به گزارش ایرتانیوز، مسئله تجارت ایران را نباید به انتخاب میان ارتباط یا عدم ارتباط با امارات محدود کرد. بنادر این کشور همچنان میتوانند در تجارت منطقهای نقش داشته باشند، اما وابستگی ساختاری به یک هاب خارجی با استفاده اقتصادی از ظرفیت آن تفاوت دارد. راهبرد پایدار، ایجاد شبکهای از مسیرهای مکمل است تا اختلال در یک بندر یا مرز نتواند جریان تجارت کشور را بهطور جدی متوقف کند.
از چابهار تا خزر؛ فرصتهای پیشرو
بندر چابهار به دلیل دسترسی به دریای عمان، ظرفیت مهمی برای ارتباط با هند، پاکستان، افغانستان و آسیای مرکزی دارد. تکمیل اتصال ریلی چابهار به زاهدان و توسعه مسیرهای انتقال کالا میتواند دسترسی ایران به آبهای آزاد را تقویت کند. در شمال کشور نیز بنادر خزر و اتصال آنها به شبکه ریلی، امکان گسترش مبادلات با روسیه و کشورهای آسیای مرکزی را افزایش میدهد.
فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، بر اهمیت تکمیل کریدورهای حملونقل و توسعه مسیرهای ریلی تأکید کرده است. پروژههایی مانند چابهار–زاهدان و رشت–آستارا میتوانند اتصال ایران به مسیرهای شمالی و جنوبی را تقویت کنند؛ هرچند بهرهبرداری اقتصادی از این پروژهها به تکمیل زیرساختها و تأمین مالی وابسته است.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، نیز با تأکید بر توسعه مسیرهای جایگزین واردات و استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه، تصریح کرده است: «تمام ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی و منطقهای باید برای تسهیل خرید، حملونقل، ترخیص و ورود کالاهای اساسی و دارو به کار گرفته شود تا در تأمین نیازهای مردم اختلالی ایجاد نشود.» این رویکرد نشان میدهد تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، علاوه بر توسعه صادرات و ترانزیت، با امنیت تأمین کالاهای ضروری نیز ارتباط مستقیم دارد.
همسایگان؛ حلقههای یک شبکه تجاری
پاکستان، عمان، ترکیه و عراق هرکدام ظرفیتهایی برای توسعه تجارت و ترانزیت ایران دارند. بااینحال، وجود مرز مشترک یا امضای توافق بهتنهایی مسیر تجاری رقابتی ایجاد نمیکند. کاهش توقفهای گمرکی، هماهنگی تعرفهها، بهبود خدمات حملونقل و ایجاد خطوط منظم ریلی و دریایی برای تبدیل این ظرفیتها به مزیت اقتصادی ضروری است.
در کنار توسعه زیرساختها، باید مدیریت کریدورها نیز یکپارچه شود. همچنین تنوع مسیرها باید با گسترش بازارهای صادراتی و روشهای تسویه مالی همراه باشد؛ زیرا تعدد راههای حملونقل، بدون تنوع در بازار و خدمات مالی، همه آسیبپذیریهای تجاری را برطرف نمیکند.
مسئله اصلی، جایگزینکردن یک بندر با بندری دیگر نیست؛ هدف باید ساخت شبکهای چندمسیره باشد که تجارت ایران را در برابر فشارهای خارجی مقاومتر کند. دریای عمان، دریای خزر، پاکستان، عمان، ترکیه، عراق و آسیای مرکزی باید در قالب مجموعهای هماهنگ از مسیرهای دریایی، ریلی و جادهای به یکدیگر متصل شوند.
موقعیت جغرافیایی ایران زمانی به قدرت ژئواکونومیک تبدیل میشود که کالا بتواند با هزینه رقابتی، زمان قابل پیشبینی و حداقل توقف از مسیرهای مختلف عبور کند. معیار موفقیت این راهبرد، تعداد پروژهها و توافقهای اعلامشده نیست؛ بلکه توان واقعی کشور برای حفظ جریان تجارت، حتی هنگام اختلال در یکی از مسیرهای اصلی است.














ارسال پاسخ