به گزارش ایرتانیوز، پایه و اساس شهر کارآمد، استقرار امکانات متناسب با نیاز هر منطقه است. در بسیاری از کلانشهرها، تمرکز خدمات در نقاط خاصی از شهر باعث شده تا شهروندان برای دسترسی به ابتداییترین خدمات، ساعتها زمان خود را در مسیرهای طولانی هدر دهند. این عدم تعادل، فشار مضاعفی بر شبکه معابر وارد کرده و زیرساختهای حملونقل را با استهلاک زودرس مواجه میکند. مدیریت شهری هوشمند باید با استفاده از تحلیل دادههای جمعیتشناختی و الگوی تردد، مناطق کمبرخوردار را شناسایی کرده و با اولویتبندی بودجههای عمرانی، دسترسی این محلات به امکانات رفاهی، آموزشی و ورزشی را تسهیل کند.
یکی از ستونهای این رویکرد، مفهوم شهر چندمرکزی است. در این مدل، به جای آنکه تمام خدمات در یک یا دو نقطه اصلی شهر متمرکز شوند، نقاط مختلفی از شهر به عنوان مراکز ثانویه خدماتی تعریف میشوند. این مراکز که شامل مراکز اداری، خدماتی و رفاهی کوچکمقیاس هستند، باعث میشوند تا بخشی از نیازهای روزمره شهروندان در محدوده همان محله پاسخ داده شود. با این اقدام، شاهد کاهش تقاضای سفر به مراکز اصلی شهر خواهیم بود که این امر خود باعث بهبود وضعیت ترافیک و کاهش آلودگیهای ناشی از تردد خودروها میشود.
نقش فناوری در پایش عادلانه خدمات بسیار حیاتی است. سامانه های اطلاعات جغرافیایی که به طور مستمر وضعیت دسترسی به امکانات را ترسیم میکنند، به مدیران اجازه میدهند تا به صورت لحظهای ببینند که آیا توزیع فضای سبز، ایستگاههای حملونقل عمومی و مراکز امدادی با عدالت صورت گرفته است یا خیر. دادههای دقیقِ مبتنی بر نقشه، مانع از تصمیمگیریهای سلیقهای میشود و به بودجههای عمرانی جهت میدهد تا به جای پروژههای پرزرقوبرق در مناطق خاص، صرف ارتقای کیفیت زندگی در مناطق نیازمند شود.
نکته دیگر در توسعه متوازن، استفاده از ظرفیتهای موجود و بهسازی زیرساختهای فرسوده به جای توسعه افقی شهر است. توسعه افقی و گسترش بیرویه شهر، هزینههای سنگینی را بابت رساندن آب، برق، گاز و خدمات شهری به نقاط دوردست به مدیریت شهری تحمیل میکند که این هزینهها میتوانست صرف بهبود کیفیت در مناطق مرکزی و موجود شود. مدیریت شهری کارآمد، با تمرکز بر بازآفرینی بافتهای موجود و ارتقای استاندارد خدمات در محلات فعلی، پایداری کالبدی را به جای اتلاف منابع برمیگزیند.
در نهایت، دستیابی به عدالت خدماتی، نیازمند همکاری نزدیک دستگاههای مختلف اجرایی است. ناهماهنگی بین سازمانهای متولی آب، برق، مخابرات و شهرداری، معمولاً عامل اصلی ناکارآمدی در خدماترسانی است. ایجاد یک قرارگاه هماهنگی در سطح شهر که تمامی پروژههای زیرساختی را بر اساس برنامه توسعه متوازن هماهنگ کند، میتواند از تکرار پروژهها و اتلاف منابع جلوگیری کرده و تضمینکننده این باشد که هر ریال از بودجه عمومی، به درستی در خدمت کاهش شکافهای خدماتی قرار میگیرد.














ارسال پاسخ