گزارش اختصاصی ایرتانیوز

ترامپ از «پایان زمان ایران» گفت؛ تهران هرمز را به میز چانه‌زنی بزرگ تبدیل کرد

تهران - ایرتانیوز - در حالی که دونالد ترامپ با لحنی بی‌سابقه هشدار داده «اگر ایران سریع اقدام نکند، چیزی از آن باقی نخواهد ماند»، تهران نه‌تنها از مواضع خود عقب ننشسته، بلکه هم‌زمان با ادامه مذاکرات غیرمستقیم، پرونده تنگه هرمز را به مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی خود در برابر واشنگتن تبدیل کرده است. اکنون بحران فقط بر سر برنامه هسته‌ای نیست؛ بلکه امنیت انرژی جهان، تجارت دریایی و آینده نظم امنیتی خلیج فارس نیز وارد متن مذاکرات شده‌اند.

به گزارش ایرتانیوز، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد تهران و آمریکا دیدگاه‌ها و ملاحظات خود را درباره تازه‌ترین پیشنهاد ارائه‌شده از سوی ایران رد و بدل کرده‌اند و گفت‌وگوها با میانجیگری پاکستان همچنان ادامه دارد.

بقایی همچنین گفت ایران به‌صورت مستمر با عمان و دیگر بازیگران منطقه‌ای درباره سازوکار پیشنهادی مدیریت تنگه هرمز در تماس است؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد بحران هرمز دیگر صرفاً یک پرونده امنیتی نیست و به محور اصلی چانه‌زنی سیاسی میان تهران، واشنگتن و بازیگران منطقه تبدیل شده است.

اهمیت این اظهارات زمانی بیشتر می‌شود که تنها ساعاتی قبل، دونالد ترامپ در پیامی در شبکه تروث سوشیال نوشته بود:
«زمان برای ایران در حال تمام شدن است. بهتر است سریع اقدام کنند، در غیر این صورت چیزی از آن‌ها باقی نخواهد ماند.»

این ادبیات تند، در شرایطی مطرح می‌شود که آمریکا طی هفته‌های اخیر نه‌تنها فشار دریایی علیه ایران را افزایش داده، بلکه هم‌زمان تلاش کرده با ائتلاف‌سازی منطقه‌ای، هزینه‌های راهبردی تهران را بالا ببرد.

اما برخلاف فضای رسانه‌ای واشنگتن، واقعیت میدانی نشان می‌دهد بحران هرمز بیش از آنکه ایران را وارد بن‌بست کند، اقتصاد جهانی و حتی متحدان آمریکا را نیز وارد مرحله‌ای از نگرانی و فرسایش کرده است.

طبق داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت در روز ــ معادل نزدیک به یک‌پنجم مصرف جهانی نفت ــ از تنگه هرمز عبور می‌کند. علاوه بر آن، حدود یک‌سوم تجارت دریایی گاز طبیعی مایع جهان نیز وابسته به این گذرگاه است.

همین مسئله باعث شده هرگونه ناامنی یا اختلال در هرمز، بلافاصله بازار جهانی انرژی، هزینه بیمه کشتی‌ها و قیمت حمل‌ونقل دریایی را تحت تأثیر قرار دهد.

صندوق بین‌المللی پول نیز اخیراً هشدار داده بود در صورت تداوم تنش در خلیج فارس و باقی ماندن قیمت انرژی در سطوح بالا، رشد اقتصاد جهانی می‌تواند تا ۲.۵ درصد کاهش پیدا کند و تورم جهانی دوباره جهش کند.

در همین چارچوب، سخنان بقایی درباره تماس مستمر با عمان و دیگر طرف‌های منطقه‌ای، فقط یک موضع دیپلماتیک ساده نیست؛ بلکه بخشی از تلاش تهران برای انتقال بحران از فاز تقابل نظامی به مرحله مدیریت سیاسی و منطقه‌ای است.

بقایی همچنین یک روز پس از حادثه نیروگاه براکه در امارات تأکید کرد ایران هیچ خصومتی با کشورهای منطقه ندارد؛ موضعی که از منظر سیاسی اهمیت زیادی دارد.

مقام‌های اماراتی روز یکشنبه از حمله پهپادی به یک ژنراتور برق در خارج از محدوده داخلی نیروگاه هسته‌ای براکه خبر داده بودند؛ حادثه‌ای که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نسبت به آن ابراز نگرانی کرد.

با این حال، تهران تلاش می‌کند مانع از آن شود که تنش میان ایران و آمریکا به تقابل مستقیم میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس تبدیل شود.

این رویکرد، بخشی از راهبرد بزرگ‌تر ایران برای جلوگیری از شکل‌گیری یک ائتلاف امنیتی گسترده‌تر علیه خود است؛ به‌ویژه در شرایطی که آمریکا و اسرائیل طی ماه‌های گذشته تلاش زیادی برای امنیتی‌سازی فضای منطقه انجام داده‌اند.

از منظر تحلیلی، تحولات اخیر نشان می‌دهد واشنگتن و تهران وارد مرحله‌ای از «فشار متقابل کنترل‌شده» شده‌اند؛ مرحله‌ای که در آن، هر دو طرف تلاش می‌کنند بدون ورود به جنگ گسترده، موقعیت چانه‌زنی خود را تقویت کنند.

آمریکا با ادبیات تهدید، تحرکات نظامی و فشار دریایی تلاش می‌کند ایران را وادار به امتیازدهی سریع‌تر کند، اما هم‌زمان به‌خوبی می‌داند هرگونه درگیری بزرگ در هرمز می‌تواند اقتصاد جهانی را وارد بحران تازه‌ای کند.

در مقابل، ایران نیز تلاش می‌کند نشان دهد امنیت خلیج فارس و تجارت انرژی جهان، بدون نقش تهران قابل تضمین نیست.

در همین زمینه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، طی روزهای گذشته گفته بود:
«از نظر ما، تنگه هرمز برای همه کشتی‌های تجاری باز است، اما آن‌ها باید با نیروهای دریایی ما همکاری کنند.»

او همچنین تأکید کرده بود:
«ما هیچ مانعی ایجاد نکرده‌ایم؛ این آمریکا است که محاصره ایجاد کرده است.»

این مواضع نشان می‌دهد تهران می‌خواهد روایت غالب بحران را تغییر دهد؛ یعنی به‌جای متهم شدن به تهدید امنیت
دریایی، آمریکا را عامل اصلی بی‌ثباتی منطقه معرفی کند.

در داخل آمریکا نیز نشانه‌هایی از اختلاف نظر درباره ادامه مسیر دیده می‌شود. طی هفته‌های اخیر، بخشی از سناتورها و حتی برخی محافل امنیتی آمریکا نسبت به تبعات اقتصادی و نظامی ادامه بحران هشدار داده‌اند.

روزنامه نیویورک‌تایمز نیز اخیراً به نقل از ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا گزارش داده بود ایران باوجود فشارها و حملات اخیر، همچنان بخش قابل‌توجهی از توان موشکی و زیرساخت‌های راهبردی خود را حفظ کرده است؛ موضوعی که هرگونه اقدام نظامی گسترده‌تر را پیچیده‌تر می‌کند.

در همین حال، نقش پاکستان و عمان نیز در حال پررنگ‌تر شدن است. پاکستان اکنون به کانال اصلی انتقال پیام میان تهران و واشنگتن تبدیل شده و عمان نیز بار دیگر نقش سنتی خود به‌عنوان میانجی بحران‌های منطقه‌ای را فعال کرده است.

انتخاب این دو کشور، تصادفی نیست؛ زیرا هر دو تلاش کرده‌اند در بحران اخیر، از ورود به فضای قطبی و امنیتی فاصله بگیرند و کانال گفت‌وگو را باز نگه دارند.

از منظر راهبردی، آنچه امروز در جریان است فقط یک اختلاف دوجانبه میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه رقابتی بر سر نظم آینده خلیج فارس و امنیت انرژی جهان است.

تهران تلاش می‌کند نشان دهد بدون در نظر گرفتن جایگاه ژئوپلیتیکی ایران، هیچ سازوکار پایداری برای امنیت هرمز و تجارت انرژی قابل اجرا نیست.

در مقابل، واشنگتن می‌خواهد با فشار سیاسی، اقتصادی و امنیتی، این نقش را محدود کند؛ اما بحران ماه‌های اخیر نشان داده حذف یا نادیده گرفتن ایران از معادلات منطقه‌ای، نه‌تنها بحران را حل نکرده، بلکه هزینه‌های جهانی آن را افزایش داده است.

اظهارات هم‌زمان ترامپ و بقایی، تصویری روشن از مرحله حساس کنونی ارائه می‌دهد؛ آمریکا همچنان با زبان تهدید سخن می‌گوید، اما هم‌زمان ناچار است مسیر مذاکره را باز نگه دارد. در سوی مقابل، ایران نیز بدون عقب‌نشینی از مواضع راهبردی خود، تلاش می‌کند بحران را از میدان تقابل نظامی به عرصه چانه‌زنی سیاسی و منطقه‌ای منتقل کند. اکنون تنگه هرمز فقط یک گذرگاه انرژی نیست؛ بلکه به مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی ایران در یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های سال‌های اخیر تبدیل شده است.