دسته‌ها

اختصاصی ایرتانیوز

چرا اسرائیل در حملات اخیر شرکت نمی‌کند؟

تهران - ایرتانیوز - با تشدید تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز، یکی از پرسش‌های مهم در فضای رسانه‌ای و محافل سیاسی این است که چرا برخلاف مراحل پیشین بحران، اسرائیل حضور نظامی آشکاری در میدان ندارد. این پرسش از آن جهت اهمیت یافته که تل‌آویو در دوره‌های گذشته همواره یکی از بازیگران اصلی تنش‌های امنیتی با ایران محسوب می‌شد، اما اکنون تمرکز عملیات نظامی بر روی تقابل مستقیم تهران و واشنگتن قرار گرفته و نقش اسرائیل بیش از گذشته در لایه‌های اطلاعاتی، امنیتی و رسانه‌ای دنبال می‌شود.

به گزارش ایرتانیوز، بررسی مواضع رسمی آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن در شرایط کنونی بیش از هر چیز تلاش می‌کند دامنه درگیری از کنترل خارج نشود. مقام‌های آمریکایی طی سال‌های اخیر بارها اعلام کرده‌اند که خواهان گسترش جنگ به یک نبرد منطقه‌ای نیستند و از تشدید تنش جلوگیری می‌کنند. این رویکرد در مواضع رسمی وزارت دفاع آمریکا نیز بارها تکرار شده است؛ مواضعی که بر مدیریت بحران و جلوگیری از ورود بازیگران بیشتر به جنگ تأکید دارد.
همزمان برخی گزارش‌های رسانه‌ای امروز مدعی شده‌اند که دولت آمریکا تمایل ندارد اسرائیل در مرحله فعلی مستقیماً وارد درگیری شود و ترجیح می‌دهد فرماندهی نظامی عملیات در اختیار واشنگتن باقی بماند. هرچند جزئیات این ادعا هنوز به‌صورت رسمی تأیید نشده، اما انتشار آن نشان می‌دهد حتی در داخل آمریکا نیز درباره نحوه مدیریت نقش اسرائیل در بحران جاری بحث‌های جدی وجود دارد.
از منظر مطالعات راهبردی، غیبت ظاهری اسرائیل الزاماً به معنای خروج این رژیم از معادله نیست. طی دو دهه گذشته، ساختار امنیتی اسرائیل سرمایه‌گذاری گسترده‌ای بر حوزه‌هایی مانند عملیات اطلاعاتی، جنگ سایبری، نفوذ، عملیات روانی و مدیریت افکار عمومی انجام داده است. بسیاری از پژوهشگران امنیتی معتقدند در جنگ‌های نوین، تأثیرگذاری بر ذهن جامعه، ایجاد شکاف اجتماعی و تغییر محاسبات تصمیم‌گیران گاه ارزشی هم‌تراز عملیات نظامی پیدا می‌کند؛ به همین دلیل بازیگران امنیتی تلاش می‌کنند بخشی از اهداف خود را بدون ورود مستقیم به میدان نبرد دنبال کنند.
در همین چارچوب، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت تبدیل شده‌اند. امروز هر خبر، تصویر، ویدئو یا روایت می‌تواند بر برداشت افکار عمومی از جنگ اثر بگذارد. تحقیقات دانشگاهی درباره پوشش رسانه‌ای جنگ‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی به بستری برای رقابت روایت‌ها، انتشار اطلاعات نادرست، عملیات هماهنگ و شکل‌دهی به افکار عمومی تبدیل شده‌اند و بازیگران مختلف تلاش می‌کنند روایت مطلوب خود را بر فضای خبری مسلط کنند.
در مقابل، آمریکا نیز ملاحظات خاص خود را دنبال می‌کند. ورود رسمی و پررنگ اسرائیل می‌تواند دامنه جنگ را به لبنان، سوریه و دیگر بازیگران منطقه‌ای گسترش دهد و هزینه‌های امنیتی واشنگتن را افزایش دهد. از این رو، حتی اگر همکاری اطلاعاتی و هماهنگی‌های راهبردی میان دو طرف ادامه داشته باشد، ممکن است آمریکا ترجیح دهد تصویر ظاهری جنگ، بیش از آنکه یک ائتلاف گسترده علیه ایران باشد، به عنوان تقابل مستقیم تهران و واشنگتن دیده شود؛ رویکردی که از منظر دیپلماتیک نیز برای آمریکا هزینه کمتری خواهد داشت.
در چنین شرایطی، ارزیابی تحولات صرفاً بر اساس تعداد حملات نظامی یا حضور هواپیماها و موشک‌ها، تصویر کاملی از میدان ارائه نمی‌دهد. در جنگ‌های امروز، میدان نبرد تنها در آسمان و دریا شکل نمی‌گیرد؛ بلکه در فضای رسانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی، عملیات اطلاعاتی، جنگ سایبری و رقابت روایت‌ها نیز ادامه دارد. به همین دلیل، کاهش حضور نظامی آشکار یک بازیگر لزوماً به معنای کاهش نقش راهبردی آن نیست.
آنچه در روزهای آینده اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد، نه فقط تحولات میدانی، بلکه جهت‌گیری تصمیمات سیاسی واشنگتن، نحوه واکنش تل‌آویو و میزان موفقیت هر طرف در مدیریت افکار عمومی است. تجربه بحران‌های گذشته نشان داده است که در کنار موشک و پهپاد، روایت‌ها نیز می‌توانند بر روند جنگ و حتی بر تصمیمات سیاسی بازیگران اثر تعیین‌کننده بگذارند؛ موضوعی که باعث شده بسیاری از کارشناسان از «نبرد روایت‌ها» به عنوان جبهه دوم جنگ‌های معاصر یاد کنند.