یادداشت دکتر احمد بایبوردی، محقق و فعال محیط زیست

ارسباران؛ ذخیره‌گاه زیستی کم‌نظیر و میراث طبیعی شمال‌غرب ایران

جنگل‌های ارسباران، یکی از ارزشمندترین پهنه‌های زیستی کشور و از مهم‌ترین سرمایه‌های طبیعی آذربایجان و ایران به شمار می‌روند. این منطقه، با تنوع زیستی بالا، گونه‌های گیاهی و جانوری کم‌نظیر، ساختار اکولوژیک ویژه و نقش مهم در تنظیم اقلیم محلی، حفاظت خاک، تغذیه آب‌های زیرزمینی و پایداری معیشت جوامع محلی، جایگاهی فراتر از یک منطقه جنگلی معمولی دارد. ارسباران فقط مجموعه‌ای از درختان نیست؛ یک نظام زنده، پیچیده و حساس است. تخریب هر بخش از این زیست‌بوم، زنجیره‌ای از پیامدها را در پی دارد: افزایش فرسایش خاک، کاهش پوشش گیاهی، تهدید گونه‌های جانوری، افت کیفیت منابع آب، کاهش تاب‌آوری منطقه در برابر تغییرات اقلیمی و تشدید فقر زیست‌محیطی در روستاها و سکونتگاه‌های پیرامونی.

ارسباران فقط مجموعه‌ای از درختان نیست؛ یک نظام زنده، پیچیده و حساس است. تخریب هر بخش از این زیست‌بوم، زنجیره‌ای از پیامدها را در پی دارد: افزایش فرسایش خاک، کاهش پوشش گیاهی، تهدید گونه‌های جانوری، افت کیفیت منابع آب، کاهش تاب‌آوری منطقه در برابر تغییرات اقلیمی و تشدید فقر زیست‌محیطی در روستاها و سکونتگاه‌های پیرامونی.
امروز جنگل‌های ارسباران با تهدیدهای متعددی مواجه‌اند: تغییر کاربری اراضی، چرای بی‌رویه، آتش‌سوزی، بهره‌برداری غیراصولی، توسعه نامتوازن گردشگری، فشار جاده‌سازی، و در برخی نقاط، فعالیت‌های معدنی و عمرانی. اگر این فشارها بدون ارزیابی دقیق زیست‌محیطی ادامه یابد، ظرفیت ترمیم طبیعی منطقه کاهش می‌یابد و خسارت‌ها به مرحله برگشت‌ناپذیر نزدیک می‌شود.
حفاظت از ارسباران باید از رویکرد شعاری خارج شود. این منطقه نیازمند برنامه جامع حفاظت، پایش مداوم، تقویت نیروهای حفاظتی، استفاده از فناوری‌های نوین رصد، مشارکت جوامع محلی، توسعه گردشگری مسئولانه، مدیریت علمی چرا، کنترل آتش‌سوزی و برخورد جدی با تخریب‌های سازمان‌یافته است.
ارسباران ریه سبز شمال‌غرب ایران است. از دست دادن آن، فقط از دست دادن یک جنگل نیست؛ از دست دادن بخشی از هویت طبیعی، تاریخی و زیستی کشور است.
آلودگی هوا؛ بحرانی خاموش اما مرگبار
آلودگی هوا یکی از جدی‌ترین بحران‌های محیط زیستی و بهداشتی کشور است. این بحران، به‌ویژه در کلان‌شهرها و مناطق صنعتی، به‌صورت مستقیم سلامت مردم را تهدید می‌کند و هزینه‌های سنگینی بر نظام درمان، اقتصاد خانوار، بهره‌وری نیروی کار و کیفیت زندگی تحمیل می‌نماید.
آلودگی هوا تنها به دود خودروها محدود نیست. صنایع آلاینده، نیروگاه‌ها، سوخت‌های غیراستاندارد، ناوگان فرسوده حمل‌ونقل، گردوغبار، تخریب پوشش گیاهی، مصرف بالای انرژی و مدیریت ناکارآمد شهری، همه در شکل‌گیری این بحران نقش دارند.
پیامدهای آلودگی هوا بسیار فراتر از سرفه، تنگی نفس و تعطیلی مدارس است. افزایش بیماری‌های قلبی و تنفسی، تشدید سرطان‌ها، کاهش توان جسمی و ذهنی، آسیب به کودکان و سالمندان، کاهش عملکرد گیاهان، افت بهره‌وری کشاورزی و آسیب به اکوسیستم‌های شهری و طبیعی، از نتایج مستقیم و غیرمستقیم این معضل است.
برای کنترل آلودگی هوا، سیاست‌های مقطعی و واکنشی کافی نیست. تعطیلی مدارس یا محدودیت‌های کوتاه‌مدت، درمان ریشه‌ای نیست. راهکار اصلی، اصلاح ساختار مصرف انرژی، نوسازی ناوگان حمل‌ونقل، توسعه حمل‌ونقل عمومی پاک، کنترل آلایندگی صنایع، ارتقای کیفیت سوخت، افزایش فضای سبز شهری، پایش دقیق منابع آلاینده و اجرای جدی قوانین هوای پاک است.
هوای پاک حق عمومی مردم است، نه امتیازی تشریفاتی. جامعه‌ای که هوای سالم ندارد، حتی اگر از نظر اقتصادی رشد کند، از نظر کیفیت زندگی و سلامت انسانی دچار عقب‌ماندگی خواهد شد.
معادن؛ توسعه بدون ضابطه، زخم باز طبیعت
معدن می‌تواند یکی از ظرفیت‌های مهم اقتصادی کشور باشد، اما معدن‌کاری بدون ضابطه، بدون ارزیابی زیست‌محیطی و بدون تعهد به بازسازی طبیعت، به یکی از عوامل جدی تخریب سرزمین تبدیل می‌شود.
در بسیاری از مناطق کشور، فعالیت‌های معدنی موجب تخریب پوشش گیاهی، فرسایش خاک، تغییر چشم‌انداز طبیعی، آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی، تولید گردوغبار، برهم خوردن زیستگاه‌های جانوری و تهدید معیشت جوامع محلی شده است. این مسئله در مناطق حساس و دارای ارزش اکولوژیک، مانند نواحی جنگلی، مرتعی، کوهستانی و منابع آبخیز، اهمیت بیشتری دارد.
مشکل اصلی، مخالفت با اصل معدن‌کاری نیست؛ مسئله، معدن‌کاری بی‌ضابطه و فاقد مسئولیت زیست‌محیطی است. توسعه معدنی باید مشروط به ارزیابی دقیق اثرات محیط زیستی، رعایت ظرفیت اکولوژیک منطقه، مدیریت پساب و باطله، کنترل گردوغبار، حفاظت از منابع آب، جبران خسارت‌های زیست‌محیطی و بازسازی کامل محدوده پس از بهره‌برداری باشد.
هیچ توسعه‌ای نباید به قیمت نابودی منابع پایه، تخریب خاک، آلودگی آب و نابودی زیستگاه‌ها انجام شود. معدن اگر با علم، قانون و مسئولیت اجتماعی همراه نباشد، به‌جای ثروت، میراثی از زخم، فرسایش و فقر محیط زیستی برجای می‌گذارد.
محیط زیست، مسئله‌ای بخشی نیست؛ موضوع حکمرانی است
یکی از ضعف‌های اساسی در مدیریت محیط زیست، نگاه بخشی و جزیره‌ای به مسائل است.
دریاچه ارومیه فقط مسئله آب نیست؛ مسئله کشاورزی، الگوی کشت، حق‌آبه، توسعه شهری، سدسازی، معیشت، اقلیم و حکمرانی منطقه‌ای است. ارسباران فقط مسئله منابع طبیعی نیست؛ مسئله گردشگری، معدن، راه، دامداری، حفاظت، اقتصاد محلی و امنیت زیستی است. آلودگی هوا فقط مسئله شهرداری یا محیط زیست نیست؛ مسئله انرژی، صنعت، حمل‌ونقل، سلامت، اقتصاد و عدالت اجتماعی است.
بنابراین راه‌حل‌های محیط زیستی نیز باید یکپارچه، علمی و فرابخشی باشند. نمی‌توان از یک‌سو شعار حفاظت از محیط زیست داد و از سوی دیگر، بدون توجه به ظرفیت سرزمین، توسعه ناپایدار را ادامه داد.
محیط زیست نیازمند حکمرانی هوشمند است؛ حکمرانی‌ای که بر داده، پایش، شفافیت، پاسخگویی، مشارکت مردم، مسئولیت دستگاه‌ها و آینده‌نگری استوار باشد.
سخن پایانی؛ روز جهانی محیط زیست، روز تعهد به آینده ایران
روز جهانی محیط زیست باید ما را از عادت خطرناک بی‌تفاوتی خارج کند. بحران‌های محیط زیستی آرام، تدریجی و گاه نامرئی آغاز می‌شوند، اما نتایج آنها می‌تواند بسیار سریع، گسترده و پرهزینه ظاهر شود.
دریاچه‌ای که خشک می‌شود، جنگلی که از بین می‌رود، هوایی که آلوده می‌شود، خاکی که فرسایش می‌یابد و معدنی که بدون بازسازی رها می‌شود، فقط یک مسئله طبیعی نیست؛ نشانه‌ای از ضعف در مدیریت توسعه و بی‌توجهی به حقوق نسل‌های آینده است.
امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند آن هستیم که محیط زیست را از حاشیه تصمیم‌گیری به متن سیاست‌گذاری بیاوریم. دریاچه ارومیه باید با نگاه حوضه‌ای و علمی احیا شود. ارسباران باید به‌عنوان میراث زیستی ملی حفاظت گردد. آلودگی هوا باید با اصلاحات ساختاری مهار شود. معادن باید تابع قانون، ارزیابی دقیق و مسئولیت زیست‌محیطی باشند.
محیط زیست ایران هنوز فرصت احیا دارد، اما این فرصت نامحدود نیست. آینده از آنِ جوامعی است که میان توسعه و طبیعت، تعادل برقرار می‌کنند. توسعه‌ای که منابع آب، خاک، هوا، جنگل و زیستگاه را نابود کند، توسعه نیست؛ مصرف آینده برای آسایش موقت امروز است.
روز جهانی محیط زیست، روز یادآوری این حقیقت است که ایرانِ فردا، در گرو تصمیم‌های امروز ماست.