دسته‌ها

مغز در تله بقا

چرا بعد از بحران نمی‌توانیم به زندگی عادی برگردیم؟

تبریز - ایرتانیوز - دکتر رضا باغبان روانشناس بالینی، با اشاره به پیامدهای روانی جنگ گفت واکنش‌هایی مانند ترس و اضطراب پس از بحران طبیعی است، اما اگر ادامه‌دار شود و در زندگی فرد اختلال ایجاد کند نیاز به بررسی تخصصی دارد. وی تأکید کرد ماندن در حالت بقا می‌تواند به آسیب‌های روانی، خانوادگی و شغلی منجر شود.

به گزارش ایرتانیوز، دکتر رضا باغبان روانشناس بالینی، با اشاره به تأثیرات روانی جنگ و ناامنی بر افراد اظهار کرد: یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسان، بقا و زنده ماندن است و به همین دلیل در شرایط بحرانی، ذهن انسان وارد «حالت بقا» می‌شود. در این وضعیت، مهم‌ترین اولویت فرد حفظ امنیت و زنده ماندن است و همین موضوع می‌تواند اضطراب و استرس را افزایش داده و بر کیفیت زندگی و قدرت تصمیم‌گیری افراد تأثیر بگذارد.

وی افزود: زمانی که افراد برای نخستین بار با شرایطی مانند جنگ و ناامنی مواجه می‌شوند، مکانیسم‌های دفاعی مغز فعال شده و ممکن است کیفیت زندگی، تمرکز و توان تصمیم‌گیری آن‌ها کاهش پیدا کند. با این حال افرادی که مهارت‌های بیشتری در مدیریت هیجان‌ها و کنترل شرایط دارند، حتی در وضعیت‌های بحرانی نیز می‌توانند عملکرد رضایت‌بخشی داشته باشند.

باغبان با بیان اینکه پایان یک بحران لزوماً به معنای پایان واکنش‌های روانی نیست، گفت: مغز انسان برای محافظت از فرد در برابر خطر طراحی شده است و به همین دلیل پس از تجربه تهدیدها و اضطراب‌های طولانی‌مدت، ممکن است همچنان در حالت آماده‌باش باقی بماند. حافظه هیجانی سبب می‌شود مغز حتی پس از پایان بحران نیز خطر را واقعی تلقی کند و فرد مدام شرایط را پایش و بررسی کند.

وی ادامه داد: برخی افراد پس از بحران ممکن است علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یا نشانه‌های خفیف‌تر آن را تجربه کنند. در چنین شرایطی لازم است وضعیت فرد توسط روانشناس یا درمانگر ارزیابی شود و در صورت نیاز، روند درمان آغاز شود.

این روانشناس بالینی درباره پیامدهای ماندن طولانی‌مدت در حالت بقا اظهار کرد: افزایش اضطراب، افسردگی، فرسودگی روانی، احساس درماندگی، ناامیدی و حتی حملات پانیک از جمله پیامدهای این وضعیت است. زمانی که فرد برای مدت طولانی در کنترل اضطراب خود ناکام می‌ماند، احساس درماندگی در او شکل می‌گیرد و همین مسئله می‌تواند زمینه‌ساز افسردگی شود.

وی افزود: در روابط خانوادگی نیز کاهش تاب‌آوری، افزایش تنش و مشاجره، کاهش صمیمیت عاطفی و فاصله گرفتن اعضای خانواده از یکدیگر مشاهده می‌شود. همچنین اضطراب والدین می‌تواند به کودکان منتقل شود و سلامت روان آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

باغبان با اشاره به آثار این وضعیت بر عملکرد شغلی و تحصیلی گفت: کاهش تمرکز، افت کارایی، اهمال‌کاری، کاهش خلاقیت و افت انگیزه از پیامدهای رایج ماندن در حالت بقا است. در برخی موارد نیز فرد احساس می‌کند زندگی او متوقف شده، در حالی که دیگران به مسیر عادی خود ادامه می‌دهند.

وی درباره راهکارهای خروج از چرخه اضطراب و بازگشت به زندگی عادی اظهار کرد: پیگیری مداوم اخبار و قرار گرفتن دائمی در معرض اخبار بحران، اضطراب را تشدید می‌کند. اگر حذف کامل اخبار امکان‌پذیر نیست، بهتر است افراد زمان کوتاه و مشخصی را در طول روز برای اطلاع از اخبار اختصاص دهند و از دنبال کردن مداوم آن، به‌ویژه در ساعات پایانی شب، خودداری کنند.

این روانشناس بالینی ادامه داد: داشتن برنامه روزانه منظم، خواب کافی، مطالعه، پیاده‌روی، انجام فعالیت‌های تخصصی، حفظ ارتباطات اجتماعی، ورزش، یوگا، تمرینات تنفسی و تغذیه مناسب می‌تواند به کاهش اضطراب و بازگشت احساس ثبات و امنیت کمک کند.

وی درباره مصرف داروهای آرام‌بخش و ضدافسردگی نیز گفت: مصرف این داروها باید حتماً با تجویز روانپزشک انجام شود و استفاده خودسرانه از آن‌ها می‌تواند احتمال وابستگی و بروز مشکلات بیشتر را افزایش دهد. در بسیاری از موارد نیز روان‌درمانی نقش اصلی را در درمان اضطراب و استرس ایفا می‌کند.

باغبان در پایان تأکید کرد: اگر افراد احساس می‌کنند قادر به کنترل شرایط نیستند، مراجعه به روانشناس می‌تواند روند بهبود را تسهیل کند. همچنین بهتر است تغییرات را از گام‌های کوچک آغاز کنند و با تقویت مهارت‌های فردی، ذهن خود را از حالت بقا به سمت رشد و امید به آینده هدایت کنند.

وی خاطرنشان کرد: واکنش‌هایی مانند ترس، اضطراب، بی‌انگیزگی و گوش‌به‌زنگ بودن پس از جنگ و بحران طبیعی است، اما اگر این علائم بیش از چند هفته ادامه پیدا کند و در خواب، کار، تحصیل یا زندگی روزمره فرد اختلال ایجاد کند، لازم است هرچه سریع‌تر توسط متخصص سلامت روان مورد بررسی قرار گیرد.