دسته‌ها

گزارش اختصاصی ایرتانیوز

سقوط طلای امن؛ چرا جنگ هم نتوانست از ریزش قیمت‌ها جلوگیری کند؟

تهران ـ ایرتانیوز ـ برای سال‌ها هرگاه جهان با جنگ، بحران سیاسی یا نااطمینانی اقتصادی مواجه می‌شد، طلا نخستین پناهگاه سرمایه‌گذاران بود. اما تحولات ماه‌های اخیر نشان داد قواعد سنتی بازار طلا دیگر به سادگی گذشته عمل نمی‌کند. در شرایطی که تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه افزایش یافت و حتی درگیری مستقیم میان ایران و اسرائیل شکل گرفت، بسیاری انتظار داشتند طلا رکوردهای جدیدی ثبت کند، اما برخلاف این پیش‌بینی‌ها، بازار طلا وارد یک فاز نزولی شد و بخشی از سرمایه‌گذاران با زیان‌های سنگین مواجه شدند.

به گزارش ایرتانیوز، قیمت طلا که در ژانویه به محدوده تاریخی حدود ۵۵۹۵ دلار رسیده بود، طی ماه‌های بعد با افتی نزدیک به ۲۵ درصد مواجه شد و به حوالی ۴۰۰۰ دلار رسید. این کاهش به معنای آن است که سرمایه‌گذارانی که در اوج قیمت وارد بازار شده بودند، بخش قابل توجهی از سرمایه خود را از دست داده‌اند. افتی که نه تنها برای فعالان بازار طلا، بلکه برای کل بازارهای مالی جهان اهمیت دارد.

آنچه این ریزش را متفاوت می‌کند، همزمانی آن با افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی است. در گذشته جنگ‌ها معمولاً به رشد قیمت طلا منجر می‌شدند، زیرا سرمایه‌گذاران برای حفظ دارایی خود از بازارهای پرریسک خارج شده و به سمت طلا حرکت می‌کردند. اما این بار یک عامل قدرتمند‌تر وارد معادله شد؛ سیاست پولی آمریکا.

فدرال رزرو طی دو سال گذشته یکی از سختگیرانه‌ترین سیاست‌های پولی دهه‌های اخیر را دنبال کرده است. نرخ‌های بهره بالا باعث شده سرمایه‌گذاری در اوراق قرضه و دارایی‌های دلاری جذاب‌تر شود. زمانی که سرمایه‌گذار می‌تواند از نگهداری دلار یا اوراق خزانه سود قابل توجهی دریافت کند، انگیزه کمتری برای نگهداری طلا خواهد داشت؛ زیرا طلا برخلاف بسیاری از دارایی‌های مالی سود دوره‌ای ایجاد نمی‌کند.

جروم پاول، رئیس بانک مرکزی آمریکا، بارها تأکید کرده است: «تا زمانی که تورم به طور پایدار به هدف تعیین‌شده بازنگردد، سیاست‌های پولی محدودکننده ادامه خواهد یافت.» همین پیام یکی از مهم‌ترین دلایل تقویت دلار و فشار بر بازار طلا بوده است.

شاخص دلار آمریکا طی ماه‌های اخیر در سطوح بالایی باقی مانده و همین موضوع خرید طلا را برای بسیاری از کشورها گران‌تر کرده است. به طور سنتی میان ارزش دلار و قیمت طلا رابطه معکوس وجود دارد؛ هرچه دلار قوی‌تر شود، طلا تحت فشار بیشتری قرار می‌گیرد.

اما تنها سیاست پولی عامل ریزش بازار نبود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند بخش مهمی از رشد طلا در سال‌های گذشته ناشی از هیجان سرمایه‌گذاران و ورود گسترده سرمایه‌های سفته‌بازانه بود. هنگامی که بازار به اوج تاریخی رسید، موجی از شناسایی سود آغاز شد و همین مسئله فشار فروش را تشدید کرد.

آکاش دوشی، رئیس بخش استراتژی طلا در شرکت سرمایه‌گذاری استیت استریت، معتقد است: «اگر تنش‌های ژئوپلیتیکی کاهش یابد و قیمت نفت به حدود ۸۰ دلار در هر بشکه بازگردد، فضای مناسبی برای احیای تدریجی قیمت طلا ایجاد خواهد شد.» این تحلیل نشان می‌دهد بخشی از آینده بازار طلا به تحولات خاورمیانه و بازار انرژی وابسته است.

با این حال، برخی کارشناسان نگاه متفاوتی دارند. آن‌ها معتقدند کاهش قیمت طلا لزوماً به معنای پایان روند صعودی نیست. تجربه بازارهای جهانی نشان داده طلا معمولاً در دوره‌های طولانی حرکت می‌کند و اصلاح‌های سنگین بخشی طبیعی از چرخه‌های آن محسوب می‌شود. در بحران مالی ۲۰۰۸، همه‌گیری کرونا و حتی بحران بانکی آمریکا نیز طلا چندین بار افت‌های سنگین را تجربه کرد اما در نهایت به مسیر صعودی بازگشت.

یکی از عوامل تعیین‌کننده آینده بازار، نرخ بهره آمریکا خواهد بود. اگر نشانه‌هایی از کاهش نرخ بهره در ماه‌های آینده مشاهده شود، فشار بر بازار طلا کاهش خواهد یافت. زیرا کاهش نرخ بهره معمولاً باعث تضعیف دلار و افزایش جذابیت دارایی‌های امن می‌شود.

در کنار این مسئله، رفتار بانک‌های مرکزی جهان نیز اهمیت زیادی دارد. طی سال‌های اخیر بانک‌های مرکزی از چین و هند گرفته تا ترکیه و کشورهای خاورمیانه به یکی از بزرگ‌ترین خریداران طلا تبدیل شده‌اند. شورای جهانی طلا اعلام کرده بود که خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی در سال‌های اخیر به یکی از بالاترین سطوح تاریخی رسیده است. این روند می‌تواند در بلندمدت از قیمت‌ها حمایت کند.

از منظر اقتصادی، آنچه امروز در بازار طلا مشاهده می‌شود، نبرد میان دو نیروی قدرتمند است؛ از یک سو نااطمینانی‌های سیاسی، جنگ‌ها و بحران‌های جهانی که به نفع طلا عمل می‌کنند و از سوی دیگر نرخ‌های بهره بالا و دلار قدرتمند که فشار نزولی بر بازار وارد می‌کنند. فعلاً به نظر می‌رسد نیروی دوم دست بالا را دارد.

نکته مهم برای سرمایه‌گذاران این است که بازار طلا دیگر مانند گذشته تنها به اخبار جنگ و بحران واکنش نشان نمی‌دهد. امروز تصمیم‌های بانک مرکزی آمریکا، نرخ تورم، وضعیت بازار کار آمریکا، قیمت نفت و حتی رشد اقتصادی چین می‌تواند به اندازه تحولات ژئوپلیتیکی بر قیمت طلا اثرگذار باشد.

در نهایت، سقوط ۲۵ درصدی قیمت طلا را نمی‌توان صرفاً یک اصلاح معمولی دانست. این اتفاق نشانه‌ای از تغییر موازنه نیروها در بازارهای جهانی است؛ جایی که قدرت دلار و سیاست‌های پولی آمریکا فعلاً بر نگرانی‌های سیاسی غلبه کرده‌اند. با این حال، تجربه نشان داده بازار طلا یکی از پیچیده‌ترین بازارهای جهان است و همان‌طور که در دوره‌های بحران به سرعت اوج می‌گیرد، می‌تواند پس از یک دوره اصلاح نیز دوباره به مسیر صعودی بازگردد. اکنون سرمایه‌گذاران بیش از هر زمان دیگری چشم به تصمیم‌های فدرال رزرو، قیمت نفت و تحولات خاورمیانه دوخته‌اند؛ سه متغیری که احتمالاً سرنوشت طلای جهان را در ماه‌های آینده تعیین خواهند کرد.