاه همچنین اعلام کرده تصمیم درباره محدودیت تردد در تنگه هرمز تا زمان مشخص شدن شرایط امنیتی اتخاذ شده است.

چرا جنوب ایران هدف اصلی حملات آمریکا شد؟

اهمیت جنوب ایران تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شود. این منطقه دربرگیرنده بخش مهمی از زیرساخت‌های انرژی، بنادر تجاری، تأسیسات صنعتی و مسیرهای ارتباطی دریایی کشور است. از بندرعباس و بوشهر گرفته تا عسلویه، ماهشهر و چابهار، مجموعه‌ای از مراکز راهبردی در این منطقه قرار دارند.

کارشناسان امنیتی معتقدند هدف قرار دادن مناطق جنوبی ایران، علاوه بر جنبه نظامی، دارای پیام سیاسی و اقتصادی نیز هست. آمریکا با حمله به این مناطق تلاش می‌کند توان عملیاتی ایران در حوزه دریایی، موشکی و کنترل آبراه‌های راهبردی را محدود کند؛ در مقابل، تهران این اقدامات را بخشی از تلاش برای افزایش فشار و تضعیف توان بازدارندگی ایران ارزیابی می‌کند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در این حملات مناطقی از جمله آبادان، ماهشهر و هندیجان در خوزستان و برخی نقاط ساحلی دیگر مورد هدف قرار گرفته‌اند. برخی گزارش‌ها نیز از هدف قرار گرفتن مراکز مرتبط با رادارهای نظامی، سامانه‌های دفاع هوایی و زیرساخت‌های موشکی خبر داده‌اند.

تنگه هرمز؛ نقطه‌ای فراتر از یک آبراه

تنگه هرمز طی دهه‌های گذشته همواره یکی از مهم‌ترین نقاط امنیتی جهان بوده است، اما اهمیت آن تنها به عبور نفت و انرژی محدود نمی‌شود. این آبراه برای ایران یک موقعیت راهبردی دفاعی محسوب می‌شود؛ زیرا بخش مهمی از توان دریایی کشور در منطقه‌ای متمرکز است که امکان کنترل و نظارت گسترده بر تحرکات دریایی را فراهم می‌کند.

از نگاه تهران، امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود و حضور نظامی گسترده آمریکا و متحدانش در این منطقه، خود یکی از عوامل افزایش بی‌ثباتی محسوب می‌شود. مقام‌های ایرانی بارها تأکید کرده‌اند که ایران اجازه نخواهد داد امنیت منطقه به ابزاری برای فشار سیاسی علیه کشور تبدیل شود.

پاسخ ایران؛ پیام بازدارندگی به آمریکا

پس از حملات آمریکا، ایران از آغاز عملیات متقابل علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه خبر داد. گزارش‌هایی درباره حملات موشکی و پهپادی به برخی مراکز نظامی آمریکا در کشورهای منطقه منتشر شد.

تهران اعلام کرده است که پاسخ‌های خود را بر اساس اصل دفاع مشروع و در چارچوب مقابله با تجاوز نظامی آمریکا انجام می‌دهد. مقام‌های ایرانی تأکید کرده‌اند که هدف این اقدامات، جلوگیری از تکرار حملات و نشان دادن هزینه‌های هرگونه اقدام نظامی علیه ایران است.

تحلیلگران معتقدند واکنش ایران را باید در چارچوب سیاست بازدارندگی ارزیابی کرد؛ سیاستی که بر این اساس استوار است که هرگونه حمله مستقیم به خاک ایران با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد.

آمریکا و ایران؛ جنگ نظامی یا فشار برای مذاکره؟

یکی از ابعاد مهم این بحران، هم‌زمانی افزایش درگیری‌های نظامی با تلاش‌های دیپلماتیک منطقه‌ای است. در حالی که آمریکا از موضع سخت‌گیرانه سخن می‌گوید، کشورهای منطقه مانند عمان، قطر، پاکستان و ترکیه تلاش دارند مسیر گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن را باز نگه دارند.

کارشناسان معتقدند تجربه سال‌های گذشته نشان داده است افزایش فشار نظامی معمولاً به کاهش اختلافات منجر نمی‌شود، بلکه در بسیاری موارد فضای بی‌اعتمادی را عمیق‌تر می‌کند. خروج آمریکا از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریم‌ها نیز یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف بوده است.

در همین چارچوب، ایران تأکید دارد مذاکره زمانی معنا دارد که طرف مقابل از تهدید و اقدام نظامی فاصله بگیرد. تهران معتقد است نمی‌توان هم‌زمان از مذاکره سخن گفت و با حمله نظامی تلاش کرد شرایط جدیدی را تحمیل کرد.

جنگ روایت‌ها؛ نبردی فراتر از میدان نظامی

یکی از ویژگی‌های اصلی این بحران، تقابل روایت‌هاست. آمریکا اقدامات خود را واکنشی برای حفظ امنیت دریانوردی معرفی می‌کند، اما ایران این اقدامات را تجاوز و ادامه سیاست فشار حداکثری علیه خود می‌داند.

از نگاه بسیاری از تحلیلگران ایرانی، حمله به مناطق جنوبی کشور نه فقط یک اقدام نظامی، بلکه تلاشی برای ایجاد فشار روانی و اقتصادی بر ایران است؛ زیرا جنوب کشور نقش مهمی در صادرات انرژی، تجارت دریایی و اقتصاد ملی دارد.

در مقابل، پاسخ موشکی ایران نیز حامل این پیام است که تهران قصد ندارد در برابر حملات نظامی منفعل باقی بماند و همچنان بر حفظ توان دفاعی و استقلال تصمیم‌گیری خود تأکید دارد.

آینده بحران؛ بازگشت به دیپلماسی یا ورود به مرحله خطرناک‌تر؟

ادامه حملات متقابل میان ایران و آمریکا می‌تواند شرایط منطقه را وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر کند. افزایش احتمال خطای محاسباتی، گسترش درگیری به کشورهای دیگر و تأثیر مستقیم بر اقتصاد منطقه از جمله نگرانی‌های اصلی است.

با این حال، تجربه منطقه نشان داده است که حتی در شدیدترین بحران‌ها، کانال‌های دیپلماتیک می‌توانند نقش مهمی در کنترل تنش ایفا کنند. اکنون نقش میانجی‌هایی مانند عمان بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.

آنچه در جنوب ایران رخ می‌دهد صرفاً یک درگیری محدود نظامی نیست؛ بلکه بخشی از رقابت بزرگ‌تر بر سر امنیت منطقه، نقش ایران در معادلات خلیج فارس و آینده روابط تهران و واشنگتن است. ایران در این بحران تلاش دارد پیام روشنی ارسال کند: فشار نظامی و تهدید، مسیر تغییر رفتار تهران نخواهد بود و هر اقدام علیه ایران با پاسخ متناسب روبه‌رو خواهد شد.