روز دریای خزر به مناسبت لازمالاجرا شدن «کنوانسیون تهران» برای حفاظت از محیط زیست این پهنه آبی نامگذاری شده است. اهمیت این مناسبت دقیقاً در همین نکته نهفته است: خزر متعلق به یک کشور نیست و نجات آن نیز از توان یک کشور خارج است. ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان در برابر سرنوشت پهنهای قرار گرفتهاند که بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان است و هر تصمیم در یک سوی آن میتواند پیامدهایی برای سوی دیگر داشته باشد. کنوانسیون تهران نیز تنها چارچوب منطقهای الزامآور برای حفاظت از محیط زیست دریایی خزر است.
اما امسال، روز دریای خزر معنای جدیتری پیدا کرده است. برنامه محیط زیست سازمان ملل در گزارش تازه خود هشدار داده که عقبنشینی خزر دیگر صرفاً موضوع مطالعات دانشگاهی یا پیشبینیهای دوردست نیست؛ آثار آن اکنون در تصاویر ماهوارهای، نمایان شدن پهنههای وسیع ساحلی و فاصله گرفتن آب از برخی بنادر و سکونتگاههای ساحلی دیده میشود. سطح آب خزر از دهه ۱۹۹۰ تاکنون حدود دو متر پایین آمده و افزایش دما و تبخیر، این روند را تشدید کرده است.
این اعداد شاید در نگاه اول چندان تکاندهنده به نظر نرسند؛ «دو متر» روی کاغذ فقط یک عدد است. اما برای یک دریا، دو متر میتواند به معنای کیلومترها عقبنشینی خط ساحلی در مناطق کمعمق، تغییر زیستگاهها، دشوارتر شدن فعالیت بنادر، آسیب به ماهیگیری و تغییر زندگی جوامعی باشد که نسلها کنار آب زیستهاند.
نگرانی بزرگتر اما مربوط به آینده است. برآوردهای علمی نشان میدهد در سناریوهای مختلف اقلیمی، سطح خزر ممکن است تا پایان قرن چندین متر دیگر کاهش پیدا کند. یک پژوهش منتشرشده در نشریه «ارتباطات زمین و محیط زیست» با استفاده از مدلهای اقلیمی، کاهش حدود ۸ متر در یک سناریوی میانه و حدود ۱۴ متر در سناریوی انتشار بالاتر را برآورد کرده و دامنه برخی مدلها حتی به ۲۱ متر میرسد. برنامه محیط زیست سازمان ملل نیز در سال ۲۰۲۶ نسبت به همین دامنه ۸ تا ۲۱ متری هشدار داده است.
اینجاست که مسئله خزر از یک دغدغه صرفاً زیستمحیطی خارج میشود. اگر آب عقب برود، فقط منظره ساحل تغییر نمیکند. بنادر، حملونقل دریایی، شیلات، زیرساختهای ساحلی، گردشگری، امنیت غذایی و اشتغال تحت تأثیر قرار میگیرند. سازمان ملل صراحتاً هشدار داده که ادامه این روند میتواند زندگی و معیشت میلیونها نفر در پنج کشور ساحلی را تحت فشار قرار دهد.
خزر از سوی دیگری نیز زخمی است. آلودگی، تخریب زیستگاهها و بهرهبرداری بیش از اندازه، همزمان با تغییرات اقلیمی بر این زیستبوم فشار وارد میکنند. این دریا بزرگترین محل تخمریزی ماهیان خاویاری جهان است و زیستگاه فک خزری، گونهای منحصربهفرد و در معرض خطر، به شمار میرود. بنابراین کاهش سطح آب فقط عقب رفتن یک خط آبی روی نقشه نیست؛ جابهجایی و تخریب یک زنجیره زیستی است که بازسازی آن ممکن است دههها زمان ببرد یا در برخی نقاط اساساً ممکن نباشد.
برای ایران، این هشدار باید جدیتر شنیده شود. تجربه دریاچه ارومیه به ما آموخته است که بحرانهای آبی ناگهان از آسمان فرود نمیآیند. سالها نشانه میدهند، عقب میروند، کوچک میشوند و هشدار میدهند؛ اما وقتی بحران به چشم همه میآید، هزینه جبران چندین برابر شده است. خزر البته از نظر ساختار طبیعی، منابع آب و ابعاد با دریاچه ارومیه قابل قیاس ساده نیست، اما یک درس میان آنها مشترک است: طبیعت تا ابد منتظر تصمیم انسان نمیماند.
بخش بزرگی از آب ورودی خزر نیز از رود ولگا تأمین میشود؛ برنامه محیط زیست سازمان ملل سهم این رود را حدود ۸۰ درصد کل ورودی عنوان کرده است. همین وابستگی نشان میدهد که حفاظت از خزر بدون همکاری واقعی کشورهای ساحلی و مدیریت عوامل فرامرزی ممکن نیست.
مسئله خزر با بیانیههای مناسبتی حل نمیشود؛ به تبادل داده، پایش مشترک، کنترل آلودگی، حفاظت از زیستگاهها، سازگاری زیرساختهای ساحلی با کاهش تراز آب و مهمتر از همه، تبدیل تعهدات سیاسی به اقدام نیاز دارد.
نشانههایی از حرکت در این مسیر وجود دارد. کشورهای ساحلی در سال ۲۰۲۶ درباره برنامه اقدام مربوط به نوسانات سطح آب خزر برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۶ گفتوگو کردهاند. ارزش چنین برنامههایی اما نه در تعداد نشستها و اسناد، بلکه در اتفاقی است که در ساحل رخ میدهد. خزر با مصوبه و عکس یادگاری نجات پیدا نمیکند؛ نتیجه باید در کاهش آلودگی، حفاظت از گونهها، مدیریت بهتر سواحل و آمادگی برای عقبنشینی آب دیده شود.
روز دریای خزر، بنابراین نباید فقط روز انتشار چند تصویر زیبا از موج و ساحل باشد. شاید اتفاقاً امروز باید عکسهای عقبنشینی آب را بیشتر ببینیم. باید درباره ماهیگیر، بندرنشین، تالابهای ساحلی و نسلی حرف بزنیم که ممکن است خزری متفاوت از آنچه ما شناختهایم تحویل بگیرد.
ما معمولاً وقتی چیزی را از دست میدهیم، تازه ارزشش را بهتر میفهمیم. درباره خزر هنوز فرصت داریم این عادت را تغییر دهیم. این دریا هنوز هست، هنوز موج میزند و هنوز بخشی از زندگی شمال ایران است؛ اما همین «هنوز» مهمترین هشدار روز دریای خزر است.
اگر قرار باشد این روز معنایی فراتر از تقویم داشته باشد، شاید معنایش همین باشد: خزر را پیش از آنکه مجبور شویم برای آن حسرت بخوریم، جدی بگیریم.














ارسال پاسخ