دسته‌ها

یزدانی: مشکل مسکن کمبود خانه نیست؛ مردم قدرت خرید ندارند

تهران - ایرتانیوز - در حالی که وجود حدود ۳۲.۵ میلیون واحد مسکونی در برابر ۲۷.۱ میلیون خانوار، از نبود کمبود جدی مسکن در سطح فیزیکی حکایت دارد، یک کارشناس اقتصاد مسکن می‌گوید مسئله اصلی بازار دیگر صرفاً «ساخت خانه» نیست؛ بلکه سقوط قدرت خرید خانوارها و ناتوانی آنها در تأمین مسکن مناسب، بحران را پابرجا نگه داشته است.

به گزارش ایرتانیوز، اظهارات اخیر حبیب‌الله طاهرخانی، معاون وزیر راه و شهرسازی، درباره رسیدن شاخص تراکم خانوار در واحد مسکونی به عدد یک، بحث تازه‌ای درباره وضعیت واقعی بازار مسکن به راه انداخته است.
بر اساس آمارهای اعلام‌شده، در حال حاضر حدود ۳۲.۵ میلیون واحد مسکونی در کشور وجود دارد، در حالی که تعداد خانوارها حدود ۲۷.۱ میلیون خانوار عنوان شده است؛ یعنی تعداد واحدهای مسکونی بیش از پنج میلیون واحد بیشتر از تعداد خانوارهاست.
این اعداد در نگاه نخست نشان می‌دهد کشور از نظر موجودی فیزیکی با کمبود جدی خانه مواجه نیست. اما واقعیت بازار مسکن تصویر متفاوتی ارائه می‌کند؛ از افزایش جمعیت مستأجران گرفته تا ناتوانی خانوارها در خرید واحدهای متناسب با درآمدشان.
آمار «یک خانوار در هر خانه» محل تردید است
فردین یزدانی، کارشناس اقتصاد مسکن، در گفت‌وگویی درباره ادعای رسیدن تراکم خانوار در واحد مسکونی به عدد یک گفت: «من فکر نمی‌کنم این آمار که تراکم خانوار در واحد مسکونی به عدد یک رسیده، درست باشد. اگر این عدد را بپذیریم، در واقع به این معناست که جدا از خانه‌های خالی، در تمام واحدهای مسکونی اشغال‌شده فقط یک خانوار زندگی می‌کند و هیچ واحدی وجود ندارد که دو خانوار در آن سکونت داشته باشند.»
او ادامه داد: «بعید می‌دانم چنین آماری درست باشد. مشاهدات نیز این موضوع را تایید نمی‌کند؛ اگر به مناطق حاشیه‌نشین مراجعه کنید، موارد نقض این ادعا به‌وضوح مشاهده می‌شود. بنابراین این آمار به‌عقیده من کاملا غلط است و به‌نظر می‌رسد با هدف سیاسی مطرح شده باشد.»
از نظر تعداد خانه، کمبود جدی نداریم
یزدانی درباره اینکه اساساً منظور از کمبود مسکن چیست، اظهار کرد: «اگر منظور کمبود فیزیکی مسکن باشد و خانه‌های خالی را نیز به واحدهای تحت سکونت اضافه و مجموع آنها را با تعداد خانوارها مقایسه کنیم، این گزاره درست است که از لحاظ فیزیکی با کمبود جدی مسکن مواجه نیستیم. یعنی اگر حجم موجودی مسکن را با تعداد خانوارها مقایسه کنیم، کمبود جدی به چشم نمی‌خورد.»
اما مسئله زمانی آغاز می‌شود که پای قدرت خرید خانوارها به میان می‌آید.
این کارشناس افزود: «اما ممکن است این پرسش مطرح شود که اگر از نظر فیزیکی کمبود مسکن نداریم، پس چرا با بحران مسکن مواجه هستیم؟ دلیل آن این است که بخشی از خانه‌های خالی براساس الگویی ساخته شده‌اند که متناسب با توان مالی و قدرت خرید خانوارها نیست. در نتیجه، بخش مهمی از خانوارها قادر به تامین مسکن مورد نیاز خود نیستند.»
خانوارها قدرت خرید مسکن را از دست داده‌اند
یزدانی با اشاره به شکاف میان قیمت مسکن و درآمد خانوارها گفت: «مساله اصلی این است که خانوارها اصولا قدرت خرید خود را از دست داده‌اند؛ چه برسد به اینکه بخش مهمی از واحدهای مسکونی نیز با کیفیت و استانداردی ساخته شده‌اند که قیمت آنها فراتر از توان خرید معمول خانوارهاست.»
او تأکید کرد: «بنابراین، مشکل اصلی در استطاعت‌پذیری مسکن است، نه صرفا در فرآیند ساخت‌وساز.»
ساخت بیشتر خانه، به‌تنهایی راه‌حل نیست
این کارشناس اقتصاد مسکن با اشاره به نقش تقاضای مؤثر در بازار ساخت‌وساز بیان کرد: «اگر سازوکار بازار ساخت‌وساز را در نظر بگیریم که عمدتا متکی بر بخش خصوصی است، هرگاه تقاضای موثر و توان مالی خانوار وجود داشته باشد، ساخت‌وساز نیز به‌صورت خودکار شکل می‌گیرد.»
به گفته یزدانی، نتیجه این وضعیت آن است که سیاست‌های صرفاً سمت عرضه و افزایش ساخت‌وساز، به‌تنهایی نمی‌توانند مشکل بازار مسکن را حل کنند.
معمای بزرگ بازار مسکن
به این ترتیب، اختلاف بیش از پنج میلیون واحدی میان تعداد خانه‌ها و خانوارها، الزاماً به معنای دسترسی خانوارها به مسکن مناسب نیست. بخشی از واحدهای موجود خالی هستند و بخشی دیگر نیز از نظر قیمت، کیفیت یا محل قرارگیری با توان اقتصادی خانوارها تناسب ندارند.
در چنین شرایطی، حتی افزایش تعداد واحدهای مسکونی نیز بدون ترمیم قدرت خرید و ایجاد امکان دسترسی خانوارها به مسکن استطاعت‌پذیر، لزوماً به معنای پایان بحران مسکن نخواهد بود.