به گزارش ایرتانیوز، مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، اعلام کرد که در قبال ایران «همه گزینهها همچنان روی میز است» و مدعی شد دونالد ترامپ به مسیر دیپلماسی فرصت داده است.
والتز این اظهارات را در مراسم روز استقلال اسرائیل در سازمان ملل و در حضور دنی دانون، سفیر اسرائیل، مطرح کرد؛ موضوعی که از منظر سیاسی اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد بخش مهمی از مواضع اخیر واشنگتن درباره ایران، همچنان در هماهنگی کامل با تلآویو تعریف میشود.
او مدعی شد ترامپ حتی پس از حملات ایران به کشتیهای آمریکایی نیز «خویشتنداری» نشان داده است؛ ادعایی که در حالی مطرح میشود که تهران بارها تأکید کرده حضور نظامی آمریکا در منطقه و فشارهای دریایی واشنگتن، عامل اصلی تشدید تنشها در خلیج فارس بوده است.
والتز در ادامه، برنامه هستهای ایران را «غیرقانونی و غیرقابل قبول» توصیف کرد و گفت جمهوری اسلامی نمیتواند جهان را گروگان بگیرد.
او همچنین در پاسخ به پرسشی درباره اینکه اقدام احتمالی علیه ایران میتواند «هدیه تولد به اسرائیل» تلقی شود، این تعبیر را «مضحک» خواند و گفت: «هدیه به جهان، متوقف کردن برنامه هستهای ایران پیش از تبدیل شدن آن به واقعیت است.»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که همزمان گزارشهایی درباره بررسی گزینههای نظامی جدید علیه ایران منتشر شده و آمریکا نیز حضور دریایی و امنیتی خود در منطقه را افزایش داده است.
والتز همچنین گزارشها درباره انتقال سامانه لیزری دفاع موشکی اسرائیل به امارات متحده عربی را تأیید کرد؛ مسئلهای که از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بخشی از روند شکلگیری شبکه دفاعی و امنیتی مشترک میان آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی علیه ایران محسوب میشود.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم طی ماههای اخیر، بحران هرمز و تنشهای دریایی عملاً باعث نزدیکتر شدن همکاریهای امنیتی واشنگتن، تلآویو و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس شده است.
با این حال، در تهران این تحرکات بیشتر بهعنوان بخشی از جنگ فشار و آرایش روانی علیه جمهوری اسلامی ارزیابی میشود؛ فشاری که هدف آن، وادار کردن ایران به عقبنشینی از مواضع راهبردی خود در پرونده هستهای و معادلات منطقهای است.
مقامهای ایرانی طی هفتههای اخیر بارها تأکید کردهاند آنچه تهران مطالبه میکند «امتیاز» نیست، بلکه حقوق مشروع ملت ایران است؛ از پایان فشارها و رفع محاصره دریایی گرفته تا احترام به نقش ایران در امنیت خلیج فارس.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، پیشتر تصریح کرده بود: «ما هیچ امتیازی مطالبه نکردیم. تنها چیزی که مطالبه کردیم حقوق مشروع ایران است.»
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز اعلام کرده بود: «هیچ جایگزینی جز پذیرش حقوق ملت ایران وجود ندارد.»
در همین چارچوب، بسیاری از تحلیلگران معتقدند آمریکا اکنون در حال اجرای یک راهبرد «فشار ترکیبی» علیه ایران است؛ راهبردی که در آن، تهدید نظامی، فشار اقتصادی، آرایش امنیتی منطقهای و مذاکره همزمان پیش برده میشود تا تهران تحت فشار چندلایه قرار گیرد.
اما واقعیت میدانی نشان میدهد با وجود ماهها فشار سیاسی، دریایی و امنیتی، واشنگتن هنوز نتوانسته ایران را به پذیرش کامل خواستههای خود وادار کند.
اگر چنین ظرفیتی وجود داشت، امروز آمریکا نیازی به تکرار مداوم عبارت «همه گزینهها روی میز است» و همزمان ادامه مذاکرات و میانجیگریهای منطقهای نداشت.
از منظر تحلیلی، تأکید والتز بر «خویشتنداری» آمریکا نیز بخشی از تلاش واشنگتن برای مدیریت افکار عمومی جهانی است. آمریکا میکوشد خود را بازیگری نشان دهد که همچنان مسیر دیپلماسی را باز نگه داشته، در حالی که همزمان حضور نظامی، فشار دریایی و همکاری امنیتی با اسرائیل و برخی کشورهای منطقه را افزایش میدهد.
در مقابل، تهران معتقد است بخش مهمی از تنشهای فعلی نتیجه مستقیم سیاست فشار و حضور نظامی آمریکا در منطقه است؛ حضوری که طی سالهای اخیر نهتنها به کاهش بحران کمک نکرده، بلکه باعث افزایش بیثباتی و تشدید رقابتهای امنیتی شده است.
موضوع انتقال سامانه دفاع موشکی اسرائیلی به امارات نیز از همین زاویه اهمیت پیدا میکند. ایران بارها هشدار داده تبدیل برخی کشورهای منطقه به بستر پروژههای امنیتی و نظامی ضدایرانی، نهتنها امنیت ایجاد نمیکند، بلکه کل منطقه را وارد چرخه بیثباتی
عمیقتر خواهد کرد.
در هفتههای اخیر نیز برخی نمایندگان مجلس و مقامات ایرانی نسبت به همکاری امنیتی برخی کشورهای عربی با اسرائیل هشدار داده و تأکید کردهاند جمهوری اسلامی تحرکات منطقهای علیه امنیت ملی خود را با دقت زیر نظر دارد.
از سوی دیگر، تأکید دوباره آمریکا بر برنامه هستهای ایران در حالی مطرح میشود که تهران همواره اعلام کرده برنامه هستهای کشور ماهیت صلحآمیز دارد و فشارهای غرب، بیش از آنکه فنی یا حقوقی باشد، بخشی از پروژه مهار قدرت منطقهای ایران است.
در واقع، بحران فعلی دیگر صرفاً بر سر غنیسازی یا پرونده هستهای نیست، بلکه به بخشی از تقابل گستردهتر بر سر موازنه قدرت در خلیج فارس و آینده نظم منطقهای تبدیل شده است.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اظهارات اخیر والتز را باید بیشتر در چارچوب «افزایش فشار برای تقویت موقعیت مذاکراتی آمریکا» تحلیل کرد، نه نشانه تصمیم قطعی واشنگتن برای ورود به جنگ گسترده.
واقعیت این است که هرگونه درگیری مستقیم با ایران، میتواند تبعات سنگینی برای امنیت انرژی، تجارت جهانی و ثبات منطقه داشته باشد؛ مسئلهای که حتی در محافل غربی نیز بارها مورد هشدار قرار گرفته است.
سخنان تازه مایک والتز نشان میدهد آمریکا همچنان راهبرد فشار همزمان با مذاکره را دنبال میکند؛ راهبردی که در آن، تهدید نظامی، آرایش امنیتی منطقهای و فشار روانی، مکمل دیپلماسی هستند.
اما در سوی مقابل، مواضع رسمی جمهوری اسلامی نشان میدهد تهران این فشارها را بخشی از تلاش برای تحمیل اراده سیاسی واشنگتن میداند و تأکید دارد هیچ توافق پایداری بدون احترام به حقوق راهبردی و امنیتی ایران شکل نخواهد گرفت.














ارسال پاسخ